pic
pic
  • ۳۲۱

    براء بن عازب گوید: آیۀ «حافظوا علی الصلوات وصلاة العصر» نازل شد و تا مدتی ما آن را تلاوت می‏کردیم و سپس با آیۀ {حَافِظُوا عَلَي الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَي) نسخ شد. مردی از او پرسید آیا صلاة الوسطی همان نماز عصر است؟ براء گفت: به تو گفتم که چگونه نازل شد و چگونه نسخ شد.

    در نقد دلالت اين روايت بر مطلوب اهل سنّت، اوّلاً، همان‌گونه که مکرر بيان شد و اهل سنت خود نيز آن را پذيرفته‌اند، براي اثبات نسخ آيه‌اي از قرآن و عدم نسخ، نمي‌توان به خبر واحد تمسّک نمود. ثانياً، در مقام، خلطي صورت گرفته است؛ زيرا، اصل آيه شريفه عبارت است از: {حَافِظُوا عَلَي الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَي) و حضرت خود، نماز وسطي را به نماز عصر تفسير فرمود؛ بعد براء از روي اشتباه تفسير آيه را جايگزين آيه کرده است و به دنبال آن، ادّعاي نسخ آيه نموده است.

    . سوره بقره، آيه 238. . صحيح مسلم، ج 2، ص 113.

  • ۳۲۲

    ثالثاً، در اين روايت، نسخ تلاوت به پيامبر مکرّم اسلام نسبت داده نشده است؛ بلکه برداشت و تفسير براء ‌است. لذا، چه بسا براي او مسأله مشتبه شده بود.

    بنابراين، با اين روايت، نمي‌توان نسخ تلاوت را اثبات نمود و مانند اين روايت، داستان معروف بئر معونه است که انس بن مالک آن را نقل کرده است.

    2. عن أنس رضي الله عنه أنّ النبيّ أتاه رعل وذكوان وعصية وبنو لحيان فزعموا أنّهم قد أسلموا واستمدوه على قومهم فأمدهم النبي بسبعين من الأنصار قال أنس كنّا نسمّيهم القراء يحطبون بالنهار ويصلون بالليل فانطلقوا بهم حتى بلغوا بئر معونة غدروا بهم وقتلوهم فقنت شهرا يدعو على رعل وذكوان وبنى لحيان قال قتادة وحدّثنا أنس أنّهم قرؤوا بهم قرآناً «ألا بلغوا قومنا بأنّا قد لقينا ربّنا فرضى عنا وأرضانا» ثمّ رفع ذلك بعد؛

    انس گوید گروهی از رعل و ذکوان و عصیه و بنی لحیان نزد پیامبر آمدند و چنان وانمود کردند که مسلمان شده‏اند. پس از پیامبر برای مسلمان کردن قوم خود یاری خواستند و پیامبر هفتاد نفر از انصار ـ که آنان را «قراء» می‏خواندیم و

    . صحيح البخاري، ج 4، ص 35.

  • ۳۲۳

    روزها هیزم‏کشی می‏کردند و شب‌ها نماز می‏خواندند ـ را با آنان فرستاد. آنان هنگامی که به چاه معونه رسیدند خیانت کردند و آن هفتاد نفر را کشتند. پس تا یک ماه پیامبر بر رعل و ذکوان و بنی لحیان نفرین فرمود. قتاده گوید: انس گفت: برای آن هفتاد نفر قرآنی خوانده می‏شد که «ألا بلغوا قومنا بأنا قد لقينا ربنا فرضى عنا وأرضانا» ـ به قوم ما این خبر را برسانید که ما با پروردگار خود دیدار کردیم و او از ما راضی شد و ما را راضی فرمود ـ سپس تلاوت این آیه نسخ شد و دیگر تلاوت نشد.

    نکته قابل ذکر آن‌که در حدیث شماره 4095 باب غزوة الرجیح و رعل و ذکوان، عبارت «حتّی نُسِخَ بعدُ» به جاي «ثمّ رفع ذلك بعد» آمده است.

    نقد روايت:

    هر آن‌چه نسبت به روايت اوّل بيان شد، نسبت به اين روايت نيز مطرح است؛

    اولاً، اين روايت نيز عنوان خبر واحد دارد و با خبر واحد نمي‌توان قرآن بودن کلامي را اثبات و يا نفي نمود.

    ثانياً، ‌وزان، ترکيب، فصاحت و بلاغت اين عبارت با قرآن

    . عمدة القاري، ج 17، ص 176؛ صحيح البخاري، ج 5، ص 44.

  • ۳۲۴

    سازگار نیست؛ لذا، اين سخن کلام عادي و معمولي است.

    ثالثاً، در مسند احمد و صحيح مسلم بر پايه روايتي ديگر، عبارت: «فقال رسول الله لأصحابه إنّ إخوانكم قد قتلوا و أنّهم قالوا اللّهم بلغ عنّا نبيّنا إنّا قد لقيناك فرضينا عنك و رضيت عنّا» نقل شده است که حضرت رسول آن را به عنوان سخن هفتاد نفر صحابه مطرح فرموده است و نه قرآن.

    رابعاً، ‌سخن پيامبر مکرّم اسلام نقل به معنا شده و عين کلام حضرت نیست.‌ لذا، نمي‌توان بدان استناد نمود.

    سخن برخي از اهل سنت دربارة بطلان نسخ تلاوت

    برخي از متأخّرين اهل سنّت متوجه بطلان نسخ تلاوت شده‌اند و به آن تصريح نموده‌اند. از جمله، مولّف کتاب فتح المنان في نسخ القرآن که چنین نگاشته است:

    ذهبت طائفة من العلماء إلي إنكار هذا النوع من النسخ وعدم وقوعه في كتاب الله عزّ وجل لأنّه عيب لا يليق بالشارع الحكيم لأنّه من التصرّفات التي لا تعقل لها فائدة ولا حاجة إليها وتنافي حكمة الحكيم ولأنّه يخالف المعقول

    . مسند أحمد، ج 3، ص 270. . صحيح مسلم، ج 6، ص 45.

  • ۳۲۵

    والمنقول ولأنّ مدلول النسخ وشروطه التي اشترطها العلماء فيه لا تتوفّي ولأنّه يفتح ثغرة الطاعنين؛

    گروهی از علما این گونه نسخ را نپذیرفته‏اند و معتقدند چنین نسخی نشانۀ کاستی قرآن است و سزاوار شارع حکیم نیست. چون از تصرّفاتی است که عقلاً فایده‏ای ندارد و نیازی به آن نیست و با حکمت حکیم منافات دارد. از يک طرف، مدلول نسخ و شروطی که علما دربارۀ آن ذکر کرده‏اند در این نسخ رعایت نشده و از ديگر سو، دهان طعنه‌زنندگان را نیز بر روی مسلمین می‏گشاید.

    اين نویسنده از جهت عقلی وارد شده و به این نتیجه رسیده است که خداوند متعال آيه‌اي را نسخ نمايد و حکم آن را باقي بگذارد و يا حتي در پاره‌اي موارد، حکم آن را نيز نسخ کند؛ چنين چيزي عملی بي‌فايده و بي‌معنا است.

    هم‌چنين مولّف کتاب اصول فقه الاسلامي پرسشي را در اين رابطه مطرح می‏کند مبني بر آن¬که:

    فأيّ حكمة في نسخ التلاوة دون الحكم؟ وإذا كانت التلاوة نسخت فأين الدليل للحكم بعد نسخ التلاوة فإن قيل أنّه سنّة رسول الله قلنا ولم يكون الدليل من الأوّل هو السنّة

    . فتح المنان، ص 223 ـ 230.

  • ۳۲۶

    وأيّ فائدة في تكليف القول بأنّه نزل قرآناً ثم نسخت تلاوته وبقي حكمه؛

    چه حکمتی می‏تواند در نسخ تلاوت باشد در حالی که حکم نسخ نشده است؟ اگر تلاوت نسخ شده است، دلیل بقای حکم بعد از نسخ تلاوت چیست؟ اگر گفته شود: دلیل سنّت پیامبر است، می‏گوییم چرا دلیل را از آغاز سنّت ندانیم؟ چه فایده‏ای در این است که بگوییم حکمی را خداوند نازل فرموده و سپس تلاوت آن را نسخ کرده و حکم آن باقی مانده است؟

    پس، محقّقین اهل سنّت خود در دهه‌هاي اخير مسأله نسخ تلاوت را انکار نموده‌اند و اين، در حالي است که برخي از متعصبين اهل سنّت نسخ تلاوت را به شيعه نسبت داده‌اند؛ همانند فردي که در اين زمان زنده است و نسخ تلاوت را به سيّد مرتضي در کتاب الذريعة إلي أصول الشريعة نسبت داده است و به جلد اوّل اين کتاب صفحه 428 آدرس داده است؛ ليکن با مراجعه به کتاب، معلوم مي‌گردد بابي تحت عنوان «نسخ التلاوة دون الحکم ونسخ الحکم دون التلاوة» در آن وجود دارد، اما سيّد در ادامه بر اين باور است که نسخ تلاوت، بدون نسخ حکم امکان ندارد. اين شخص تنها

    . اصول فقه الاسلامي، ص 554.

    . اصول فقه الاسلامي، ص 554.

  • ۳۲۷

    عنوان باب را مشاهده کرده و بر اساس آن، نسخ تلاوت را به سيّد مرتضي ‌نسبت داده است. این ترفند در بسیاری از کتاب‌هايی که ضدّ شيعه نوشته مي‌شود، وجود دارد. چنين نویسندگانی تنها در صدد فریب عوام هستند و این ترفند برای آنان بسیار کارساز بوده است.

    علّت تعصّب اهل سنّت به مسأله نسخ تلاوت‌

    دربارة اين‌که چرا اهل سنّت به مسأله نسخ تلاوت تعصّب داشته و به آن اهمّيت مي‌دادند؟ بايد گفت ريشه آن در تعصّب آن‌ها به خلیفه دوم است. از آن‌جا که خليفه دوم به نسخ تلاوت آیۀ رجم یعنی «الشيخ والشيخة إذا زنيا» قائل بوده است، براي توجيه سخن عمر، بر نسخ تلاوت اصرار نمودند؛ در حالي که چنين عبارتي از قرآن نیست و غير از او فرد ديگری، چنين ادّعايي نکرده است.

  • ۳۲۸
    تحریف قرآن از دیدگاه دانشمندان اصول

    پس از بررسي اقوال و روايات دالّ بر تحريف و نقد ادلّة قائلين به تحريف قرآن، شايسته است مسألة تحريف را از ديدگاه علماي دانش اصول فقه نيز مورد بررسي قرار دهيم.

    علم اجمالي به وقوع تحريف در قرآن کريم

    عدم تحريف قرآن به زياده، به این معنا که در قرآن موجود هیچ کلمه و آیه‌ای اضافه نشده است، مورد اتّفاق همه علما مي‌باشد؛ اما در نقطه مقابل، عدّه‌اي از دانشمندان علم اجمالي به وقوع تحريف در قرآن به نقيصه را پذيرفته‌اند. از نگاه اينان کلمات و آياتي از قرآن کريم حذف شده است که شأن قرينيّت براي ساير آيات را داشته‌اند؛ به گونه‌ای که آيات موجود در کنار آيات محذوف، معنا و ظاهري

  • ۳۲۹

    ديگر پيدا مي‌کردند. پس، با حذف برخي از آيات قرآن، حجيّت ظواهر ساير آيات نيز منتفي مي‌گردد و به دنبال آن، نمي‌توان به آن‌ها تمسّک نمود.

    ديدگاه آخوند خراساني

    آخوند خراساني ادّعاي علم اجمالي به وقوع تحريف به نقيصه در قرآن را بعيد ندانسته و برخي از روايات و مسألة «اعتبار» را نيز شاهدِ بر اين ادّعا مي‌داند.

    البته از نگاه بزرگان علم اصول، بعید ندانستن علم اجمالی به تحریف قرآن به نقیصه از سوي آخوند خراساني ناشی از لغزش قلم ايشان است؛ چرا که روايات دالّ بر تحريف قرآن در منابع اهل سنت، مانند مسند احمد حنبل ، صحيح مسلم و اتقان سيوطي، بيش از روایاتی است که در منابع اماميه آمده است و حتّي در منابع اهل

    . كفاية الأصول، ج 284: «و دعوي العلم الإجمالي بوقوع التحريف فيه بنحو إما بإسقاط أوتصحيف‏ و إن كانت غير بعيدة كما يشهد به بعض الأخبار و يساعده الاعتبار إلا أنه لا يمنع عن حجية ظواهره لعدم العلم بوقوع خلل‏ فيها بذلك أصلاً». . مسند احمد، ج 8، ص 14. . صحيح مسلم، ج 4، ص 1492. . الاتقان في علوم القرآن، ج 3، ص 82.

  • ۳۳۰

    سنّت، به سوره و آيات تحريف شده نيز اشاره شده است.

    نکتة مهمی که در جای خود بايستي مورد بررسي و دقّت قرار گيرد، چگونگي ورود این روایات در منابع امامیه و اهل سنت است. یکی از آن روایات، روایتی است که یک زنديق يا يهودي محضر امير مؤمنان آمد و منکر تناسب پاره‌اي از جملات و آيات قرآن شد؛ وي براي نمونه آية شريفة: {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا) را گواه سخنِ خود مطرح نمود. در آيه به اين نکته اشاره شده که اگر نسبت به عدم رعايت عدالت در مورد ايتام، ترس و وحشت داريد، با زنانی که ازدواج با آنان برای شما مناسب و پسندیده است، ازدواج کنید. از دیدگاه آن شخص بين صدر و ذیل اين آیه تناسبي نیست!.

    بنا بر این روایت، حضرت در پاسخ او می‌فرماید: «عدّه‌اي از منافقين کلمات و عباراتي که بين دو قسمت از آيه وجود داشته و به اندازه ثلث قرآن بوده را حذف نموده‌اند».

    اين روايت، شاهدِ تحريف به نقيصه در قرآن است؛ اين در حالي

    . سوره نساء، آيه 3. . الإحتجاج، ج 1، ص 254.

۴,۸۴۱ بازدید