-
۶۱
خلاصه درس شصت و يکم
1. يادآوري؛ بررسي اشکالات بر نظريه مشهور پيرامون اخبار من بلغ و رد نظرات ايشان
2. اشکال هفتم بر نظريه مشهور از سوي محقق خويي(ره)
3. محقق خويي: بيان مشهور صحيح نيست زيرا دليلي که در مقام جعل حجيت براي يک شئ است، دو جهت دارد1. ملغي کردن احتمال خلاف 2. بنا گذاشتن بر اينکه موداي طريق همان واقع است
4. محقق خويي: مفروض اخبار من بلغ در فراز «و ان لم يقله»، عدم وجود و ثبوت مودي در واقع است و اين با لسان جعل حجيت سازگار نيست؟!
5. سه مناقشه بر اشکال محقق خويي(ره) بر نظر مشهور
6. مناقشه اول: اشکال محقق خويي در صورتي وارد است که اخبار من بلغ، مقيد به فراز «و ان لم يقله» باشد در حاليکه اخبار من بلغ، مقيد به فرض «و ان لم يقله» و عدم وجود واقع نيست.
7. مناقشه دوم: با اخبار من بلغ، فعلي كه در واقع مستحب نيست، مستحب ميشود؛ هر چند ممکن است به يک تصويب في الجمله منجر شود
8. مناقشه سوم: اشکال محقق خويي بر مبناي جعل طريقيت براي امارات است؛ اما اگر حجيت امارات از باب منجزيت و معذريت باشد ديگر مساله احتمال «الغاء احتمال خلاف» و «واقع سازي مودي» وجود ندارد
9. جواب مناقشه سوم: در باب امارات و اصول هر مبنايي داشته باشيم همه در اين معنا مشترکند که شارع نمي تواند عدم وجود مودي را در واقع فرض کند؛ پس اشکال سوم وارد نيست.
10. نتيجه ي اشکالات وارده؛ بطلان نظريه مشهور
11. ب: بررسي نظريه شيخ انصاري
12. محقق انصاري(ره): اگر خبر ضعيفي منشأ احتمال وجوب شد، ديگر نيازي به اخبار احتياط نيست؛ از اين رو از اخبار من بلغ مي توان استفاده کرد که انجام فعل موعود به ثواب، مستحب است.
13. محقق انصاري(ره): اينکه از اخبار من بلغ مي توان استفاده کرد که انجام فعل موعود به ثواب، مستحب است، حاوي سه اشکال است.
14. اشکال اول: ترتب ثواب کاشف از استحباب نيست؛ اين اشکال، اشکال واردي است و در اينجا ثواب متفرع است بر بلوغ و يا اينکه بلوغ، داعي بر ايجاد عمل باشد پس خود عمل مستحب نيست بلکه به قيد «طلب» و «التماس ثواب» مستحب است و اين همان حکم عقل است
15. محقق انصاري(ره): از اخبار من بلغ دو احتمال استفاده مي شود: 1. احتمال استفاده اصل ثواب 2. احتمال استفاده ثواب خاص
16. بررسي هر دو احتمال:
17. بررسي احتمال اول: اگر اخبار من بلغ، اصل ثواب را دلالت کنند پس با حکم عقل يکسان مي شود و اين عين امر به احتياط است. نتيجه وحدت اخبار من بلغ با اخبار احتياط اين است که هر دو ارشاد به حکم عقل اند
18. بررسي احتمال دوم: اگر اخبار من بلغ ثواب خاص را دلالت کنند؛ اين لازمهي حكم به تنجّز ثواب نيست در اين صورت اين روايات شبيه آيه «و من يطع الله و رسوله» هستند الا اينکه آيه اطاعت حقيقيه است و اخبار من بلغ اطاعت حکمي؛
19. جلسه آتي: بررسي اشکالات محقق اصفهاني و محقق مشکيني بر نظريه شيخ انصاري
-
۶۲
خلاصه درس شصت و دوم
1. يادآروي1؛ بررسي نظريه شيخ انصاري پيرامون اخبار من بلغ؛
2. بادآوري2؛ متعلق افعالي که بر ثواب خاص و استحباب دلالت دارند فعل بما هو فعل نيست بلکه فعل بعنوان اينکه چنين ثوابي بر او مترتب است مي باشد
3. يادآوري3؛ بررسي سه اشکال از منظر محقق انصاري(ره) در ما نحن فيه؛ ثواب، کاشف از امر مولوي نيست يعني ترتب ثواب ملازمه با استحباب ندارد
4. محقق انصاري: اخبار من بلغ در مقام بيان حکم مولوي(استحباب مولوي) نيست بلکه تماما عنوان ارشادي را دارند
5. محقق انصاري: اخبار من بلغ دو صورت دارند: 1. دلالت بر ترتب اصل ثواب 2. دلالت بر ترتب ثواب مخصوص؛ اما در هر دو صورت ارشادي اند
6. بررسي صورت اول(دلالت بر ترتب اصل ثواب) در ضمن سه مطلب
7. مطلب اول: اين اخبار مطلقا(طلب شارع بروجه ارشادي باشد و يا بر وجه مستحب شرعي) موکِد حکم عقل اند، زيرا اگر انسان فعلي را به داعي مطلوبيت براي مولاو اخذ اجر از او انجام دهد، عقل فاعل آن را مستحق مدح مي داند
8. مطلب دوم: وزان اخبار من بلغ، وزان آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» است و هر دو موکد حکم عقل است
9. مطلب سوم: بيان يک توهم و رد آن
10. توهم: همچنانکه در ساير مستحبات شرعيه، نفس استحباب شرعي را از راه ترتب ثواب بدست مي آوريد و آن را ارشادي نمي دانيد پس در مورد اخبار من بلغ هم همين قاعده جاري است يعني بگوييم از راه ترتب ثواب به استحباب پي مي بريم!!!
11. رد توهم به بيان محقق انصاري: در ساير مستحبات شرعيه مساله اطاعت حقيقيه مطرح است و در ما نحن فيه مساله اطاعت حکمي(انقياد) مطرح است
12. فرق بين اطاعت حقيقيه و اطاعت حکميه: 1. اطاعت حقيقي در جايي است که يک فعل به عنوان خودش واجب يا مستحب باشد و اطاعت شود. 2. اطاعت حکمي(انقياد) در جايي که يک فعل به داعي مطلوبية مولا و يا به طلب فرمايش پيامبر باشد و اطاعت شود
13. بررسي صورت دوم(دلالت بر ترتب ثواب مخصوص) در ضمن چهار مطلب
14. مطلب اول: عقل ثواب مخصوص را نمي فهمد و در لغت و عرف هم به اين ثواب نمي گويند بلکه به آن «عوض» و «جزا» مي گويند
15. مطلب دوم: مدلول اخبار من بلغ، اِخبار از تفضل خدا بر عامل است و تفضل الهي ملزوم حکم عقلي ديگري است
16. مطلب سوم: اينکه تفضل الهي ملزوم حکم عقلي ديگري است نظير دو نکته است
17. نظير اول: در آيه «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» عقل مي گويد کاري را که ده برابر حسنه دارد حتما انجام بدهيد
18. نظير دوم: در روايت «نيّة الخير خيرٌ من عمله»، عقل در جايي که شارع بر نيت خير، ثواب مي دهد ارشاد به انجام مي کند
19. مطلب چهارم: انصاف اين است که برخي از اخبار من بلغ، ظهور در ثواب خاص دارند و هر چه موضوع براي تفضل الهي است عقل ارشاد به اتيان و امتثال آن مي کند
20. مناقشه بر نظر شيخ انصاري از منظر مختار: انصاف اين است که ارشادي بودن اخبار من بلغ، مشکل است
21. اشکالات محقق مشکيني بر شيخ انصاري: کلام شيخ به سه قسمت تقسيم ميشود
22. نظر مختار در مورد اشکالات محقق مشکيني بر شيخ انصاري: مشکيني کلام شيخ را آنگونه که بايسته و شايسته است نقل نکرده؛ جلسه آتي بررسي اشکالات مشکيني
-
۶۳
خلاصه درس شصت و سوم
1. يادآوري1؛ شيخ انصاري: اخبار من بلغ ارشادي اند نه مولوي؛ بررسي اشکالات وارده به نظريه ايشان
2. بررسي اشکالات وارده بر نظر شيخ انصاري
3. اشکال اول از منظر مختار: حکم ارشادي، انشاء نيست بلکه اخبار از حکم عقل است حال اگر اخبار من بلغ نبودند آيا کسي مي توانست بفهمد ثواب بر عملي که مولا هم نگفته باشد مترتب است؟
4. تبيين اشکال اول: 1. در مورد «ثواب خاص» به تصريح شيخ اعظم، عقل عاجز از ادراک آن است. 2. در مورد «اصل ثواب» دو صورت دارد(بلوغ ثواب و انجام عمل بداعي وصول به ثواب) لذا نياز به بررسي دارد.
5. بررسي اصل ثواب: مورد حکم عقل با مورد اخبار من بلغ فرق مي کند؛ زيرا در حکم عقل، انسان عمل را به صرف مطلوبيت براي مولا انجام مي دهد، اما در اخبار من بلغ انسان عمل را بواسطه «بلوغ ثواب» و «انجام عمل بخاطر وصول به ثواب» اتيان مي کند.
6. بيان محل اشکال: «انجام عمل بخاطر وصول به ثواب» را عقل مي فهمد لکن بلوغ ثواب(«بلغه أنّ له ثوابٌ») را عقل نمي فهمد و از آن بيگانه است
7. نظر مختار: اگر اخبار من بلغ نبود عقل مفاد آنها را درک نمي کرد؛ پس ترديدي نيست كه شارع در اخبار من بلغ، «بعنوان أنّه شارعٌ» صحبت ميكند.
8. معيار مولوي و ارشادي بودن: 1. مولويت آنجايي است که «شارع بما أنّه شارعٌ و بما أنّه مولا» حکمي را بيان کند هر چند عقل هم همان حرف را بزند. 2. ارشاديت در جايي است که حکمي مطابق حکم عقل باشد و «شارع بما أنّه شارعٌ» حکمي را بيان نكند.
9. اطاعت حکمي دو مصداق دارد:1. انقياد عقلي 2. شارع عملي را بمنزلة الاطاعه قرار دهد
10. اشکالات محقق مشکيني بر محقق انصاري
11. اشکال اول مشکيني: شيخ انصاري سه دليل براي ارشاديت اخبار من بلغ و ترتب ثواب عقلي آن، بيان مي کند: «تقييد عمل، به طلب ثواب موعود» و «تقييد عمل، به التماس قول نبي»، «انقياد» است
12. مناقشه بر اشکال محقق مشکيني: برخلاف مشکيني اساس استدلال شيخ، براي ارشادي بودن اينها نيست بلکه دليل شيخ در مقام اصل ثواب بودن اخبار من بلغ و يا در مقام ثواب خاص بودن آنهاست
13. تبيين اشکال محقق مشکيني: شيخ از راه انقياد وارد شده است، در حاليکه انقياد فعلي قلبي و جوانحي است نه فعلي ظاهري و جوارحي!
14. مناقشه بر اشکال اول محقق مشکيني: انقياد مسلّماً يک امر قلبي محض نيست، بلكه انجام عملي در خارج- اگر چه فعل واقعاً هم واجب نباشد- به قصد موافقت الهي و مطلوبيت للمولا انقياد است
15. اشکال دوم مشکيني: ارشاديت را در برخي از اخبار من بلغ قبول مي کنيم، نه همه آنها؛ زيرا اين اخبار دو دسته اند: 1. برخي حمل بر انقياد مي شود يعني عنوان ارشادي دارند 2. برخي همچون صحيحه هشام را نمي توان بر انقياد حمل کرد يعني عنوان مولوي دارند.
16. مناقشه بر اشکال دوم محقق مشکيني؛ مساله مطلق و مقيد در اين روايات جاري نيست چون هر دو دسته مثبتين است و وحدت سياق اين روايات اقتضا مي کند که يا تمامي اخبار من بلغ مولوي باشند و يا تماما ارشادي.
-
۶۴
خلاصه درس شصت و چهارم
1. يادآوري؛ بررسي اشکالات سه گانه ي محقق مشکيني بر نظريه شيخ انصاري پيرامون اخبار من بلغ
2. مقدمه اول اشکال سوم مشکيني: به نظر شيخ انصاري، تفريعي که در روايات وجود دارد ظهور در اين دارد که داعي به فعل بلوغ ثواب است
3. مقدمه دوم اشکال مشکيني: به نظر شيخ انصاري، عمل بما هو عمل اتيان نمي شود بلکه عمل بما هو طريق و وصول به اين ثواب خاص اتيان مي شود و چنين چيزي عقلا ملزوم است براي ثواب، لذا اخبار من بلغ ارشادي اند
4. توضيح اشکال سوم مشکيني: بنابر نظر شيخ آنچه که موجب انقياد عقلي است و نهايتا منجر به ترتب ثواب مي شود عمل مقيد به وصول ثواب خاص است نه عمل بما هو عمل؟!!! در حاليکه در اخبار من بلغ، متعلق به ثواب، خود عمل است.
5. بررسي اشکال سوم مشکيني از منظر مختار: فرمايش مشکيني، حرف خوب و متيني است و «ذلک» به خود عمل بر مي گردد و همين مقدار ارشادي بودن کلام شيخ را زير سئوال مي برد
6. اشکال چهارم بر شيخ انصاري: طبق نظر شيخ، اخبار من بلغ مسلما ظهور در ثواب خاص دارد؛ در اين حال ارشادي بودن آن را چگونه درست کرديد؟
7. محقق اصفهاني: اخبار من بلغ را نمي توان حمل بر ارشاديت کرد و اگر کسي بخواهد چنين کند از سداد بعيد است چون عقل اصل ثواب را درک مي کند ولي ثواب مضاعف را خير؛
8. نتيجه اشکالات وارده: بطلان نظريه شبخ انصاري مبني بر ارشادي بودن اخبار من بلغ؛
9. جلسه آتي: بررسي استحباب مولوي و ادامه نظر شيخ اعظم، محقق خراساني و محقق نائيني
-
۶۵
خلاصه درس شصت و پنجم
1. يادآوري؛ نظريه مشهور و شيخ انصاري پيرامون اخبار من بلغ تمام نيست
2. بررسي نظريه محقق خراساني مبني بر استخراج حکم فرعي فقهي(استحباب) از اخبار من بلغ؛
3. محقق خراساني: از اخبار من بلغ استحباب ذات عمل، به عنوان خودش استفاده مي شود مانند سائر مستحبات
4. بيان فرق مستحباتِ مستفاد از اخبار من بلغ و سائر مستحبات؛ مستحبات اخبار من بلغ به عنوان يک «قاعده فقهيه» است و سائر مستحبات به عنوان يک «مساله فقهيه» است
5. بررسي فرق بين نظر آخوند خراساني و شيخ انصاري پيرامون اخبار من بلغ؛ 1.آخوندخراساني: از اخبار من بلغ، استحباب ذات العمل را مي توان استفاده کرد. 2. شيخ اعظم: از اخبار من بلغ، استحباب عمل مقيد به داعي مطلوبيت را مي توان استفاده کرد.
6. بررسي نظريه محقق خراساني در ضمن سه مطلب
7. مطلب اول: طبق يکي از اخبار من بلغ يا صحيحه هشام، ثواب بر ذات عمل مترتب است
8. مطلب دوم: ظاهر اخبار من بلغ اين است که عمل متفرع بر بلوغ است اما يک قرينه عقليه بر خلاف وجود دارد و آن اينکه داعي عمل، وجه و عنوان براي عمل نمي شود.
9. محقق اصفهاني در توضيح کلام محقق خراساني: ظاهر عبارت آخوند اين است که داعي، موجب اين نمي شود که عمل، معنون به آن داعي شود و محال است خود داعي، جزء، وجه و عنوان عمل شود. 10. بررسي نظريه شيخ انصاري؛ شيخ از دو راه نظر خويش را اثبات مي کنند. 1. عمل مقيد، متفرع بر بلوغ ثواب است 2. عمل به طلب قول نبي و يا به طلب ثواب موعود باشد
11. نظر مختار: 1. آخوند با مطلب سوم هر دو راه شيخ را رد کردند و تفريع سبب نمي شود که به آن فعل عنوان ببخشد. 2. آخوند با مطلب دوم کلام شيخ را رد کردند
12. بررسي نکاتي پيرامون فاء تفريع؛
13. نکته اول: آيا فاء سببيت است يا عاطفه؟ 1. سببيت است پس «فعمله» يعني اين عمل مسبب از بلوغ ثواب است 2. عاطفه است پس «فعمله» يعني «و عمله» کسي که مي خواهد فضيلت اين عمل را درک کند
14. نکته دوم: محقق اصفهاني: شيخ اعظم سببيت را انکار کرده است و فاء را عاطفه دانسته است در حاليکه ادبا قائلند فاء عاطفه سه قسم است 1. عاطفه به معناي سببيت 2. عاطفه به معناي ترتيب 3. عاطفه به معناي تعقيب
15. نکته سوم: نظر محقق اصفهاني پيرامون فاء: در اينجا فاء، عاطفه ي ترتيبي است؛ پس «فعمله»، يعني از حيث ترتيب بعد از ديگري واقع شده نه اينکه عمل مسبب از بلوغ باشد
16. جلسه آتي؛ 1. بررسي صحت کلام آخوند و شيخ 2. بررسي دلالت اخبار من بلغ بر استحباب
-
۶۶
خلاصه درس شصت و ششم
1. يادآوري1؛ نظر محقق خراساني پيرامون اخبار من بلغ: اين اخبار، بر استحباب ذات عمل دلالت دارند
2. يادآوري2؛ نظر محقق انصاري پيرامون اخبار من بلغ: اگر قائل به استحباب شويم اين اخبار بر استحباب عملي که به داعي ثواب موعود اتيان شود دلالت دارد.
3. بررسي چند نکته محوري؛ کلام محقق انصاري صحيح است يا کلام محقق خراساني؟
4. نکته اول: بررسي فاء تفريع در اخبار من بلغ
5. نکته دوم: بررسي اينکه آيا مطلقات در برخي اخبار من بلغ، با مقيدات در برخي ديگر آن روايات، تقييد مي خورد؟
6. نکته سوم(از محقق روحاني): در ما نحن فيه يک کبراي مسلم داريم و يک صغراي مورد نزاع.
7. کبراي مسلم: اگر دليلي متکفل ترتب ثواب بر فعلي باشد 1. يا آن فعل في نفسه اقتضاي ثواب ندارد که در اينجا کشف از تعلق امر مولوي استحبابي مي کنيم 2. يا آن فعل في نفسه اقتضاي ثواب دارد که اين ارشاد به حکم عقل است
8. صغراي مورد نزاع: اخبار من بلغ از کداميک از دو قسم کبراست؟ اگر از قسم اول باشد کلام آخوند صحيح است و اگر از قسم دوم باشد کلام آخوند درست نيست
9. بررسي فاء تفريع از منظر محقق خراساني؛ در اخبار من بلغ فاء تفريع وجود دارد و تفريع اقتضا دارد که عمل بايد به قيد بلوغ ثواب باشد
10. محقق اصفهاني در دفاع از محقق خراساني: فاء تفريع در ما نحن فيه، ظهور در مجرد ترتيب دارد و اين شبيه «من سمع الاذان فبادره» است
11. مناقشه بر کلام محقق اصفهاني: کلام محقق اصفهاني بر خلاف ظاهر است و فاء در ما نحن فيه ظهور در سببيت دارد و تشبيه «فعمله» به «فبادره» تشبيه صحيحي نيست
12. نظر مختار پيرامون فاء تفريع: در اينجا فاء تفريع ظهور دارد بر اينکه اين فعل، معلول بلوغ ثواب است
13. شيوه برخورد محقق خراساني با فاء تفريع: اصل تفريع مورد پذيرش است و مقتضاي تفريع انجام عمل به داعي طلب ثواب است لکن داعي موجب نمي شود که وجه و عنوان براي عمل باشد زيرا داعي موخر از عمل است و نمي تواند قيد براي عمل باشد
14. سئوال: آيا فرمايش محقق خراساني صحيح است يا خبر؟
15. جواب: بلا اشكال فاء تفريع ظهور در كلام شيخ اعظم دارد و آخوند خراساني اگر بگويد اين فاء در اينجا مثل «فبادره» است حرف درستي نيست
16. سئوال: اگر يک چيزي داعي براي عمل باشد آيا نمي تواند قيد بر عمل باشد؟
17. جواب: 1. آخوند: اگر چيزي داعي بر عمل باشد موجب نمي شود قيد براي عمل باشد 2. نظر مختار: اين حرف درستي است اما در ما نحن فيه قرينه(تفريع) داريم که داعي، قيد براي عمل است و اين استحاله ايي ندارد زيرا صرف تقدم ذهني کافي است بر اينکه عمل مقيد به داعي باشد
18. محقق اصفهاني: همان طوري كه عنوان احتياط و انقياد، يك عنواني است كه بعد از عمل است و نمي توان گفت قيد براي عمل است ما نحن فيه هم شبيه به عنوان انقياد و احتياط است
19. مناقشه بر کلام محقق اصفهاني: در اين كه انقياد و احتياط مي تواند قيد براي عمل باشد ظاهراً اشكالي وجود ندارد و در ما نحن فيه هم مسئله همين طور است.
20. نتيجه: محقق خراساني راه روشني (نه از طريق فاء تفريع و نه از نظر استدلال) براي ابطال كلام شيخ نتوانست اقامه كند
21. بررسي اطلاق و تقييد به دو بيان از محقق خراساني
22. بيان اول: اطلاق و تقييد هر چند در ما نحن فيه وجود دارد اما جاري نيست زيرا هر دو مثبتين اند و تنافي بين آنها وجود ندارد
23. بيان دوم: اطلاق و تقييد هر چند در ما نحن فيه وجود دارد اما جاري نيست زيرا امرِ در روايات مطلقه، مولوي و امرِ در روايات مقيده، ارشادي است
-
۶۷
خلاصه درس شصت و هفتم
1. يادآوري1؛ بررسي نکته محوري دوم: بررسي اينکه آيا مطلقات اخبار «من بلغ»، بوسيله مقيدات آنها تقييد مي خورد؟
2. يادآوري2؛ نتيجه اطلاق و تقييد در ما نحن فيه: 1. اگر تقييد را نپذيريم، «ذلک» در «کان له اجر ذلک» به عمل «من حيث هو عمل» بر مي گردد 2. اگر تقييد را بپذيريم، «ذلک» در «کان له اجر ذلک به عمل «من حيث هو هو» بر مي گردد(فرمايش شيخ اعظم)
3. بررسي نکته دوم: آيا قاعده حمل مطلق بر مقيد در ما نحن فيه جاري مي شود؟
4. محقق خراساني: قاعده حمل مطلق بر مقيد در جايي است که تنافي وجود دارد و در اخبار من بلغ، تنافي وجود ندارد
5. بررسي چند مطلب از منظر محقق اصفهاني
6. مطلب اول: محقق اصفهاني در بيان علت عدم تنافي از منظر آخوند؛ روايات مطلق در اخبار من بلغ، مولوي اند و روايات مقيدشان، ارشادي است؛ لذا در اينجا ديگر تنافيي وجود ندارد.
7. مناقشه محقق اصفهاني بر نظر محقق خراساني: طبق بيان آخوند، براي اخبار من بلغ دو ثواب بايد درست کنيم؛ اول: «ثواب مجعول» و دوم: «ثوابي که عقل به آن حکم مي کند»؛ در حاليکه وحدت سياق بين اخبار من بلغ اقتضا دارد که يک ثواب بر يک موضوع باشد
8. مطلب دوم: محقق اصفهاني در بيان کلام محقق نائيني: قاعدهي حمل مطلق بر مقيّد به هيچ وجه در مندوبات، (مستحبّات) جاري نميشود بلکه، مطلق و مقيّد در مندوبات، حمل بر تعدّد مراتب و تاکد استحباب مي شود.
9. مناقشه محقق اصفهاني بر نظر محقق نائيني(ره): در موارد غير از اخبار من بلغ، که مطلق و مقيد هر دو مستحب شرعي باشند حمل بر تعدد مراتب ممکن است اما در اخبار من بلغ، روايات مطلق، مستحب و مولوي است و روايت مقيد، غير مستحب و ارشادي است؛ لذا نمي توان آنها را بر تعدّد مراتب حمل كرد و تعدد مراتب خلاف سياق روايات است. 10. مطلب سوم، محقق اصفهاني: يمکن ان يقال که بين دو امر فرق بگذاريم: 1. آنجايي كه قيد، «الأمرُ المحتمل» باشد مساله عقلي و از باب انقياد است که يا اطاعت حقيقه است يا حکميه در اين صورت اخبار من بلغ را بايد بر ارشاديت، حمل نمود 2. آنجايي كه قيد، «الثواب المحتمل» باشد در اين صورت اخبار من بلغ مولوي اند و مساله مثل اطاعت حقيقيه است
11. دو مناقشه محقق اصفهاني بر يمکن ان يقال: 1. ثواب يك عنوان «بالاصالة» و «بالذات» نيست بلکه ثواب نيز مسبوق به امر است؛ پس بين ثواب و امر نمي توان فرق گذاشت 2. اتيان عمل به داعي ثواب، استحاله دارد
12. محقق اصفهاني: اگر اخبار من بلغ را بر ارشاديت حمل کنيم از سداد بعيد است چون ثواب خاص را عقل نمي فهمد.
13. مطلب چهارم: محقق اصفهاني در بيان نظر شيخ انصاري: مدلول اخبار من بلغ، اِخبار از تفضل الهي است لذا اين اخبار ارشادي اند؛ شبيه آيه شريفه «من جاء بالحسنة، فله عشر أمثالها» که خداوند تفضلاً پاداش مي دهد.
14. مناقشه محقق اصفهاني بر نظر شيخ انصاري: تفضل منافاتي با انبعاث از غرض مولوي ندارد؛ زيرا همه احسان هاي الهي تفضل است؛ پس اين روايات ارشادي نيستند
15. مطلب پنجم محقق اصفهاني: تامل در اين اخبار من بلغ اقتضا مي کند که اين اخبار در مقام ترغيب بر خود عمل اند نه در مقام تحصيل صرف ثواب و ترغيب در عمل در صورت رجحان شرعي است و رجحان شرعي يعني استحباب و اين يعني عدم ارشاد
16. نتيجه ي کلام محقق اصفهاني؛ ذکر دو دليل بر عدم حمل روايات مقيده بر ارشاديت
17. جلسه آتي: بررسي ثمره تعلق ثواب بر ذات عمل و تعلق ثواب به عمل به داعي ثواب از منظر محقق اصفهاني.
-
۶۸
خلاصه درس شصت و هشتم
1. يادآوري1؛ بيان مطالب محقق اصفهاني پيرامون اخبار من بلغ؛ اين اخبار در مقام ترغيب اند و ترغي کاشف از رجحان(استحباب) شرعي است
2. يادآوري2؛ 1. محقق اصفهاني از راه ملازمه بين ترغيب، استحباب عمل را مي فهمند 2. محقق خراساني استحباب ذات عمل را از راه ترتب ثواب مي فهمند
3. يادآوري3؛ بررسي نکات مهم کلام محقق اصفهاني در کتاب «نهاية الدراية»
4. «نکته اول»: در اخبار من بلغ ثواب به عنوان مجعول لازم براي استحباب شرعي مطرح شده چه استحباب واقعي باشد و چه ظاهري؛
5. «نکته دوم»: اگر اخبار من بلغ خبري محض باشند پس عنوان ارشادي پيدا مي کنند ولي اين اخبار در مقام ترغيب عمل اند پس کاشف از استحباب امر مولوي اند
6. «نکته سوم»: تلاش محقق اصفهاني براي تصحيح چند مطلب
7. «مطلب اول»: تلاش براي درست کردن وحدت سياق در اخبار من بلغ بر خلاف نظر محقق خراساني
8. مناقشه بر نظر محقق اصفهاني: شما با قيد طلب قول النبي و يا التماسا للثواب الموعود در دسته دوم اخبار من بلغ چه مي کنيد؟
9. بررسي دو جواب از مجموع مطالب محقق اصفهاني
10. جواب اول: اين قيد موضوع نيست بلکه اين قيد سببيت طبعي و عادي دارد
11. جواب دوم: اخذ اين قيد در متعلق محال است و اين قيود داعي عنواني است نه داعي حقيقي
12. مطلب دوم: بيان دو ثمره براي مولويت يا ارشاديت اخبار من بلغ
13. ثمره اول: انجام وضو طبق يک روايت ضعيفه در اين صورت اگر از اخبار من بلغ استحباب استفاده شود اين وضو رافع للحدث هم هست و اگر ارشادي باشد خير
14. محقق اصفهاني: ثمره اول غير قابل قبول است و دو اشکال دارد
15. اشکال اول بر ثمره اول: دليلي نداريم که هر وضويي شرعا مستحب است پس رافع للخدث هم هست بلکه مواردي وجود دارد که رافع للحدث نيست.
16. مناقشه بر اشکال اول محقق اصفهاني: اشکال ايشان وارد نيست زيرا موارد نقض از باب تخصيص است
17. اشکال دوم بر ثمره اول: اساسا نفس وضو يک امر استحبابي نفسي است و ملاك در عباديتش وجوب يا استحبابي كه از روايت ضعيفه منبعث شود نيست
18. نظر مختار پيرامون اشکال دوم محقق اصفهاني: اين اشکال خوبي است
19. ثمره دوم: استفاده از بلل و رطوبت وضو طق يک روايت ضعيفه، اگر از اخبار من بلغ استحباب شرعي استفاده شود مي توان از بلل استفاده کرد و اگر ارشادي استفاده شود خير
20. اشکال محقق انصاري بر ثمره دوم: ما دليلي نداريم که از هر بللي مي توان استفاده کرد
21. سئوال: نکته محوري در کلام محقق اصفهاني چيست؟
22. جواب: محقق اصفهاني قائل است که از اخبار من بلغ، «ترغيب به خود عمل» استفاده مي شود و از اين ترغيب يک عمل مولوي استحبابي استفاده مي شود
23. مناقشه بر نظر محقق اصفهاني: مستفاد از اخبار من بلغ ترغيب نيست بلکه تفضل است
24. توضيح مطلب: بيان دو راه براي وجود امر
25. «راه اول»: از طريق ملازمه عرفيه بين ثواب و استحباب
26. محقق روحاني: ملازمه عرفيه در اينجا جاري نيست زيرا وجود قيد در اخبار من بلغ مساله را به ارشادي بودن ختم مي کند
27. مناقشه بر نظر محقق روحاني: اين قيد مساله را به ارشادي بودن ختم نمي کند و اين نکته از ايشان تعجب است؟ و تعجب ديگر اينکه متعرض کلام اصفهاني نشدند؟!!!
28. بررسي وجود ملازمه عرفيه در ما نحن فيه؛ در موارد ثواب مطلق عرف ملازمه را قبول ندارد اما جايي که ثواب خاص است ملازمه را قبول دارد مگر قرينه بر خلاف باشد در اين صورت هم ملازمه ايي نيست و قرينه در ما نحن فيه «تفضل» است
29. خلاصه جواب مختار: اخبار من بلغ در مقام تفضلند نه در مقام ترغيب و اينجا چون قرينه تفضل وجود دارد پس استحباب را نمي توانيم از اين اخبار استفاده کنيم
30. جلسه آتي؛ بررسي نظرات امام خميني(ره) در مقام
-
۶۹
خلاصه درس شصت و نهم
1. يادآوري1؛ نظر محقق اصفهاني: اخبار من بلغ در مقام ترغيب به عمل مستحب است لذا ذات عمل استحباب دارد؛
2. يادآوري2؛ نظر محقق خراساني: ظاهر برخي از اخبار من بلغ-همچون صحيحه هشام- دلالت بر ترتب ثواب و اجر بر ذات عمل دارد
3. يادآوري3؛ نظر مختار: اخبار من بلغ در مقام اِخبار تفضل الهي نسبت به ثواب مسموع اند
4. رد نظر محقق اصفهاني:1 قرينه اي بر اينکه اخبار من بلغ در مقام ترغيب باشند نداريم؛ 2. بيان يک مثال از کتاب «منتقي الاصول» در رد ترغيب
5. رد نظر محقق خراساني: سياق اخبار من بلغ، ثواب واقعي نيست بلکه ثواب ظاهري(ثواب تفضلي) است؛ پس ديگر مساله کاشفيت از استحباب شرعي مطرح نيست
6. بررسي نظريه محقق نائيني: در اخبار من بلغ سه احتمال وجود دارد: 7. احتمال اول: 1. اخبار من بلغ، اِخبار از تفضل فقط بعد از وقوع عمل است بنابراين نمي توان به اطلاق «بلغه» تمسک نمود زيرا از اين جهت در مقام بيان نيست نظير آيه«فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ» که در مقام بيان طهارت صيد نيست بلکه در مقام عدم ميته بودن است
8. احتمال دوم(نظر مشهور): اخبار من بلغ دلالت بر حجيت خبر ضعيف دارد زيرا موضوع اخبار من بلغ بلوغ است و بلوغ نيز اطلاق دارد و از اين جهت در مقام بيان است يعني شارع مي گويد اگر خبر ضعيفي دال بر استحباب يک عمل به شما رسيد آن را انجام بده.
9. بيان سه فرق بين احتمال اول و دوم:
10. محقق نائيني: بر طبق احتمال دوم نسبت اخبار من بلغ با ادله اعتبار حجيت ظاهرا عام و خاص من وجه است و در اين موارد قواعد تعارض جاري مي شود اگر بر ديگري حکومت نداشته باشد
11. محقق نائيني: اخبار من بلغ بر ادله اعتبار شرائط خبر واحد حاکم است لذا وقتي حکومت است ديگر ملاحظه نسبت نمي شود و اگر حکومت مورد پذيرش قرار نگيرد عمل مشهور، دليل رجحان بر ادله حجيت است
12. جلسه آتي: بررسي اشکالات کلام محقق نائيني
-
۷۰
خلاصه درس هفتاد
1. يادآوري؛ بررسي سه احتمال محقق نائيني(ره) پيرامون اخبار من بلغ
2. احتمال سوم: بلوغ از عناوين عارضه است که ايجاد مصلحت مي کند لذا با بلوغ ثواب نسبت به عملي، آن عمل مستحب مي شود
3. محقق نائيني: در ميان احتمالات ثلاثة، احتمال دوم(نظريه مشهور) اقرب موارد است يعني اخبار من بلغ دلالت بر حجيت خبر ضعيف دارد
4. تبين احتمال سوم از منظر محقق نائيني: همانطوري كه قيام اماره موجب حدوث مصلحت در موداي اماره مي شود همانطور نيز، بلوغ ثواب نسبت به عمل، موجب حدوث مصلحت مي شود.
5. دو اشکال بر احتمال سوم
6. اشکال اول بر احتمال سوم: شارع اماره را به جهت عدم دسترسي به واقع، حجت قرار داده اما در اخبار من بلغ چنين ضرورتي وجود ندارد
7. اشکال دوم بر احتمال سوم: احتمال سوم مجرد احتمال است و هيچ قرينه اي بر آن وجود ندارد.
8. نظر مختار: بنابر تصريح «فوائد الاصول» مختار نائيني احتمال دوم(نظر مشهور) است که بطلانش ثابت شد البته برخي به اشتباه احتمال سوم را به نائيني نسبت داده اند؟
9. بررسي احتمال امام خميني(ره) پيرامون اخبار من بلغ؛ وزان اخبار من بلغ، وزان بحث جعاله در فقه است 10. اولين تبيين نظر امام خميني(ره) در مقام؛ همان طوري كه در باب جعاله، جُعل معلق بر رد ضاله است، در اخبار من بلغ هم جُعل(ثواب) معلق است بر بلوغ و اتيان عمل به رجاء ثواب.
11. دومين تبيين نظر امام خميني(ره) در مقام؛ شارع براي تحفظ بر سنن و مستحبات، اخبار من بلغ را به عنوان ضابطه بيان فرموده تا بسياري از مستحبات تفويت نشود
12. اشکالات اربعه بر فرمايش امام خميني(ره)
13. اشکال اول: در باب جعاله يک موضوع مسلم الوجودي وجود دارد اما در اخبار من بلغ فرض اين است که اصلا موضوعي نيست
14. اشکال دوم: اگر بر اساس اخبار من بلغ، فعل به عنوان مستحب اتيان شود که خلاف فرض شماست! زيرا فرموديد اين اخبار، فعل را مستحب نمي کند و اگر بدون عنوان استحباب اتيان شود که تحفظ بر مستحبات نشده
15. اشکال سوم: اگر يک خبر ضعيفي دلالت بر وجود ثواب در فعل واجبي نمايد آيا مي توان گفت تحفظا للواجب بايد اين عمل اتيان شود؟ در حاليکه در واجبات مساله مهمتر از مستحبات است
16. اشکال چهارم: اخبار من بلغ، هيچ اشعاري بر فرمايش امام ندارد
17. نظر مختار: اخبار من بلغ در مقام بيان اعطاء ثواب تفضلي و صرفاً تسامح در ثواب است