pic
pic
  • ۳۷۱

    فصل هفتم

  • ۳۷۲

    نتيجه‌ي نهايي بحث

    از مجموع مطالب طرح شده در فصول کتاب، به اين نتيجه مي‌رسيم که نظريه‌ي مشهور پيرامون محروميّت مطلق زوجات-چه ذات ولد و چه غير ذات ولد- مطابق با تحقيق و موافق با ادله‌ي معتبر و روايات موجود است. به هر روي در انتهاي اين بحث، مناسب است براي تأييد نظريه‌ي مشهور، يک قضيه‌يِ مُسلّمِ تاريخي را نقل نماييم.

    لازم به ذکر است، مرحوم علامه‌ي مجلسي(ره)پيرامون اين واقعه در کتاب «بحارالانوار» روايات مختلفي را نقل فرمودند که در اينجا به ذکر دو روايت از آن‌ها بسنده مي‌کنيم.

    اولين روايت، جرياني است که ابن عباس آن را نقل کرده و مي‌گويد: در زماني که امام حسن(ع)در بستر بيماري قرار گرفتند، آن حضرت به برادرشان امام حسين(ع) وصيّت فرمودند تا پس از شهادت، ايشان را در کنار جدّ بزرگوارشان پيامبر اسلام6 به خاک بسپارند؛ امام مجتبي(ع) در اين وصيّت مي‌فرمايند: من به پيامبر و به خانه [و ميراث]اش، از ساير کساني که بدون اجازه او داخل خانه‌اش شده‌اند سزوارترم، چه اينکه خداوند متعال(سبحانه تعالي)فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُم»[495]«اى كسانى كه ايمان آورديد به خانه‏هاى پيغمبر داخل نشويد مگر آنكه به شما اجازه دهند»؛ به خدا قسم، خداوند به آن‌ها براي داخل شدن به منزل پيامبر(ص)اجازه نداد و بعد از وفات پيامبر(ص) هم براي آن‌ها اجازه‌اي صادر نشد، در حالي‌که ما به عنوان ورثه از طرف خداي متعال(سبحانه تعالي)مأذون در تصرف -نسبت به هر آنچه آن حضرت براي ما به ارث گذاشته و باقي مانده،- هستيم.

    اما مَروانيان و سُفيانيان مانع تحقق اين وصيّت شدند و در آن هنگام که آن حضرت شهيد شده بود، امام حسين(ع) جمعيت مانعين را خطاب قرار داده و دوباره به اين حق الهي تأکيد کرده و مي‌فرمايند: به خدا قسم، فرزندان علي و فاطمه:بيشتر از سائرين نسبت به رسول خد(ص)و نسبت به کساني که بدون اجازه به خانه پيامبر(ص)وارد شده‌اند حق دارند؛ آري به خدا قسم ما بيشتر حق داريم و سزاوارتريم تا ديگران.

    اصل قسمتي از اين وصيّت پندآموز که مرحوم علامه مجلسي(ره)آن را از کتاب «امالي شيخ طوسي(ره)» نقل مي‌کنند، چنين است:

    «..عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ دَخَلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع)عَلَي أَخِيهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع)فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ...يَا أَخِي هَذَا مَا أَوْصَي بِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ إِلَي أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع)... وَ إِنْ تَدْفِنِّي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)فَإِنِّي أَحَقُّ بِهِ وَ بِبَيْتِهِ مِمَّنْ أُدْخِلَ بَيْتَهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَ لَا كِتَابَ جَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ اللَّهُ فِيمَا أَنْزَلَهُ عَلَي نَبِيِّهِ ص فِي كِتَابِهِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ فَوَ اللَّهِ مَا أَذِنَ لَهُمْ فِي الدُّخُولِ عَلَيْهِ فِي حَيَاتِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَ لَا جَاءَهُمُ الْإِذْنُ فِي ذَلِكَ مِنْ بَعْدِ وَفَاتِهِ وَ نَحْنُ مَأْذُونٌ لَنَا فِي التَّصَرُّفِ فِيمَا وَرِثْنَاهُ مِنْ بَعْدِهِ....فَقَالَ الْحُسَيْنُ(ع)أَمَا وَ اللَّهِ الَّذِي حَرَّمَ مَكَّةَ لَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ(ص)وَ بِبَيْتِهِ مِمَّنْ أُدْخِلَ بَيْتَهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَ هُوَ وَ اللَّهِ أَحَقُّ بِهِ...»[496]

    از ابن عباس نقل است که گفت: امام حسين(ع) در حال بيماري امام حسن(ع)که به شهادت ايشان انجاميد خدمتشان رسيدند؛ [امام حسن(ع) فرمودند:] برادرم اين وصيت حسن بن علي8 است به برادرش حسين بن علي8 ... و اينکه مرا کنار رسول خد(ص) دفن نمايي؛ که من به او و خانه‌اش سزاوارترم از کساني که بدون اذن او وارد خانه‌اش شدند و نوشته‌اي بعد از آن براي ايشان نبود [که به آنها اجازه دهد] خدا در آنچه که در کتاب خود بر نبي‌اش نازل فرمود آورده است: «اي کساني که ايمان آورديد خانه هاي نبي را داخل نشويد مگر آنکه به شما اذن داده شود» بخدا قسم که پيامبر در زمان حياتش به آن‌ها اذن نداد که بدون اجازه‌ي او بر او وارد شوند و اذني هم بعد از وفات ايشان به آنها نرسيد؛ در حالي‌که ما اذن داريم در آنچه بعد از پيامبر ارث برديم، تصرف کنيم... بعد امام حسين(ع) فرمودند: به خدايي که مکه را حرام فرمود قسم که حسن بن علي8و فاطمه3 شايسته‌تر به رسول خد(ص) و خانه ‌ي اويند از کساني که بدون اذن رسول خد(ص)وارد خانه‌اش شدند و او بخدا شايسته‌تر است به رسول خد(ص).

    دومين روايت را سليمان بن خالد از امام صادق(ع)نقل نموده و مي‌گويد: آن حضرت فرمود: زماني که امام حسين(ع)مي‌خواست امام حسن(ع) را طبق وصيّتش در کنار رسول خد(ص)- دفن نمايد، اگر سفارش امام حسن(ع)-مبني بر اينکه در صورت منع مانعين از دفن من در کنار رسول خد(ص)مبادا خوني از کسي به زمين ريخته شود- وجود نداشت، بي‌ترديد امام حسين(ع)از اين حق الهي و شخصي استفاده مي‌کرد و امام مجتبي(ع)را در کنار پيامبر(ص)به خاک مي‌سپرد.

    اصل روايت مذکور که مرحوم علامه‌ي مجلسي(ره)آن را از کتاب «علل الشرايع» شيخ صدوق(ره)نقل فرموده، چنين است:

    «ابْنُ الْوَلِيدِ عَنِ ابْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع)أَرَادَ أَنْ يَدْفَنَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) مَعَ رَسُولِ اللَّه(ص) وَ جَمَعَ جَمْعاً فَقَالَ رَجُلٌ سَمِعَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) يَقُولُ قُولُوا لِلْحُسَيْنِ أَنْ لَا يُهْرِقَ فِيَّ دَماً لَوْ لَا ذَلِكَ مَا انْتَهَي الْحُسَيْنُ(ع)حَتَّي يَدْفِنَهُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»[497]

    ابن وليد از ابن ابان از...سعيد بن نضر از هشام بن سالم از سليمان بن خالد از امام صادق(ع) که ايشان فرمود: امام حسين(ع)[زماني که] مي‌خواست حسن بن علي8 را کنار پيامبر خد(ص) دفن کند، مردم را جمع کرد پس کسي [در ميان جمعيت] گفت از حسن بن علي8 شنيده است به [امام] حسين بگوييد: «بخاطر من خوني ريخته نشود»؛ اگر اين سفارش امام حسن(ع) نبود امام حسين(ع) راضي نمي‌شد حتي اينکه امام حسن(ع) را کنار رسول خد(ص) دفن نمايد.

    بنابراين از اين دو روايت استفاده مي‌شود و يا به تعبير بهتر، اين دو روايت دلالت مي‌کنند بر اينکه: زوجه از عقار و زمين ارث نمي‌برد و لذا عايشه از خانه مسکوني پيامبر(ص) هيچ‌گونه حقي نداشته است. چه اينکه اگر چنين حقي براي او ثابت بود اساساً مجالي براي طرح اين وصيّت آن هم از سوي امام حسن(ع) نبود؛ مضاف بر اينکه اگر چنين حقي براي عايشه ثابت بود، لزومي نداشت که وي سوار بر مَرکب شده و به مسجد بيايد تا از دفن نوه‌ي گرامي رسول خدا8 جلوگيري کند! بلکه «صرف اعلان به عدم رضايت براي دفن آن حضرت(ع)»، کفايت مي‌کرد بر اينکه نزديکان آن حضرت(ع)قصد دفن فرزند رسول خد(ص)را در کنار جدش ننمايند.

    به هر حال، با روشن بودن بطلان حديث مجعولي که عامه در اين زمينه از پيامبر نقل مي‌کنند،[498].اصل اين وصيّت خود دليلي گوياست بر عدم ارث همسران پيامبر(ص)از ايشان و اينکه در زمان حيات مبارک آن حضرت(ص)خانه‌هاي ايشان ملک هيچ کدام از همسرانش نبوده و پيامبر(ص)نيز هيچ يک از آنان را مالک سُکناي[499].آن‌ها نکرده است، بلکه هر يک از ايشان را -به حسب جايگاهشان- صرفاً در آن خانه‌ها ساکن کرده بود.

    از اين رو، کلامي که عايشه در زمان حضور بر پيکر مطهر امام حسن(ع)-گفت، از جمله اينکه:«...کسي را که دوست ندارم به خانه‌ي من داخل نکنيد[؟!]»[500]. سخني غير مقبول و ادّعايي غير مشروع است؛ چه اينکه اساساً بنابر شواهد تاريخي و تصريح مورخين، مدفن پيامبر اکرم(ص)خانه‌ي عايشه نبوده تا او در آن حقي داشته باشد! بلکه آنجا خانه‌ي يگانه دختر پيامبر اکرم(ص)يعني حضرت صديقه طاهره3 بشمار مي‌رفته است.

    به هر حال، همان‌طور که ذکر شد استدلال به اين قضيه‌ي مسلّم تاريخي، صرفاً به عنوان مؤيّدي براي استدلالات گذشته بود و ادله حرمان زوجه از عَقار، همان بود که مفصلاً از نظر گذشت.

    در پايان لازم است نتيجه‌ي هر دو نزاع را -که در خلال مباحث اثبات شد- مجدداً يادآوري نماييم.

  • ۳۷۳

    نتيجه‌ي نزاع اول؛ محروميّت زوجه از مطلق عقار

    بنابراين در مورد نزاع اوّل چنين نتيجه گرفتيم که: از مجموع روايات استفاده مي‌کنيم، زوجه از «مطلق عَقار» يعني چه «عقار خانه» و چه «عقار ارض» و چه «عقار بستان» ارث نمي‌برد؛ موثقه‌ي ابن ابي يعفور را نيز: يا بايد بر تقيّه حمل نمود؛ يا روايات نافيه مخصّص آن است و يا اينکه قائل شويم به اينکه موثقه ابن ابي يعفور تاب مقابله و مقاومت در مقابل رواياتي که در حدّ تواتر است، ندارد.

  • ۳۷۴

    نتيجه‌ي نزاع دوم؛ عدم دليل بر تفصيل بين ذات ولد و غير ذات ولد

    در اين نزاع به اين نتيجه رسيديم: کساني که بين زوجه ذات ولد و غير ذات ولد فرق مي‌گذارند، دو راه بيان نمودند:

    -راه اول: از طريق تمسک به مقطوعه ابن اذينه؛

    -راه دوم: از طريق تمسک به مسئله‌ي انقلاب نسبت؛

    که راه اول اشکال‌هاي سندي و دلالي متعددي داشت و راه دوم نيز، هشت اشکال بر آن وارد نموديم؛ لذا در مجموع به هر دو راه خدشه وارد شد و هيچ کدام مورد پذيرش قرار نگرفت.

    بنابراين دليلي براي تفصيل بين ذات ولد و غير ذات ولد نيافتيم.

  • ۳۷۵

    نظريه‌ي مختار در نزاع اول و دوم

    نظر اختيار شده در نزاع اول و دوم، نيز همان فتوايي است که مشهور قدما داده‌اند؛ يعني:

    -در نزاع اول قائل شديم که: «زوجه مطلقا، از عقار ارث نمي‌برد»

    و:

    -در نزاع دوم قائل شديم که: «فرقي بين زوجه‌ي ذات ولد و غير ذات ولد وجود ندارد».

    البته:

    -در نزاع اول بلا اشکال مشهور اين فتوا را دارند که: «زوجه از هيچ زميني ارث نمي‌برد.»

    و:

    -در نزاع دوم مي‌گوييم: در ميان قدما، هفت نفر، فرقي بين ذات ولد و غير ذات ولد قائل نيستند و شش نفر نيز قائل به فرق هستند؛ بنابراين:

    -يا مي‌توانيم ادّعا کنيم اين اقوال متکافئان هستند.

    و:

    -يا اينکه حداقل مي‌توانيم مدعي شويم: قول به عدم تفصيل طرفدار بيشتري دارد.

  • ۳۷۶

    نظريه‌ي نهايي در مسئله

    بعد از بيان اقوال در هر دو نزاع و بررسي سندي و دلالي سه طائفه از روايات و طرح مباحث مختلف پيرامون مسئله مورد بحث، بحمد الله اصل نظريه اثبات شد و در پايان به اين نتيجه رسيديم که هم در نزاع اوّل و هم در نزاع دوّم، حق با «مشهور» است يعني: «زوجه از جميع عقار محروم است و فرقي بين ذات ولد و غير ذات ولد نيز وجود ندارد». «وَ اللَّهُ الْعَالِم»

    پيوست يکم فصل هفتم

  • ۳۷۷

    تنبيهات بحث

    اين بحث تنبيهاتي نيز دارد که برخي از فقهاء از جمله مرحوم سيّد محمّد آل بحرالعلوم(ره) و مرحوم آيت الله سيّد محسن طباطبايي حکيم(ره) به آن پرداخته‌اند که در ذيل اشاره‌اي کوتاه به عناوين اين تنبيهات مي‌نماييم.

  • ۳۷۸

    الف: تنبيهات کتاب «بلغة الفقيه»

    مرحوم سيّد محمّد آل بحرالعلوم(ره) در کتاب «بلغة الفقيه»دوازده تنبيه براي اين بحث مطرح کرده‌اند، که متأسفانه در اين مجال توفيقي براي بررسي آن‌ها نداريم، لذا شايسته است پژوهشگران محترم براي تکميل مباحث به منابع مربوطه مراجعه فرمايند؛ لکن سزاوار است ذيلاً به رئوس تنبيهات فوق، اشاره نماييم.

    مرحوم بحرالعلوم(ره) در کتاب مزبور در انتهاي مباحث، مي‌فرمايند:

    «بقي هنا أمور ينبغي التنبيه عليها:

    بعضي از اموري که آگاهي از آنها ضروري است:

    الاول: خص الحرمان بالرباع...؛‏

    [امر] اول: محروميّت زوجه فقط به رباع اختصاص دارد نه غير آن...؛

    الثاني: الالات التي تحرم من عينها و ترث من قيمتها...؛

    [امر] دوم: ابزارآلاتي که زوجه از عين آنها سهمي ندارد، لکن از قيمت آنها سهم دارد...؛

    الثالث: في كيفية التقويم‏...؛

    [امر] سوم: در چگونگي ارزش‌گذاري است...؛

    الرابع: لو لم يكن مع الزوجة وارث غير الامام...؛‏

    [امر] چهارم: اگر غير از امام وارث ديگري غير از امام در کنار زوجه نباشد...؛

    الخامس: هل يتعين علي الوارث دفع حصة الزوجة من القيمة...؛

    [امر] پنجم: آيا پرداخت سهم زوجه از قيمت، بر وراث معين شده است...؛

    السادس: هل يجوز للوارث قبل إعطاء الزوجة حقها من القيمة التصرف في تلك الاعيان...؛‏

    [امر] ششم: آيا قبل از پرداخت حق زوجه از قيمت ارثيه، جايز است ساير وراث در ارث تصرف کنند...؟

    السابع: التفصيل بين ذات الولد و غيرها...؛

    [امر] هفتم: چگونگي تفصيل بين زوجه داراي فرزند و غير آن...؛

    الثامن: توزيع الدين علي ما ترث منه الزوجة...؛

    [امر] هشتم: اداي دين ميت، شامل ارث زوجه هم مي‌شود...؛

    التاسع: حق الزوجة حق مالي يجوز الصلح عليه‏...؛

    [امر] نهم: آيا حق زوجه مالي است و مصالحه با وي جائز است...؛

    العاشر: لا فرق في الولد بين الذكر و الانثي و الخنثي...؛‏

    [امر] دهم: فرقي در فرزند زوجه که پسر باشد يا دختر يا خنثي نيست...؛

    الحادي عشر: لو ملكت الزوجة شيئا من رقبة الارض...؛‏

    [امر] يازدهم: اگر زوجه بخشي از زمين را مالک باشد...؛

    الثاني عشر: إذا كان في الارض التي لم ترث منها...»[501]

    [امر] دوازدهم: اگر در زميني که زوجه از آن ارث نمي‌برد...؛

  • ۳۷۹

    ب: تنبيهات کتاب «رسالة في ارث الزوجة من الزوج»

    مرحوم آيت الله سيّد محسن حکيم(ره) نيز به تبع مرحوم بحرالعلوم(ره) تنبيهاتي را ذيل اين بحث، بيان کرده‌اند که به ذکر سرفصل‌هاي دوازده‌گانه آن اکتفاء مي‌نماييم و تحقيق بيشتر را به پژوهشگران ارجمند وا مي‌گذاريم:

    «الموضع الثالث: في امور يحسن التنبيه عليها:

    موضع سوم: در اموري است که آگاهي از آن‌ها ارزشمند است:

    [الامر] الاول: يظهر من جماعة بل صريحهم ان المفيد(ره) و من تبعه اراد من الرباع كل ما صدق عليه اسم البناء...؛

    [امر] اول: از طاهر فرمايش جمعي از علماء بلکه تصريح کلامشان برمي‌آيد که منظور شيخ مفيد و تابعين ايشان از رباع هر نوع بناء و ساختمان است...؛

    [الامر] الثاني: ان اعطاءها قيمة الالات و الابنية هل هو علي التعيين... او انه رخصة و سعة علي الوارث...؛

    [امر] دوم: آيا اعطاء قيمت ابزار آلات و ساختمان‌ها بر اساس تعيين است يا از باب توسعه در اجازه، بر وارث است...؛

    [الامر] الثالث: في كيفية التقويم...؛

    [امر] سوم: در چگونگي تقويم است...؛

    [الامر] الرابع: لو باع الوارث غير الزوجة ماله دفع القيمة اليها عنه...؛

    [امر] چهارم: اگر ساير ورثه غير از زوجه، مال خودش را بفروشد، سهم زوجه از قيمت پرداخت مي‌شود؟

    [الامر] الخامس: لو تلف البناء و الشجر بعد الموت...فهل لها القيمة حينئذ او ليس لها شيء؟...؛

    [امر] پنجم: اگر پس از موت مورث، ساختمان و درخت تلف شوند، آيا باز هم قيمت آنها به زوجه مي‌رسد يا نه؟...؛

    [الامر] السادس: لو نمت الاشجار و غيرها قبل التقويم فهل النماء للورثة او للزوجة؟...؛

    [امر] ششم: اگر درختان و ساير ما ترک، رشد داشته باشند آيا رشد به ورثه و زوجه مي‌رسد؟

    [الامر] السابع: اذا كان للميت زوجتان...؛

    [امر] هفتم: اگر ميّت داراي دو زوجه باشد...؛

    [الامر] الثامن: بناء علي تفاوت ذات الولد عن غيرها في الحكم لا يفرق في الولد...؛

    [امر] هشتم: بر مبناي تفاوت زوجه داراي فرزند از غير آن، حکم در فرزند فرقي ندارد...؛

    [الامر] التاسع: لو كان علي الميت دين...؛

    [امر] نهم: اگر ميّت بدهکار باشد...؛

    [الامر] العاشر: لو لم يكن مع الزوجة وارث غير الامام(ع)...؛

    [امر] دهم: اگر با زوجه وارث ديگري غير از امام نباشد...؛

    [الامر] الحادي عشر: لو كان للميت زرع...؛

    [امر] يازدهم: اگر ميّت زراعتي داشته باشد...؛

    [الامر] الثاني عشر: يظهر من القائلين بالتفصيل بين ذات الولد و غيرها بل صريح محكي جملة من عباراتهم ومرئيها لزوم كون الولد منه»[502]

    [امر] دوازدهم: از بيان قائلين به تفصيل بين زوجه داراي فرزند و غير او و تصريح برخي از عبارات آنان معلوم مي‌شود که فرزند بايد از ميّت باشد...؛

    اين تمام کلامي بود که در بحث ارث زوجه از زمين در درس استاد مطرح شد؛ خداوند متعال(سبحانه تعالي) را شاکرم که در ماه مبارک رمضان توفيق پيدا کردم با شرکت در کرسي علمي فرزند برومند مرجع فقيد جهان تشيع، «حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد فاضل لنکراني(ره)»توانستم راجع به مسئله‌ي مهم و فقهي«ارث زوجه از عَقار»به تحقيق، تقرير و تحرير درس استاد فرزانه «حضرت آيت الله حاج شيخ محمد جواد فاضل لنکراني دامت توفيقاته»بپردازيم و از ذات باري تعالي(سبحانه تعالي)طول عمر با برکت معظم له-دامت برکاته- و همه‌ي اساتيد حوزه‌ي مبارکه‌ي علميه‌ي قم و رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي «حضرت آيت الله العظمي سيد علي حسيني خامنه‌اي متّع اللّه المسلمين بطول حياته و بقائه»را مسئلت مي‌نمايم و نيز علو درجات براي همه مومنين و مومنات علي الخصوص علماي ماضي(قدس سره) به ويژه «سيد الموسسينحضرت آيت الله العظمي امام خميني(ره)» ‌و شاگرد مبرّز ايشان «شيخ الفقهاءحضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد فاضل لنکراني(ره)» درخواست مي‌کنم.

    در انتهاء نگارنده خالي از لطف نمي‌داند به ذکر دو رؤياي صادقه که يکي از آن‌ها در اثنا نوشتن متن عربي کتاب و ديگري پس از آن براي حضرت استاد-دامت برکاته- اتّفاق افتاده است و معظم له شخصاً در يکي از جلسات خصوصي ديدار با ايشان، براي حقير نقل فرمودند بپردازم.

    جريان اول از اين قرار است که، استاد گرانقدر-دام عزه-، بر «عنايت ويژه» مرحوم والد راحل عظيم الشان شان(ره) بر جزوه دست نويس عربي ارث زوجه -حين ترديدي که برايشان در هنگام نوشتن آن بوجود آمده بود- اشاره فرموده و نقل نمودند که:

    در يکي از شبها، هنگامي که مشغول تأليف متن عربي کتاب «ارث زوجه» بودم ترديد بسيار عجيبي -که واقعا تا آن زمان برايم سابقه نداشت- بر من عارض گشت، در حالي که قبلا مطالب فراواني در موضوعات مختلف مي‌نوشتم و چاپ هم مي‌شد ولي در آن موارد، چنين ترديدي اصلاً برايم حاصل نشده بود و سابقه نداشت؟!

    ايشان در ادامه با بيان تأثير اين ترديد فرمودند:

    آن شب با خود گفتم: حال که از يک طرف، مقدار زيادي وقت براي اين بحث مي‌گذارم و زحمت مي‌کشم و از طرف ديگر بايد روز قيامت براي هر سطرش جواب بدهم، در اين وضع، اگر امر دائر بين نوشتن و تمام کردن اين کتاب و بين جواب دادن سطر به سطر آن در روز قيامت باشد، من ننوشتن را انتخاب مي‌کنم؛ زيرا دليلي ندارد که هم بنويسم و هم جواب بدهم!

    ايشان پس از اين ترديد، به رؤيايي که بلافاصله همان شب برايشان اتّفاق مي‌افتد، اشاره کردند و فرمودند:

    اين ترديد موجب شد تا آن شب، نوشتن را به کلي کنار بگذارم؛ هنوز در حالت ترديد و دو دلي بودم که خواب بر چشمانم مستولي گشت؛ در عالم رؤيا مرحوم والد(ره) را زيارت کرده و در منزل به حضورشان رسيدم؛ آن هنگام که در حال ديدارشان بودم، ايشان با اشاره به جزوه «ارث زوجه» به من فرمودند: محمد جواد اين جزوه تان را بياوريد و به من بدهيد! به ايشان عرض کردم: آقا اين جزوه هنوز کامل نشده است، ان‌شاء‌الله آن را آماده کرده و به شما تقديم مي‌کنم! امّا ايشان مجدداً براي بار دوم، خطاب فرمودند: به شما گفتم اين جزوه را بياوريد و به من بدهيد! دوباره در پاسخ ايشان عرض کردم: آقاجان اين جزوه هنوز کامل نشده، به خواست خدا آن را آماده مي‌کنم و به خدمتتان مي‌آورم! لکن ايشان موکداً و براي بار سوم فرمودند: به شما عرض کردم جزوه ارث را بياوريد و به من بدهيد!

    استاد معظم-دامت توفيقاته- پس از ذکر اين رؤياي صادقه فرمودند:

    در اين حال، از خواب بيدار شدم و فهميدم که آن بزرگوار(ره)به اين جزوه نظر دارند و من وظيفه دارم که آن را تمام نمايم؛ لذا اين رؤيا باعث شد که ترديد را کنار گذاشته و به اين نتيجه برسم که بايد به خواست خدا اين جزوه را تکميل کنم، که تکميل هم کردم و بالاخره به نام «نخبةالأنظارفي‌حرمان‌الزوجة‌من‌الاراضي‌والعقار» به چاپ رسيد.

    اما جريان دوم از اين قرار است که استاد معظم-دامت برکاته- به «توجّه» حضرت آيت الله العظمي بهجت(ره)به کتاب «نخبة‌الأنظار» اشاره فرمودند و در حضور جمعي براي حقير نقل کردند:

    زماني که يکي از مسئولين دفتر، جناب حجت الاسلام آقاي استاد ميرزا-دام عزه-، قصد زيارت عتبات عاليات را داشتند، سه نسخه از کتاب «ارث زوجه» را به ايشان دادم تا هنگامي‌که به نجف اشرف مشرف مي‌شوند، به ديدار سه تن از علماي بزرگوار-حفظهم الله تعالي- رفته و اين سه نسخه را به ايشان تقديم نمايند.

    حضرت استاد-دامت برکاته- در ادامه با اشاره به رؤياي خويش فرمودند:

    به ياد دارم شبِ آن روزي که طبق نقل خودشان، اين کتابها را به مراجع و علماي نجف هديه کرده بودند -ظاهراً يک روز چهارشنبه در ماه مبارک رمضان بود- و هنوز هم، با من تماس نگرفته بودند تا گزارش حضورشان در بيت حضرت آيت الله العظمي سيّد علي سيستاني-ادام الله عزه- را بدهند. آن شب در خواب ديدم که سه نفر از بزرگان، از نجف به منزل ما آمده‌اند.

    از ميان آن سه بزرگوار، يکي از آن‌ها را مي‌شناختم؛ آري حضرت آيت الله العظمي بهجت(ره)بود؛ ولي آن دو نفري که همراه آقاي بهجت(ره) بودند، را نمي‌شناختم.

    حضرت استاد-دامت توفيقاته- پس از اشاره به حضور آيت الله بهجت(ره)در منزلشان فرمودند:

    آيت الله بهجت(ره)با همراهانشان پس از حضور در منزل، خطاب به اينجانب فرمودند: من شنيده ام شما جزوه‌هاي فقهي اي داريد که ميل دارم آن‌ها را ببينم! در پاسخ به ايشان عرض کردم: آقا متأسفانه اين جزوات، اينجا در دسترسم قرار ندارند تا آن‌ها را به جناب عالي نشان بدهم؛ در اين حال از جا برخاستم تا وسائل پذيرايي براي ايشان و ساير ميهمانان آماده کنم، از اين رو به سراغ کمدي که معمولاً در آنجا وسائل پذيرايي مي‌گذارند رفتم تا مقداري ميوه براي آن سه شخصيّت بزرگوار بياورم. امّا همين که در کمد را باز گردم بناگاه مشاهده نمودم، سه نسخه از کتاب «نخبة‌الأنظار» در آنجا وجود دارد! در همان حالِ ايستاده با بهت و حيرت، خطاب به آيت الله بهجت(ره)عرض کردم: آقا ببخشيد من نمي‌دانستم اين سه نسخه کتاب، در اينجا بوده است؛ به هر روي، بنابر درخواست آقاي بهجت(ره)يک نسخه از آن کتابها را به محضر ايشان تقديم کردم و آن دو را نيز به هر يک از آن آقايان محترم که همراه ايشان بودند پيشکش نمودم.

    استاد-دام عزه العالي- در ادامه به عکس‌العمل مرحوم آيت الله بهجت(ره)پس از گرفتن کتاب، اشاره کرده و فرمودند:

    بعد از تقديم کتابها به آيت الله بهجت(ره)با فاصله‌اي اندک در کنار ايشان نشسته و به ايشان نگاه مي‌کردم؛ در آن حال، همين که مرحوم آقاي بهجت(ره)کتاب «نخبة‌الأنظار» را باز کردند و مي‌خواستند اولين ورق را کنار بزنند، منظره‌ي عجيبي را مشاهده کردم؛ بله، آن منظره، منقش بودن صفحه اول کتاب ارث زوجه به عکس مرحوم آيت الله بهجت(ره) بود! با تعجبي که برايم بوجود آمده بود، در عالم رؤيا با خود گفتم: من که تصوير ايشان را در کتاب نياورده بودم! پس اين عکس در اينجا چه مي‌کند؟!

    اين نجواي دروني، موجب غفلت من از مرحوم آيت الله بهجت(ره)نشده بود و من هنوز آن بزرگوار را زير نظر داشتم؛ ايشان را مي‌ديدم که همين طور کتاب را ورق مي‌زدند و دائماً دعا مي‌کردند و همين طور ورق مي‌زدند و دعا مي‌کردند، ورق مي‌زدند و دعا مي‌کردند...

    استاد بزرگوار در انتهاء فرمودند:

    پس از چند مرتبه دعا کردن توسط مرحوم آيت الله بهجت(ره)از خواب بيدار شدم؛ آن ديدار، لذتي معنوي در کامم ايجاد کرد که هر زمان به ياد آن مي‌افتم اميدوار مي‌شوم که اين کتاب ان‌شاء‌الله مورد قبول و رضايت اهل بيت:واقع شده است ان‌شاء‌الله همين‌طور هم باشد و آن‌ها از ما راضي و خشنود باشند چه اينکه رضايت آن‌ها رضايت خداوند(سبحانه تعالي) است.

    حضرت استاد پس از نقل اين دو جريان، خطاب به نگارنده فرمودند:

    اميدوارم خداوند متعال(سبحانه تعالي)اين جزوه ناچيز را براي ما و شما -که واقعاً با اخلاص تلاش کرديد و در حال آماده سازي متن فارسي آن هستيد تا به چاپ برسد- در روزي که «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون»[503] است ذخيره‌اي در قيامت قرار دهد و از ما و شما بپذيرد. ان‌شاء‌الله[504]

    در پايان لازم مي‌دانم از همسر محترمم که در تخريج مصادر هميار حقير بودند و والده مکرمه و به ويژه والد بزرگوارم-دام عزه العالي-، که با راهنمايي‌ها و راهبري‌هايشان همواره مشوّق و مؤيد حقير بودند، تشکر و تقدير نمايم و اميدوارم پروردگار منان(سبحانه تعالي)اين مختصر را به عنوان بهترين عمل در نامه‌ي اعمالمان، ثبت نمايد؛ ان‌شاء ‌الله.

    از محققين و خوانندگان معزز موکداً درخواست دعاي خير مي‌کنم و اميد آن دارم که از کم کاري‌هاي حقير، گذشت نموده و با ديده اغماض بگذرند و قرين امتنان نمايند، کاستي‌ها و اشکال‌هاي وارده را به نشاني «رايانامه» در پاورقي[505].و يا مرکز جهاني فقه ائمه اطهار: به نشاني پشت جلد، ارسال فرمايند.

    اين کتاب، در تاريخ دهم مهرماه سال هزار سيصد و هشتاد و نه هجري شمسي مطابق با بيست و چهارم شوال المکرم سال هزار چهارصد و سي و يک هجري قمري مصادف با شب شهادت رئيس مذهب جعفري «حضرت امام جعفر صادق(ع)» به اتمام رسيد؛ درود بي پايان الهي بر محمد(ص)و خاندان پاکروان و پاکدامنش: باد.

    «وَ آخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَوَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين»

    پيوست دوم فصل هفتم

  • ۳۸۰

    فهرست منابع و مآخذ

    1. قرآن کريم

    2. ‏نهج البلاغه، امام على بن ابى طالب(ع)، قم، انتشارات دار الهجرة.

    (الف)

    3. الإرشاد الأذهان إلي أحکام الإيمان، حلي، ابو منصور حسن بن يوسف مطهر حلي(معروف به علامه حلي(ره)) قم، موسسه نشر اسلامي، چاپ اول، 1410 هـ ق.

    4. الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن(شيخ الطائفة(ره))، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1390 هـ ق.

    5. اختيار الرجال/اختيار معرفة الرجال معروف به رجال الكشي، کشي، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز(ره)، مشهد، انتشارات دانشگاه، 1348 هـ ش.

    6. اضواء علي السنة المحمدية، ابوريّه، محمود، قم، دار الکتاب الاسلامية، چاپ دوم، 1428 هـ ق.

    7. الانتصار في انفرادات الإمامية، سيد مرتضي، على بن حسين موسوى(شريف مرتضي(ره))، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه‌ي علميه‌ي قم‏، چاپ اول، 1415 هـ ق.‏

    8. إيضاح الفوائد في شرح مشكلات القواعد، حلّى، فخر المحققين، محمد بن حسن بن يوسف اسدى(ره)، قم، مؤسسه اسماعيليان، ‏چاپ اول، 1387 هـ ق.

    (ب)

    9. بحار الأنوار الجامعة لدرر الاخبار الائمة الاطهار:،مجلسي، محمد باقر(علامه مجلسي)، بيروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403هـ ق.

    10. بررسي فقهي حقوقي تلقيح مصنوعي، فاضل موحدي لنکراني، محمد جواد، قم، مرکز فقهي ائمه اطهار:، چاپ اول، 1387 هـ ش.

    11. بُلغة الفقيه، آل بحر العلوم، سيد محمد بن محمد تقي(ره)، تحقيق و تعليق سيّد حسين بن سيّد محمد تقي آل بحر العلوم، منشورات مکتبة الصادق، چاپ چهارم، 1403هـ ق.

    12. البيع، موسوي خميني، سيّد روح الله(امام خميني1)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى1‏

    (پ)

    13. پژوهشي در علم رجال، ترابي شهرضايي، اکبر، قم، اسوه، چاپ اول 1387 هـ ش.

    (ت)

    14. تاج العروس، واسطي زبيدي، محب الدين ابو الفيض سيّد محمد مرتضي حسيني واسطي زبيدي حنفي، بيروت، دارالفکر، 1414 هـ ق.

    15. تصحيح و تعليق الوافي في جمع أحاديث الكتب الأربعة القديمية،فيض کاشاني محمد بن مرتضى متخلص به ملا محسن فيض كاشاني، تعليقه: شعراني، ابوالحسن.

    16. تفسير نمونه، مکارم شيرازي، ناصر، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول،1374هـ ش.

    17. تفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيله كتاب الطلاق و المواريث، فاضل موحدي لنکراني(ره)، محمد، قم مرکز فقه ائمه اطهار:، چاپ اول، 1429هـ ق.

    18. تفصيل وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعة، حر عاملي، شيخ محمد بن حسن بن علي(ره)،قم، مؤسسه آل البيت: لاحياء التراث، چاپ اول، 1409 هـ ق.

    19. تقريرات ثلاث، طباطبايي بروجردي، سيّد حسين/مقرر حاج شيخ علي پناه اشتهاردي. قم، موسسه نشر اسلامي، چاپ اول، 1413 هـ ق.

    20. التنقيح الرائع لمختصر الشرائع، فاضل مقداد، جمال الدين مقداد بن عبد الله سيوري حلي(ره)، قم، کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي(ره)، چاپ اول، 1404 هـ ق.

    21. التنقيح في شرح العروة الوثقى‏، موسوي خويي(ره)، سيّد ابوالقاسم، مقرر: ميرزا على غروى.

    22. تهذيب الأحکام في شرح المقنعة/التهذيب، طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن، تهران، دار الكتب الإسلاميه، 1365 هـ ش.

    (ث)

    (ج)

    23. الجامع للشرائع‏، حلي، يحيى بن سعيد(يحيي حلي(ره))، قم، مؤسسه سيد الشهداء العلمية، چاپ اول، 1405 هـ ق.‏

    24. جوابات‏ أهل ‏الموصل فى العدد و الروية/ الرد علي اصحاب العدد، مفيد، محمد بن محمد بن نعمان عکبري(ره)، قم، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، 1413 هـ ق.

    25. جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام، نجفي، محمد حسن بن باقر(صاحب جواهر(ره))، بيروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ هفتم‏.

    (چ)

    (ح)

    26. الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، بحرانى، يوسف بن احمد بن ابراهيم;‏، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول‏، 1405 هـ ق.

    27. حياة ابن أبي عقيل و فقهه، عمانى، حسن بن على بن ابى عقيل حذّاء، قم، مركز المعجم الفقهي، ‏چاپ اول، 1413 هـ ق‏.

    (خ)

    28. الخلاف‏، طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن(شيخ الطائفه(ره))، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،‏ چاپ اول 1407 هـ ق.‏

    (د)

    29. دراسات في علم الدراية، غفاري، علي اکبر، تلخيص مقباس الهداية مرحوم مامقانى، چاپ اول 1369هـ ش.

    30. دراية الحديث، مدير شانه‌چي، كاظم، قم، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ سوم، 1382 هـ ش.

    31. الدروس الشرعية في فقه الامامية، مکي عاملي (معروف به شهيد اول(ره))، محمد بن جمال الدين مکي عاملي، قم، موسسه نشر اسلامي، چاپ دوم، 1417 هـ ق.

    32. دعائم الاسلام و ذکر الحلال والحرام والقضايا والاحکام، تميمي مغربي، ابو حنيفه، نعمان بن محمد بن منصور(قاضي نعمان مصري(ره))، قم، مؤسسه آل البيت:، چاپ دوم 1385 هـ ق.

    (ذ)

    33. الذريعة الي تصانيف الشيعة، تهراني، آقا بزرگ، قم، اسماعيليان و تهران كتابخانه اسلاميه‏، 1408 هـ ق.‏

    (ر)

    34. رجال ابن داود، حلّى، شيخ تقى الدين، ابو محمد، حسن بن على بن داود حلى‏، تهران، انتشارات دانشگاه تهران‏، 1383 هـ ق.

    35. رجال ابن الغضائري/کتاب الضعفاء، غضائري،احمد بن حسين بن عبيدالله، قم، مؤسسه اسماعيليان، 1364 هـ ق.

    36. رجال شيخ طوسي، طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن (شيخ الطائفه(ره))، قم، انتشارات اسلامى جامعه مدرسين، 1415 هـ ق.

    37. رجال‏ نجاشي، نجاشى، ابو الحسن احمد بن على بن احمد(ره)، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ اول، 1407 هـ ق.‏

    38. رسائل، عاملي، زين الدين بن على بن احمد (شهيد ثاني(ره))، قم، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‏، چاپ اول‏.

    39. رسالة في الإرث‏‏/ رسالتان في الإرث و نفقة الزوجة، اراكي، محمد علي(ره)، قم، مؤسسه در راه حق‏ چاپ اول، 1413 هـ ق‏.

    40. رسالة في ارث الزوجة، صافي گلپايگاني، لطف الله، قم، المطبعه العلميه، 1385 هـ ق.

    41. رسالة في ارث الزوجة من الزوج/رسالة في حرمان الزوجة من بعض الارث، طباطبايي حکيم، سيّد محسن طباطبايي حکيم(ره)، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامي بر مذهب اهل بيت:، نقل از مجله فقه اهل بيت:، شماره 43

    42. رسالة في المواريث‏، انصاري، مرتضى بن محمد امين‏(شيخ انصاري(ره))، قم، كنگره جهانى بزرگداشت شيخ اعظم انصارى، چاپ اول، ‏1415 هـ ق.‏

    43. رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدلائل، طباطبائى، سيد على بن محمد بن ابى معاذ (صاحب رياض(ره))، قم، مؤسسه آل البيت:‏چاپ اول 1418 هـ ق‏.

    44. رسالة ميراث الزوجة من العقار، هاشمي شاهرودي، سيد محمود، قم، مجله فقه اهل بيت:، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامي بر مذهب اهل بيت:، شمارهاي 45و 46 و 47 و 48، چاپ اول.

    (ز)

    (ژ)

    (س)

    45. السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ابن ادريس حلّى(ره)، محمد بن منصور بن احمد، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ دوم،1410هـ ق.‏

    46. سنن ابي داود.سجستاني، أبوداود سليمان بن الأشعث السجستاني، بيروت، دارالكتاب العربي.

    (ش)

    47. شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ‏حلي، نجم الدين جعفر بن حسن(محقق حلي(ره))، قم، مؤسسه اسماعيليان‏، چاپ دوم 1408 هـ ق.

    (ص)

    48. الصحاح في اللغة/تاج اللغة و صحاح العربية، جوهري، أبي نصر إسماعيل بن حماد الجوهري، بيروت، دار العلم للملايين، چاپ سوم، 1404 هـ ق.

    49. صحيح مسلم.مسلم بن حجاج، أبوالحسين القشيري النيسابوري، بيروت، دار ابن حزم و موسسة ريان، 1375هـ ق.

    (ض)

    (ط)

    50. الطهارة، موسوي خميني، سيّد روح الله مصطفوي،(امام خميني(ره))، تهران مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى1‏.

    (ظ)

    (ع)

    51. علل الشرائع‏ و الاحکام، قمّى، شيخ صدوق(ره)، ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه، قم، كتابفروشى داورى‏ از روى نسخه مكتبة الحيدرية در نجف اشرف، 1386 هـق.

    52. العين، فراهيدي، ابي عبدالرحمنخليل بن احمد فراهيدي، قم، منشورات الهجرة، چاپ دوم، 1410 هـ ق.

    (غ)

    53. غاية المراد في شرح نكت الإرشاد، ‏عاملي، محمد بن مكى(شهيد اول(ره))، قم، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، چاپ اول،‏1414 هـ ق‏.

    54. الغريبين في القرآن و الحديث، هروي، احمد بن محمد، بيروت، 1419 هـ ق.

    55. غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، حلبي، ابن زهره، حمزة بن على حسينى(ره)، قم، مؤسسه امام صادق7،‏ چاپ اول، 1417 هـ ق.

    56. الغيبة، نعمانى، محمد بن ابراهيم، تهران، مكتبة الصدوق، 1397 هـ ق.‏

    (ف)

    57. فرهنگ جامع عربي-فارسي، سيّاح، احمد، تهران، چاپ هشتم 1354 هـ ش.

    58. فرهنگ فرق اسلامي، مشکور، محمد جواد، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي 1387هـ ش.

    59. فهرست الطوسي، طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن(معروف به شيخ طوسي(ره))، نجف اشرف، المكتبة المرتضوية.

    60. الفوائد الحائرية، وحيد بهبهانى(ره)، محمد باقر بن محمد اكمل، قم، مجمع الفكر الإسلامي‏، چاپ اول، 1415 هـ ق.‏

    (ق)

    61. القاموس المحيط، فيروزآبادي، محيي الدين أبو طاهر، محمد بن يعقوب بن محمد بن عمر الفيروزآبادي الشيرازي الكازروني الشافعي، بيروت، دار الجيل.

    62. قواعد الاحکام في معرفة الحلال و الحرام، علامه حلي، جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر حلي(ره)، قم انتشارات رضي، 1404 هـ ق.

    (ک)

    63. الكافي، کليني، محمد بن يعقوب(ثقة الاسلام كلينى(ره))، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1365 هـ ش.

    64. الکافي في الفقه، ‏ابو الصلاح حلبى(ره)، ابو الصلاح تقى الدين بن نجم الدين‏، اصفهان، چاپ اول، 1403 هـ ق.

    65. كشف الرموز في شرح مختصر النافع‏، يوسفي، حسن بن ابي طالب(فاضل آبي(ره))، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ سوم‏، 1417 هـ ق‏

    66. كفاية الأحكام/کفاية المقتصد/کفاية المعتقد/مشهور به کفاية الفقه‏، سبزواري، محمد باقر بن محمد مومن(ره)، قم موسسة النشر الإسلامي چاپ اول، 1423هـ ق.

    67. كفاية الأصول، خراسانى، آخوند محمد كاظم بن حسين (معروف به آخوند خراساني(ره))، قم، مؤسسه آل البيت:، چاپ‏اول، 1409 هـ ق.

    (گ)

    (ل)

    68. لسان العرب، ابن منظور، جمال الدين محمدبن مكرم بن منظور الأفريقي المصري،بيروت، دارصادر، چاپ اول.

    (م)

    69. المبسوط في فقه الإمامية، طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن(شيخ الطائفه(ره))، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، چاپ سوم، 1387 هـ ق‏.‏

    70. المختصر النافع في فقه الامامية، حلّى، ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن حسن هذلي معروف به محقق اول يا محقق حلي(ره)، قم، مؤسسة المطبوعات الدينية، چاپ ششم، 1418 هـ ق.

    71. مختلف الشيعة في أحكام الشريعة،‏ اسدي، حسن بن يوسف بن مطهر (علامه حلي(ره))،قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،‏چاپ دوم، 1413هـ ق.

    72. المخصص، از روي نسخه خطي مغربي، ابن سيده، أبو الحسن علي بن إسماعيل نحوي لغوي اندلسي، مصر، المطبعةالأميرية،چاپ اول، 1901م

    73. مجمع البحرين و مطلع النيرين، طريحي، شيخ فخرالدين طريحى نجفى، تهران، كتابفروشي مرتضوي، چاپ سوم، 1416 ه ق

    74. مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان‏، اردبيلى، احمد بن محمد(مقدس اردبيلي(ره))، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپاول‏، 1403 هـ ق.

    75. ‏ المسائل الصاغانية، مفيد، محمد بن محمد بن نعمان عکبري(شيخ مفيد(ره))، قم، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد(ره)، 1413 هـ ق.

    76. مسالك الأفهام إلى آيات الأحكام، فاضل جواد، جواد بن سعى بن علي اسدي كاظمي(ره)، انتشارات مرتضوى، 1389 هـ ق.

    77. مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام‏، عاملي، زين الدين بن على بن احمد عاملى(شهيد ثانى(ره))،‏ قم، مؤسسة المعارف الإسلامية، چاپ اول، 1413 هـ ق.‏

    78. مستند الشيعة في أحكام الشريعة، نراقي، مولى احمد بن محمد مهدى، قم،مؤسسه آل البيت:‏، چاپ اول 1415 هـ ق.

    79. المصباح الاصول،بهسودي، محمد سرور، تقريرات بحث آيت الله ابوالقاسم موسوي خويي(ره)، قم، کتابخانه داوري، چاپ دوم، 1412 هـ ق.

    80. المصباح المنير في غريب الشرح الکبير، فيومي، ابو العباس أحمد بن محمد بن علي المُقري الفَيُّومي، قم، موسسه دارالهجرة، چاپ اول، 1405 هـ ق

    81. معجم البلدان، جندي، فريد عبدالعزيز، بيروت، دارالکتب العلمية، 1410 هـ ق.

    82. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، خويي، ابو القاسم بن سيد على اكبر موسوي خويى(ره).

    83. معجم المنجد في اللغة، هناني، علي بن الحسن الهنائي الأزدي، دارالمشرق.

    84. المفردات في غريب القرآن، راغب اصفهاني، ابوالقاسم حسين بن محمد، مصحح صفوان عدنان داودي، بيروت، دار العلم و الدار الشامية، چاپ اول، 1412 هـ ق.

    85. مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلاّمة، حسيني عاملى(ره)، جواد بن محمد، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ اول، 1419 هـ ق.

    86. المقنعة، مفيد، محمد بن محمد بن نعمان عکبري(ره)،قم، كنگره جهانى شيخ مفيد، 1413 هـ ق.

    87. المقتصر من شرح المختصر، حلي، جمال الدين احمد بن محمد اسدى، مشهد، مجمع البحوث الإسلامية چاپ اول،1410 هـ ق.‏

    88. ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار،مجلسى دوم، مولى محمد باقر بن مولى محمد تقى‏، محقق/ مصحح: سيد مهدى رجائى، قم، كتابخانه آية الله مرعشى نجفي;‏، چاپ اول، 1406 هـ ق‏.

    89. من لا يحضره الفقيه، قمّى، شيخ صدوق(ره)، محمّد بن على بن بابويه‏، قم، جامعه مدرسين قم، 1413 هـ ق.

    90. الموطأ، اصبحي، مالك بن أنس ابن مالك بن عامر الأصبحي المدني التابعي الموسس لمذهب المالکي، (ابو عبدالله الاصبحي) دمشق، دارالقلم.

    91. موسوعة الإمام الخوئي، ‏موسوي خويي، سيّد ابوالقاسم، مؤسّسة إحياء آثار الإمام الخوئي(ره)

    92. الموسوعة الرجالية، طباطبائي بروجردي، سيّد محمد حسين.

    93. موسوعةطبقات‏الفقهاء،سبحانى، جعفر، موسسه امام صادق(ع)، قم، 1379 هـ ش.

    94. المهذب‏، ابن براج قاضي، عبدالعزيز نحرير طرابلسي، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏ چاپ اول،1406 هـ ق.‏

    (ن)

    95. نخبة الأفكار في حرمان الزوجة من الأراضي و العقار‏، بروجردي، شيخ محمد تقي نجفي(ره)، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه، چاپ اول.‏

    96. نخبة الأنظار في حرمان الزوجة من الأراضي و العقار، فاضل لنکراني، شيخ محمد جواد موحدي لنکراني، قم، مرکز فقهي ائمه اطهار:، چاپ اول. 1388 هـ ش.

    97. النهاية في غريب الاثر/ النهاية في غريب الحديث و الأثر، ابن أثير، أبوالسعادات المبارك بن محمد الجزري، بيروت، المكتبة العلمية، 1399هـ ق.

    98. النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن(شيخ الطائفة(ره))، بيروت، دار الكتاب العربي‏، چاپ دوم،1400هـ ق.

    (و)

    99. الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ابن حمزه، محمد بن على بن حمزه طوسى(ره)، قم، مكتبة آية الله مرعشي نجفي(ره)، چاپ اول، 1408هـ ق.

    (ه)

    (ي)

    پيوست سوم فصل هفتم

۹۷,۹۰۲ بازدید