pic
pic
  • ۲۱

    حب لقاي الهي مساوي با حب خدوند بر لقا و کراهت لقاي الهي مساوي با کراهت الهي بر لقا

    واقعاً كسي كه حبّ به لقاي الهي داشته باشد هيچ وقت دنبال اين نيست كه در اين دنيا بماند و از لذات و آثار دنيوي بخواهد استفاده كند، دائماً در اين فكر كنيم كه واقعاً لحظه‌ي مُردن خداوند از لقاي انسان خوشحال مي‌شود يا نه؟ از لقاي انسان بُغض پيدا مي‌كند يا نه؟ همه‌ي حرف‌ها در اين يك جمله نهفته است. نكته‌ي اصلي «ياد مردن» در همين نكته است، خود ياد مردن كه ؟؟؟ حرص را كم مي‌كند، همه اينها درست. اما آنچه كه از همه مهم‌تر است، شما مثل اينكه به ملاقات يك بزرگي برويد چه دغدغه و فكري داريد؟ تمام فكرتان اين است كه وقتي به آنجا مي‌رويد شما را درست احترام مي‌كند يا نه؟ جواب سلام شما را مي‌دهد يا نه؟ به شما اعتنا مي‌كند يا نه؟ حالا خداي بزرگ ـ آن قدرت لا يزال، آن خالق ـ انسان مي‌خواهد با او و عظمت او مواجه شود، چه مي‌شود؟ خيلي مشكل است، به اين زودي هم انسان نمي‌تواند براي خودش حل كند، كسي نمي‌تواند به اين زودي بگويد كه براي من روشن است كه خدا از لقاي من خوشحال است، مگر اينكه خيلي كار كرده باشد و خودش را براي آن عالم مهيا كرده باشد. اما ما بزرگان را ديديم و افرادي را ديديم كه واقعاً عمرشان را در دين گذراندند و در اواخر واقعاً مضطرب بودند كه چه مي‌شود؟ اين ياد مردني كه ما طلبه‌ها بيشتر بايد به آن توجه داشته باشيم اين جهت قضيه است، انشاء الله بتوانيم واقعاً اين را در وجود و نفس‌مان، در بيداري و جواب‌مان، در همه لحظات خودمان روز به روز بيشتر كنيم.

  • ۲۳

    [1]. شنبه 17/مهرماه7/1389 درس دهم خارج اصول

    [2]. چهار شنبه 21/مهرماه7/1389 درس چهاردهم خارج اصول

    [3]. دو شنبه26/7مهرماه/1389 درس هفدهم خارج اصول

    [4]. چهارشنبه 19/8/1389 درس سي و يکم خارج اصول

۱۵,۴۲۱ بازدید