pic
pic
  • ۲۱

    د: نظر سيّد مرتضي(ره) در کتاب«الانتصار في انفرادات الإمامية»[45]

    قول چهارم در مسئله اين است که، زوجه:

    -اولاً: از عين زمين «رباع»(خانه مسکوني) ارث نمي‌برد، ولي از قيمت آن ارث مي‌برد؛

    -ثانياً: از عين «ساير اراضي» همچون زمينِ باغ، زمينِ مزرعه، زمينِ تجاري و... ارث مي‌برد؛

    -ثالثاً: از عين «آلات و ابنيه» ارث نمي‌برد، ولي از قيمت آن‌ها ارث مي‌برد.[46]

    عبارت سيّد مرتضي(ره) در کتاب ياد شده، چنين است:

    «و ممّا انفردت به الامامية انّ الزوجة لا ترث من رباع المتوفى شيئاً بل تعطي قيمة حقّها من البناء و الالات دون قيمة العراص،... و ان الرباع و ان لم تسلّم الى الزوجات فقيمتها محسوبة لها.»[47]

    از مسائل اختصاصي اماميّه اين است که زوجه از نفس منزل زوج متوفا ارث نمي‌برد بلکه بايد حقش را از قيمت بناء و آلات پرداخت نمايند يعني با قطع نظر از قيمت زمين، زوجه فقط از قيمت آلات و بناء ارث مي‌برد... و اينكه رباع(زمين خانه مسكوني) اگر چه از عين آن به زوجات داده نمي‌شود لكن بايد از قيمتشان براي او محسوب نموده و به او پرداخت كنند.

    اشتباه مرحوم ابن ادريس درباره‌ي سيّد مرتضي(ره)

    مرحوم ابن ادريس حلي(ره) پس از بيان رأي مختار خود، مي‌فرمايد: «مرحوم سيّد مرتضي(ره) نيز قائل به قول سوم است» يعني همان قولي که خود ايشان به آن قائل شده است و اين از اشتباهات مرحوم ابن ادريس(ره) است؛ چون، همان‌طور که روشن است مرحوم سيّد مرتضي(ره) به هيچ کدام يك از اقوال ثلاثه‌ي قبلي، قائل نيست، بلکه نظر ايشان در مسئله، قول چهارمي است، که بيان آن گذشت.

    عبارت جناب ابن ادريس(ره) چنين است:

    «و ذهب بعض أصحابنا إلى أنه يحتسب عليه بقيمته من سهمه، ليجمع بين ظواهر القرآن و ما أجمعت الطائفة عليه و هو تخريج السيد المرتضي(ره)، ذكره في الانتصار... و كذا ذهب السيّد المرتضي فيما رواه أصحابنا و اجمعوا عليه من ان الزوجة التي لا يكون لها من الميت ولد، لا ترث من الرباع و المنازل شيئا و الحق بعض أصحابنا جميع الارضين من البساتين و الضياع و غيرها...و الاجماع علي انها لاترث من نفس تربة الرباع و المنازل شيئاً... و هو ظاهر قول شيخنا المفيد في مقنعته و السيّد المرتضي في انتصاره»[48]

    و بعضي از اصحاب متمايل شده‌اند به اينکه بر زوجه قيمت زمين از سهمش حساب مي‌شود و آنچه که علماء بر آن اجماع پيدا کردند هماني است که سيد مرتضي(ره) استفاده کرده است؛ سيد(ره) اين فتوا را در کتاب انتصار بيان کرده و همچنين ايشان متمايل شده به اينکه آنچه که اصحاب آن را روايت کردند و نسبت به آن اجماع دارند و آن اينکه: زوجه‌اي که داراي فرزند از ميّت نيست، از زمين خانه‌ي مسکوني و منازل ميّت ارث نمي‌برد؛ و برخي ديگر از اصحاب، بقيه‌ي اراضي همچون زمين باغ‌ها و مزارع و ... را به آن الحاق کردند و اجماع بر اين است که زوجه از نفس زمين خانه مسکوني و منازل ارث نمي‌برد.... و اين ظاهر نظريه‌ي شيخ مفيد(ره) در کتاب مقنعه و سيد مرتضي(ره) در کتاب انتصار است.

  • ۲۲

    رد نظر ابن ادريس(ره) و منشأ اشتباه ايشان

    البته شايد، منشأ اشتباه جناب ابن ادريس(ره) توجه به ابتداي فراز سخن سيّد مرتضي(ره) يعني از قسمت «و ممّا انفردت به الامامية...» تا عبارت «...دون قيمة العراص» باشد، که ايشان را به اشتباه انداخته و نظر سيّد مرتضي(ره) را با نظر شيخ مفيد(ره) يکي دانسته؛ امّا چنانچه مرحوم ابن ادريس(ره) به فراز بعدي سخن شريف مرتضي(ره) که عبارتست از: «و ان الرباع و ان لم تسلّم الى الزوجات فقيمتها محسوبة لها»توجه مي‌نمود، شايد هيچ‌گاه نمي‌فرمود که نظر سيّد(ره) با نظر شيخ مفيد(ره) فرقي ندارد.

  • ۲۳

    مرحوم آيت الله حکيم(ره): به قول سيّد مرتضي(ره) کسي قائل نيست.

    يكي از سؤالاتي که در ادامه‌ي بحث بوجود مي‌آيد اين است که، آيا فقيه ديگري غير از مرحوم سيّد مرتضي(ره) فتوايي همانند فتواي او صادر كرده است يا خير؟

    پاسخ صحيح به اين پرسش را بايد در كلام مرحوم آيت الله حکيم(ره) در «رسالة في ارث الزوجة» جستجو كرد.

    ايشان در كتاب ياد شده، سيد مرتضي(ره) را در اين قول، «وحيد» دانسته و فرموده‌اند: «کسي با نظر سيّد مرتضي(ره) موافق نيست».

    عبارت ايشان چنين است:

    «و لم يوافقه عليه احد من الاصحاب»[49]

    هيچ يک از فقهاء اماميّه با نظر سيّد(ره) موافقت نکرده است.

    ادّعاي بعض الفقهاء؛[50] شيخ صدوق و ابوالصلاح(ره) قائل به قول سيّد مرتضي(ره)

    برخي از فضلاي معاصر در «مجله‌ي فقه اهل بيت:»[51].ادّعا فرموده‌اند که: «دو تن از فقهاي ماضي با قول سيّد مرتضي(ره) موافقت کرده‌اند» كه عبارتند از:

    ‌أ.مرحوم شيخ صدوق(ره) در کتاب «من لايحضره الفقيه»؛

    ‌ب.مرحوم ابوالصلاح حلبي(ره) در کتاب «الکافي في الفقه».

    به اصل کلام ايشان توجه فرماييد:

    «وهذا هو المستفاد ايضا من عبارات الصدوق(ره) في الفقيه، حيث قال في ذيل رواية ابن ابي يعفور الصريحة في ارث‏ الزوجة من الارض مطلقا: «قال مصنف هذا الكتاب: هذا اذا كان لها منه ولد، فاذا لم يكن لها منه ولد فلا ترث من الاصول‏الا قيمتها...» فان ظاهره انها ترث من قيمة الاصول جميعا ومنها الارض والعقار.

    وكذلك هذا القول هو صريح ابي الصلاح الحلبي في الكافي حيث قال: «ولا ترث الزوجة من رقاب الرباع‏والارضين شيئا وترث من قيمة الرباع والارضين كسائر الالات‏»[52]

    اين همان چيزي است که همچنين از عبارات شيخ صدوق(ره) در کتاب من لايحضره الفقيه استفاده مي‌شود؛ چه اينکه ايشان ذيل روايت ابن ابي يعفور که صراحت در ارث زوجه از مطلق زمين دارد مي‌نويسد: مصنف اين کتاب مي‌گويد: اين در صورتي است که زوجه از زوج داراي فرزند باشد و اگر براي زوجه فرزندي از زوج نباشد، از اصول غير از قيمتشان، ارث نمي‌برد...» پس ظاهرش اين است که زوجه از قيمت همه اصول از جمله زمين و عقار ارث مي‌برد.

    و هم چنين اين قول همان نظر صريح ابو الصلاح حلبي در کتاب الکافي في الفقه است؛ چه اينکه وي مي‌گويد: و زوجه از نفس زمين خانه و زمين‌ها چيزي ارث نمي‌برد ولي از قيمت زمين خانه و ساير زمين‌ها مانند ساير آلات ارث مي‌برد.

  • ۲۴

    بررسي و رد ادّعاي مذکور

    براي بررسي نظر فقيه معاصر-دامت برکاته-، ابتداء شايسته است، به نقل کلام دو بزرگواري كه ايشان چنين نسبتي را به آن‌ها داده، يعني مرحوم شيخ صدوق(ره) و ابوالصلاح حلبي(ره) بپردازيم، تا سپس، پيرامون صحت و سقم ادّعاي مذكور بحث نماييم.

    ‌أ.مرحوم شيخ صدوق(ره) در کتاب «من لايحضره الفقيه» پس از نقل روايات، به نقل روايتي كه معروف به روايت «ابن ابي يعفور» است، مي‌پردازد.

    اصل روايت چنين است:

    «وَ رَوَي أَبَانٌ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ أَوِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ77 قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَرِثُ دَارَ امْرَأَتِهِ وَ أَرْضَهَا مِنَ التُّرْبَةِ شَيْئاً أَوْ يَكُونُ فِي ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْمَرْأَةِ فَلَا يَرِثُ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً[؟]

    فَقَالَ(ع): يَرِثُهَا وَ تَرِثُهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ تَرَكَ وَ تَرَكَتْ

    قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ هَذَا إِذَا كَانَ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ أَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ فَلَا تَرِثُ مِنَ الْأُصُولِ إِلَّا قِيمَتَهَا وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ»[53]

    در اين روايت سائل به امام(ع) عرض مي‌کند:

    آيا همان‌طور که زوج از همه ما ترک زوجه ارث مي‌برد، زوجه نيز از ما ترک زوج ارث مي‌برد؟

    امام(ع) در جواب او مي‌فرمايند:

    زوج از همه ما ترک زوجه ارث مي‌برد و زوجه نيز از همه ما ترک زوج ارث مي‌برد.

    سپس مرحوم صدوق(ره) بعد از نقل اين روايت مي‌فرمايد:

    اينکه امام(ع) فرموده: زوجه از همه‌ي ما ترک زوج ارث مي‌برد، در صورتي است که او از شوهرش فرزندي داشته باشد، امّا در صورتي که او از شوهرش فرزندي نداشته باشد از زمين‌ها چيزي به غير از قيمت شان ارث نمي‌برد.

    در ادامه مرحوم شيخ صدوق(ره) مؤيّد سخن خويش را مقطوعه‌ي ابن اُذينه دانسته و مي‌فرمايد:

    «وَتَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ»

    و تصديق آن[روايت ابي يعفور]، همان چيزي است که روايت شد[يعني روايت ابن اُذينه]

    ظاهر مقطوعه‌ي ابن اُذينه، بيان مي‌كند كه: «زوجه اگر از زوج فرزند داشته باشد از عين رباع ارث مي‌برد و گرنه از عين رباع ارث نمي‌برد.

    به اين مقطوعه توجه نماييد:

    «مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ: فِي النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ»[54]

    محمد بن ابي عمير از ابن اذينه: درباره‌‌ي زنان اگر داراي فرزند باشند از زمين به آنها داده مي‌شود[کنايه از اينکه ارث مي‌برند]

    بنابراين، با عنايت به ظاهر اين مقطوعه و در پاسخ به ادّعاي فقيه معاصر-دامت برکاته- گفته مي‌شود كه:

    اولاً: از هيچ جاي ظاهر اين روايت، نمي‌توان استفاده كرد که كلام شيخ صدوق(ره) با فتواي سيّد مرتضي(ره) سازگار است.

    ثانياً: مرحوم شيخ صدوق(ره) نظر خويش را با عبارت:«فَلَا تَرِثُ مِنَ الْأُصُول»يعني زوجه از «مطلق زمين» ارث نمي‌برد؛ بيان مي‌كنند؛ امّا در مقابل سيّد مرتضي(ره) قائل است که: زوجه فقط از «زمين رباع» ارث نمي‌برد.

    ثالثاً: در مقطوعه‌ي ابن اُذينه، بين ام ولد و غير آن، فرق گذاشته شده است، امّا سيّد مرتضي(ره) در کلام خود، چنين فرقي قائل نشده است!

    ‌ب.مرحوم ابوالصلاح حلبي(ره) در کتاب «الکافي في الفقه» نظر خود را به روشني بيان نموده و مي‌فرمايد:

    «و لا ترث الزوجة من رقاب الرباع و الارضين شيئا و ترث من قيمة آلات الرباع من خشب و آجر كسائر الارث.»[55]

    زوجه از نفس زمين خانه‌ي مسکوني و ساير زمين‌ها چيزي ارث نمي‌برد ولي از قيمت آلات زمين همچون چوب و آجر مانند سائر آلات ارث مي‌برد.

    اما تعجب در اين است که فقيه معاصر-دامت برکاته-، عبارت ابوالصلاح(ره) را در «مجله‌ي فقه اهل بيت:» به صورت ناقص[؟!] نقل کرده و کلمه‌ي «آلات» را از قلم انداخته‌اند؟!

    به نقل قول ايشان توجه فرماييد:

    «هذا القول هو صريح ابي الصلاح الحلبي في الكافي حيث قال: «ولا ترث الزوجة من رقاب الرباع ‏والارضين شيئا وترث من قيمة الرباع والارضين كسائر الالات‏»[56]

    اين قول، همان نظر صريح ابو الصلاح حلبي(ره) در کتاب الکافي في الفقه است؛ چه اينکه وي مي‌گويد: و زوجه از نفس زمين خانه و زمين‌ها چيزي ارث نمي‌برد ولي از قيمت زمين خانه و ساير زمين‌ها مانند ساير آلات ارث مي‌برد.

    و صد البته با حذف کلمه‌ي مذکور از کلام ابوالصلاح(ره)، نظر ايشان مطابق با نظر سيّد مرتضي(ره) مي‌گردد؟! پس، بديهي است که، نظر مرحوم ابوالصلاح حلبي(ره) نيز، با نظر مرحوم سيّد مرتضي(ره) مطابقت ندارد.

    بنابراين، ادّعاي فقيه معاصر، از اساس غير قابل قبول است.

  • ۲۵

    نتيجه؛ تأييد استدلال مرحوم آيت الله حکيم(ره)

    بنابر آنچه گذشت، نتيجه‌گيري درست چنين مي‌شود که: «هيچ يک از فقهاء مطابق با نظر سيّد مرتضي(ره) فتوا نداده‌اند».

    از اين رو، ادّعاي مرحوم آيت الله حکيم(ره) در اينکه سيّد مرتضي(ره) فتوايي داده که احدي از اصحاب با او موافقت ننموده،[57].صحيح بوده و حق با ايشان است.

    خداوند همه‌ي آن‌ها را غريق رحمت واسعه‌ي خويش قرار دهد. «ان‌شاء‌الله»

  • ۲۶

    ب: بررسي اقوال در نزاع دوم

    در فصل اول، بيان شد كه نزاع دوم- البته بعد از قبول حرمان في الجمله- اين است كه بدانيم: كدامين زوجه از ميراث زوج محروم است؟

  • ۲۷

    مقدمه‌ي سوم

    همان‌طور که ذكر شد، نزاع دوم در «من تُحرَم» از زوجات است؛ به عبارت ديگر بررسي سؤالاتي، از قبيل اينكه:

    -آيا عموم زوجه -چه داراي فرزند و چه بدون فرزند از زوج- از ارث محروم است؟

    و يا:

    -آيا خصوص زوجه‌اي که از زوج فرزندي ندارد از ارث محروم است؟

    در اين مجال نيز مطابق روال اين بحث، ابتداء شايسته و بايسته است به بيان و بررسي اقوال فقهاء در موضوع مورد بحث پرداخته شود، تا با ياري خداوند متعال(سبحانه و تعالي) و فهم آن مطالب، بتوانيم به نتيجه‌گيري صحيح و منطقي هدايت شويم.«ان‌شاء‌الله»

  • ۲۸

    بيان و بررسي اقوال در نزاع دوم/ اقوال در مسئله

  • ۲۹

    الف: نزاع عام است.

    يعني محروميّت، شامل همه‌ي زوجه‌ها(داراي فرزند و بدون فرزند از زوج) مي‌شود؛ از ميان قائلين به اين قول مي‌توان به شخصيّت‌هاي زير اشاره نمود:

    -مرحوم شيخ مفيد(ره) در کتاب «المقنعة»؛

    متن عبارت ايشان چنين است:

    «و لا ترث الزوجة شيئا مما يخلفه الزوج من الرباع و تعطي قيمة الخشب و الطوب و البناء و الآلات فيه و هذا هو منصوص عليه عن نبي الهدي عليه و آله السلام و عن الأئمة من عترته و الرباع هي الدور و المساكن دون البساتين و الضياع»[58]

    زوجه از چيزي از زمين که زوج از خود باقي مي‌گذارد ارث نمي‌برد و به او قيمت چوب و آجر و بناء و آلات در زمين را مي‌دهند؛ اين همان نظر تصريح شده از پيامبر هدايت(ص) -که بر او و خاندانش درود باد- و نظر ائمه طاهرين: از عترت پيامبر است و رباع همان خانه‌ها و مسکن‌ها غير از باغ‌ها و بوستان‌ها و مزارع است.

    -مرحوم سيّد مرتضي(ره) در کتاب «الانتصار في انفرادات الامامية»؛

    متن عبارت ايشان چنين است:

    «و ممّا انفردت به الامامية انّ الزوجة لا ترث من رباع المتوفى شيئاً بل تعطي قيمة حقّها من البناء و الالات دون قيمة العراص،... و ان الرباع و ان لم تسلّم الى الزوجات فقيمتها محسوبة لها.»[59]

    از مسائل اختصاصي اماميّه اين است که زوجه از نفس زمين زوج متوفا ارث نمي‌برد بلکه بايد حقش را از قيمت بناء و آلات پرداخت نمايند يعني با قطع نظر از قيمت زمين، زوجه فقط از قيمت آلات و بناء ارث مي‌برد... و اينكه رباع(زمين خانه مسكوني) اگر چه از عين آن به زوجات داده نمي‌شود لكن بايد از قيمتشان براي او محسوب نموده و به او پرداخت كنند.

    -مرحوم شيخ طوسي(ره) در کتاب «الاستبصار فيما اختلف من الاخبار»؛

    عبارت ايشان چنين است:

    «بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ لَا تَرِثُ مِنَ الْعَقَارِ وَ الدُّورِ وَ الْأَرَضِينَ شَيْئاً مِنْ تُرْبَةِ الْأَرْضِ وَ لَهَا نَصِيبُهَا مِنْ قِيمَةِ الطُّوبِ وَ الْخَشَبِ وَ الْبُنْيَان...»[60]

    باب اينکه زوجه از زمين‌ و خانه‌ها و ساير زمين‌ها چيزي از نفس آنها ارث نمي‌برد و نصيب او قيمت آجر و چوب و بناهاست.

    -مرحوم ابوالصلاح حلبي(ره) در کتاب «الکافي في الفقه»؛

    عبارت ايشان چنين است:

    «و لا ترث الزوجة من رقاب الرباع و الارضين شيئا و ترث من قيمة آلات الرباع من خشب و آجر كسائر الارث.»[61]

    زوجه از زمينِ خانه و ساير زمين‌ها هيچ چيز-عيناً و قيمتاً- ارث نمي‌برد و از قيمت آلاتِ خانه‌ي مسكوني از چوب و آجر، مانند ساير چيزها ارث مي‌برد.

    -مرحوم ابن زهره حلبي(ره) در کتاب «غنية النزوع الي علمي الاصول و الفروع»؛

    عبارت ايشان چنين است:

    «الفصل السابع‏: ...و من أصحابنا من قال يحتسب بقيمة ذلك عليه من سهمه، ليجمع بين ظاهر القرآن و ما أجمعت عليه الطائفة، و كذا قال فيما رواه أصحابنا: من أن الزوجة لا ترث من الرباع و الأرضين شيئا، فحمله علي أنها لا ترث من نفس ذلك بل من قيمته»[62]

    فصل هفتم:... و از جمله اصحاب ما کساني قائلند که بنابر سهم زوجه، قيمت زمين براي او محسوب مي‌شود براي اينکه بين ظاهر قرآن و آنچه که علماء بر آن اجماع جمع مي‌شود و همچنين در مورد آنچه که اصحاب روايت کرده‌اند به اينکه: زوجه از نفس زمين خانه مسکوني و ساير زمين‌ها چيزي ارث نمي‌برد؛ پس حمل شده بر اينکه زوجه از نفس زمين ارث نمي‌برد ولي از قيمتش ارث مي‌برد.

    -مرحوم محقق حلي(ره)در کتاب «المختصر النافع في فقه الامامية»؛

    عبارت ايشان چنين است:

    «و يرث الزوج من جميع ما تركته المرأة و كذا المرأة عدا العقار و ترث من قيمة الالات و الابنية و منهم من طرد الحكم في أرض المزارع و القري...»[63]

    زوج از همه‌ي ما ترک همسرش ارث مي‌برد و هم چنين زوجه نيز از همه چيز غير از زمين ارث مي‌برد و او از قيمت آلات و ابنيه ارث مي‌برد و برخي از فقهاء اين حکم را به زمين مزارع و زمين قرا نيز تعميم داده‌اند.

    -مرحوم ابن ادريس(ره)در كتاب«السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي»؛

    ايشان نه تنها قائل به اين قول است، بلکه مي‌فرمايد: «بر اين نظر اجماع داريم که بين زوجه‌ي ذات ولد و غير آن، فرقي وجود ندارد».

    عبارت ايشان چنين است:

    «و الاجماع علي انها لاترث من نفس تربة الرباع و المنازل شيئا، سواء كان لها من الزوج ولد أو لم يكن»[64]

    و اجماع وجود دارد بر اينکه زوجه از نفس زمين خانه‌ي مسکوني و ساير منازل چيزي را ارث نمي‌برد چه از زوج داراي فرزند باشد و چه نباشد.

    -شهيد ثاني(ره)در كتاب«رسائل»

    ايشان قائل است به اينکه: زوجه چه از زوج داراي فرزند باشد، چه نباشد، في الجمله از بعض ما ترک زوج، محروم است.

    متن عبارت شهيد ثاني(ره) چنين است:

    «...أنّ هذا المنع عامّ في كلّ زوجةٍ سَواء كان لها ولد من الميّتِ أم لا».[65]

    اين منع عموميّت دارد و شامل همه‌ي زوجه‌ها مي‌شود چه از ميّت داراي فرزند باشد چه نباشد.

    -مرحوم سيد علي طباطبايي(ره)معروف به صاحب رياض در كتاب«رياض المسائل»

    ايشان در ميان متأخّرين نيز، ادّعاي اجماع نموده و مي‌فرمايد:

    «و اعلم أن مقتضي إطلاق العبارة و غيرها من عبائر الجماعة مما أطلق فيه الزوجة عدم الفرق فيها بين كونها ذات ولد من زوجها أم لا و هو الاقوي وفاقا لكثير من أصحابنا»[66]

    و بدان مقتضاي اطلاق عبارت و ساير عبارت‌هاي اصحاب[نيز] که در آنها اطلاق وجود دارد؛ بر اين است که فرقي بين اينکه زوجه از زوج صاحب فرزند باشد و يا نباشد، نيست؛ و اين نظر مورد اتفاق بسياري از اصحاب اماميه بوده و اقوي است.

    -مرحوم فاضل نراقي(ره)[67]در کتاب«مستند الشيعة في احکام الشريعة»

    ايشان نيز در ما‌نحن‌فيه ادّعاي اجماع كرده و مي‌فرمايد:

    «اعلم أنه انعقد الاجماع من علمائنا... علي‏ حرمان الزوجة عن شي‏ء من ميراث الزوج في الجملة،...»[68]

    بدان که بين علماي اماميه بر حرمان في الجمله زوجه از اشيايي از ميراث زوج، اجماع منعقد شده است.

  • ۳۰

    ب: نزاع خاص است.

    يعني محروميّت، فقط مخصوص زوجه‌اي است که از زوج فرزند ندارد؛ از ميان قائلين به اين قول مي‌توان به شخصيّت‌هاي زير، اشاره نمود:

    -مرحوم شيخ صدوق(ره)در کتاب«من لا يحضره الفقيه»

    همان‌طور که قبلاً بيان شد، مرحوم شيخ صدوق(ره) در ما نحن فيه، به مقطوعه ابن اُذينه تمسک کرده و در ذيل روايت ابن ابي يعفور مي‌فرمايد:

    «هَذَا إِذَا كَانَ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ أَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ فَلَا تَرِثُ مِنَ الْأُصُولِ إِلَّا قِيمَتَهَا وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ»[69]

    اين در صورتي است كه زوجه از زوج داراي فرزند باشد و امّا اگر داراي فرزند نباشد چيزي از اصول ارث نمي‌برد و تصديق آن [روايت ابي يعفور]، همان چيزي است که روايت شد [يعني روايت ابن اذينة] كه مي‌فرمايد: «فِي النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ»[70]

    -مرحوم شيخ طوسي(ره)در کتاب«النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي»

    کلام ايشان چنين است:

    «و المرأة لا ترث من زوجها من الارضين و القري و الرّباع من الدّور و المنازل، بل يقوّم الطّوب و الخشب و غير ذلك من الالات و تعطي حصّتها منه و لا تعطي من نفس الارض شيئا... و هذا الحكم الذي ذكرناه، إنّما يكون إذا لم يكن للمرأة ولد من الميّت.»[71]

    و زن از زمين‌ها و قرا و زمين خانه‌ي مسکوني و منازل همسرش ارث نمي‌برد بلکه بايد آجر و چوب و غير آن از آلات زمين را قيمت کنند و حق او را از آنها پرداخت کنند و هيچ چيزي از نفس زمين به او داده نمي‌شود... و اين حکمي که ما ذکر کرديم در موردي است که زن از ميّت فرزند نداشته باشد.

    -مرحوم ابن برّاج(ره)در کتاب«المهذب»

    ايشان مي‌فرمايد:

    «و المرأة إذا لم يكن لها ولد من زوجها و مات عنها، لم يورث من الارضين و الرباع و الدور و المنازل و القري شيئاً بل يقوم الأخشاب و الطوب و جميع آلات ذلك و يدفع إليها بحقها منه و لا يدفع إليها من نفس ذلك شي‏»[72]

    و زن اگر از همسرش فرزند نداشته باشد و همسرش بميرد چيزي از زمين‌ها و زمين خانه مسکوني و خانه‌ها و منازل و قراي شوهرش ارث نمي‌برد بلکه بايد چوب‌ها و آجر و همه‌ي آلات آن را قيمت کنند و نسبت به حقش به او پرداخت کنند و چيزي نبايد از نفس آن به او بدهند.

    -مرحوم ابن حمزه طوسي(ره)در کتاب«الوسيلة الي نيل الفضيلة»

    ايشان مي‌فرمايد:

    «فان كانت الزوجة ذات ولد من زوجها المتوفى عنها لزم ميراثها في جميع تركاته و ان لم تكن ذات ولد منه لم يكن لها حق في الارضين و القري و المنازل و الدور و الرباع»[73]

    اگر زوجه از همسر متوفايش فرزند آورده باشد لازم مي‌باشد از جميع ما ترک همسرش ارث ببرد و اگر از همسر متوفايش داراي فرزند نباشد حقي در زمين‌ها و قرا و منازل و خانه‌ها و زمين خانه مسکوني شوهرش ندارد.

    -مرحوم محقق حلي(ره)[74]در کتاب«شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام»

    ايشان مي‌فرمايد:

    «إذا كان للزوجة من الميت ولد ورثت من جميع ما ترك ‏و لو لم يكن لم ترث من الارض شيئا و أعطيت حصتها من قيمة الالات و الابنية»[75]

    اگر زوجه از ميّت فرزند داشته باشد از همه ما ترک شوهرش ارث مي‌برد و اگر از ميّت فرزند نداشته باشد چيزي از زمين‌ها ارث نمي‌برد و سهم او را از قيمت آلات و ابنيه پرداخت کنند.

    -مرحوم نجيب الدين يحيي حلي(601- 690) [پسر عموي مرحوم محقق حلي(ره)] در کتاب«الجامع للشرائع»

    ايشان مي‌فرمايد:

    «و يرث كل وارث من جميع تركة الموروث إلا زوجه لاولد لها منه، فإنها لا ترث‏ في الارض و ترث في ما عداها و يعطي قيمة حصتها من الحيطان و النخل و الشجر و السقوف فان كان لها منه ولد ورثت كغيرها».[76]

    و هر وارثي از جميع ما ترک به ارث گذاشته شده از ميّت ارث مي‌برد مگر همسري که داراي فرزند از زوج نيست؛ پس چنين زني از زمين ارث نمي‌برد و از غير آنها ارث مي‌برد و قيمت سهم او از حياط‌ها و نخل و درخت و [چوب] سقف‌ها به او اعطاء مي‌شود و اگر براي آن زن، فرزندي از همسرش باشد او نيز مانند ساير وراث ارث مي‌برد.

    -مرحوم علامه حلي(ره)در دو کتاب «قواعد الأحكام في معرفة الحلال و الحرام» و «إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان»و نيز پيروان ايشان، همچون شهيد اول(ره)در کتاب«الدروس الشرعية» و ما بقي متأخّرين[77]

    ايشان قائل‌اند به اينکه: «ان ذلک مخصوص بغير ذات الولد منه»يعني [محروميت زوجه از بعض ما ترک زوج] مخصوص جايي است که او ذات ولد نباشد، [اما اگر زوجه ذات ولد باشد هيچ محروميّتي ندارد و از تمام ما ترک زوج ارث مي‌برد].

    علامه(ره)در «قواعدالاحکام» مي‌فرمايد:

    «أمّا الزوجة، فإن كان لها ولد من الميّت فكذلك و إن لم يكن لها ولد فالمشهور أنّها لا ترث من رقبة الأرض شيئا و تعطي حصّتها من قيمة الآلات و الأبنية و النخل و الشجر»[78]

    اما زوجه اگر داراي فرزند از همسرش باشد همچنين[مانند زوج] ارث مي‌برد و اگر داراي فرزند از همسرش نباشد مشهور اين است که وي از ذات زمين چيزي ارث نمي‌برد و به او قيمت آلات و ابنيه و نخل و شجر اعطاء مي‌شود.

    و نيز علامه(ره)در «ارشاد الاذهان» مي‌فرمايد:

    «و ذات الولد من زوجها ترث منه من جميع تركته، فإن لم يكن لها منه ولد لم ترث من رقبة الأرض شيئاً، و أعطيت حصتها من قيمة الآلات و الأبنية و النخل و الشجر علي رأي‏»[79]

    و زوجه‌اي که از همسرش داراي فرزند شده است از همه‌ي ما ترک شوهرش ارث مي‌برد و اگر زوجه از همسرش فرزند نداشته باشد از نفس زمين چيزي ارث نمي‌برد و حصه او از قيمت آلات و ابنيه و نخل و درخت بنابر نظري پرداخت مي‌شود.

    همچنين شهيد اول(ره)در «الدروس الشرعية في فقه الامامية» مي‌فرمايد:

    «الثالث: لو خلت الزوجة عن ولد لم ترث من رقبة الأرض شيئاً، و تعطي قيمة الآلات و الأبنية و الشجر»[80]

    سوم: اگر زوجه از شوهرش فرزند نداشته باشد از نفس زمين چيزي را ارث نمي‌برد و قيمت آلات و ابنيه و درخت را به او اعطا مي‌کنند.

۹۷,۸۷۸ بازدید