-
۱۰۱
خلاصه درس يکصد و يکم
1. يادآوري؛ بيان محل نزاع توسط امام خميني(ره)؛ در موارد وجود علم وجداني به تکليف، مجالي براي بحث جريان و عدم جريان اصول ترخيصيه نيست؛ زيرا موجب اجتماع نقيضين ميشود.
2. مناقشه مختار بر فرق چهارم(نظر امام خميني): بيان محل نزاع فقط بر مبناي قائل شدن بر حجيت ذاتي قطع صحيح است ولي بر مبناي عدم حجيت ذاتي قطع، نزاع عموميت دارد
3. نظر مختار: حجيت قطع ذاتي نيست؛ البته ظاهراً امام خميني هم حجيت قطع را ذاتي نمي دانند لذا ديگر مجالي براي بيان محل نزاع به شيوه امام باقي نمي ماند.
4. بررسي مقدمه چهارم اصالة الاحتياط؛ حقيقت علم اجمالي چيست؟ آيا حقيقت علم اجمالي، مغاير با علم تفصيلي است؟ متعلق علم اجمالي چيست؟
5. محقق اصفهاني: علم نيازمند متعلق است؛ در اين صورت تعريف علم اجمالي منوط به تعريف متعلق است و متعلق علم اجمالي عنوان کلي و جامع بين الفردين است
6. بررسي متعلق علم اجمالي: آيا متعلق، «الفرد المردد» است يا اينکه عنوان کلي «بين الفردين» است؟
7. بررسي دو سؤال:
8. بررسي سؤال اول: اينکه گفته مي شود هر معلوم بالاجمالي، معلوم بالتفصيل است، آيا معيار عامي است؟
9. سؤال دوم: آيا علم اجمالي به فرد مردد تعلق پيدا کرده يا به جامع؟ آيا تعلق علم به فرد مردد ممکن است يا محال؟ آيا تعلق علم به جامع ممکن است يا محال؟
10. نکته: بر محال بودن تعلق علم به فرد مردد سه دليل آورده شده است؛ دو دليل از محقق اصفهاني و يک دليل از محقق نائيني
11. بررسي دو دليل محقق اصفهاني بر محال بودن تعلق علم به فرد مردد
12. بررسي دليل اول محقق اصفهاني: فرد مردد، ممتنع است چه اينکه فرديت مساوق با تعين و خصوصيات است حال اين فرديت چه در ذهن باشد و چه در خارج لذا تعلق علم به او محال است.
13. دليل دوم محقق اصفهاني: علم از صفات ذات الاضافه است در اين صورت 1. اگر گفته شود علم با يک خصوصيتي در ذهن آمد، اين خلاف فرض است زيرا فرض ترديد در فرد است. 2. اگر گفته شود علم مردداً در ذهن آمده است، اين هم محال است.
-
۱۰۲
خلاصه درس يکصد و دوم
1. يادآوري1؛ بررسي اختلاف بين علم اجمالي و علم تفصيلي؛ اختلاف در حقيقت يا اختلاف در متعلق؟
2. يادآوري2؛ بررسي متعلق علم اجمالي؛ محقق روحاني متعلق علم اجمالي «فرد مردد» در خارج است؛ محقق اصفهاني: متعلق علم اجمالي جامع بين الفردين است و فرد مردد هيچ واقعي ندارد.
3. مقدمه مناقشه محقق روحاني نسبت به دليل اول و دوم محقق اصفهاني: وجدانا اِخبار از فرد مردد در عالم خارج وجود دارد.
4. بررسي دو مثال از منظر محقق روحاني
5. مثال اول مثال «خبر»؛ در اين مثال فردي که متعلق «جائي» واقع شده يک فرد خارجي است که بحسب الواقع در عالم خارج معين است ولي بحسب المُخبر مردد است
6. مثال دوم مثال «رؤيت»؛ در اين مثال فردي که متعلق «رؤيت» واقع شده يک فرد خارجي است که «بحسب الواقع» معين است ولي بحسب رائي و بييننده مردد است 7. محقق روحاني: نتيجه اين دو مثال اين مي شود که حقيقت علم اجمالي با علم تفصيلي يکي است و تغاير سنخي با يکديگر ندارند اگر چه علم اجمالي به «فرد مردد» تعلق پيدا کند.
8. مناقشه محقق روحاني نسبت به دليل اول محقق اصفهاني: فرد مردد در عالم خارج وجود دارد يعني بحسب الواقع معين است ولي لدينا مردد است و علت اشتباه اصفهاني خلط بين «ترديد بحسب الواقع» و «ترديد لدينا» بوده است.
9. مناقشه محقق روحاني نسبت به دليل دوم محقق اصفهاني: بخلاف نظر اصفهاني در اينجا شق ثالثي هم وجود دارد و آن اينکه يک تعين واقعي هست يعني علم به فرد در عالم خارج داريم اما بعضي از خصوصياتش براي ما مجهول است و اين به معناي تعلق علم به قدر جامع نيست
-
۱۰۳
خلاصه درس يکصد و سوم
1. يادآوري1؛ محقق اصفهاني: به دو دليل متعلق علم اجمالي، فرد مردد نيست زيرا فرد مردد در هيچ وعائي ثبوت ندارد
2. يادآوري2؛ مناقشه محقق روحاني نسبت به دو دليل محقق اصفهاني: فرد مردد داريم چه اينکه در اينجا فرد، «معينٌ في الواقع» و «مرددٌ لدي الانسان» است.
3. دو مناقشه بر نظر محقق روحاني:
4. مناقشه اول: حق با محقق اصفهاني است و نظر محقق روحاني خروج از محل بحث است؛ زيرا محل بحث جايي است که مردد بودن صفت براي فرد باشد يعني به خلاف نظر محقق روحاني و با قطع نظر از «لدينا»، ما فرد مردد في عالم الواقع نداريم.
5. خلاصه نظر مختار به بياني ديگر: نزاع بين نظر محقق روحاني و نظر محقق اصفهاني لفظي است
6. مناقشه دوم: محقق روحاني در بيان فرد مردد ميگويند: «علم به يک خصوصيت و جهل به خصوصيت ديگر است» که اين مآلاً به نظر محقق اصفهاني بر ميگردد يعني اين ديگر فرد مردد نيست بلکه همان جامع است!؟ و در کلام ايشان تهافت است.
7. محقق اصفهاني و من تبع: متعلق علم اجمالي يک جامع است که جهل به خصوصيات آن وجود دارد
8. دو مناقشه بر نظر محقق اصفهاني و من تبع: 1. اين مطلب خلاف وجدان است، زيرا در علم اجمالي فقط علم به جامع «من حيث هو جامع» نيست بلکه از جامع فراتر است 2. واري اين دو طرف، جامع وجود ندارد.
9. محقق اصفهاني: علم اجمالي، علم به جامع بوده و نيز علم به اينکه طرف علم اجمالي خارج از اين دو طرف نيست.
10. محقق روحاني: اينکه علم داريم بر اينکه خارج از اين دو طرف نيست، منجزيتي که اثر عقلي علم است را ايجاد نميکند.
11. نظر مختار: محل بحث جايي است که آيا در علم اجمالي، علم به «فرد مردد»ي که «حال براي عالم» باشد تعلق مي گيرد؟ طبق اين بيان يا جامع بايد جامع حقيقي باشد يا جامع بايد جامع انتزاعي باشد. 12. نظر مختار: اشکال جامع حقيقي که محقق اصفهاني مطرح مي کنند اين است که ما وجدانا در علم اجمالي فراتر از اين جامع مي دانيم يعني مي دانيم جامع در يکي از اين دو محقق است و نيز در غير اين دو محقق نيست.
13. مناقشه محقق روحاني نسبت به مطلب دوم: اينکه بگوييم «قدر جامع در خارج از اين دو نيست»؛ عقلا چگونه مي تواند وجود جامع در ميان اين دو را منجز قرار بدهد؟
14. نظر مختار: اشکال محقق روحاني نسبت به مطلب دوم وارد است
15. نظر مختار: متعلق علم اجمالي عنوان انتزاعي احدهما يا جامع انتزاعي است
16. محقق نائيني و محقق عراقي: يکي از ضوابط علم اجمالي اين است که اگر معلوم بالاجمال، تفصيلا نزد ما مکشوف گردد مي توان گفت اين همان معلوم بالاجمال است.
17. بررسي يک سؤال: آيا ضابطه اي که محقق نائيني و محقق عراقي فرمودند در همه موارد علم اجمالي جاري است؟
18. مورد نقض ضابطه در کلام محقق نائيني: در موردي که علم اجمالي وجود دارد که يکي از اين دو ظرف نجس است و بعدا کشف گردد که هر دو نجس بوده اينجا ضابطه نقض ميگردد.
19. مناقشه بر نقض محقق نائيني: هرچند نقض نائيني نقض واردي است اما دليلي نداريم بر اينکه اين ضابطه يک معيار کلي است چه اينکه مواردي وجود دارند که اگر تفصيلا مکشوف گردند ميتوان گفت اين همان معلوم بالاجمال بوده.
20. جواب سؤال از منظر مختار: اين ضابطه، ضابطه صحيحي نيست و حتي صلاحيت ضابطهگري ندارد.
21. پايان بحث مقدمات اربعه اصالة الاشتغال؛ سال آينده انشاءالله بررسي بحث اصالة الاشتغال؛
22. جلسه آتي در سال آينده: بررسي دلائل حرمت مخالفت قطعيه و وجوب موافقت قطعيه