-
۱
مقدمه
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علی محمد خاتم النبيين وآله المنتجبين سيما بقية الله فی الارضين حجة بن الحسن المهدی روحی وارواح العالمين له الفداء وعجل الله فرجه وسهل الله مخرجه.
قرآن کريم به عنوان سند تشريع اسلامي، کتاب تدوین و معجزۀ جاودان و میراث پيامبر گرامي اسلام، همواره در طول تاریخ مورد توجه بوده است.
از يک سو، قرآن كريم تنها كتابى است كه اصالت خود را تاكنون حفظ كرده و راه دراز تاريخ را به سلامت و شايستگى پيموده و هميشه از گزند حوادث و دستبرد بيگانگان در امان بوده و خواهد بود؛ {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ).
. سوره حجر، آيه 9.
-
۲
و از سويی پيوسته دشمنان اسلام، با تمام توان خود در پی بياعتبار کردن اين کتاب آسماني بودهاند.
یکی از دستاویزهای دشمنان برای بی اعتبار کردن قرآن، تحریف در قرآن بوده که پس از پیامبر از همان روزهای آغازین مطرح شده است.
مسأله تحريفناپذيري قرآن در علوم مختلف اسلامي، مانند تفسير، علوم قرآني، کلام و اصول فقه با توجه به زاويۀ ديد و تأثير گستردۀ آن در نتايج حاصلۀ آن علم، مورد بررسي و کنکاش قرار گرفته است، بنابراين مسألۀ تحريفناپذيري قرآن از جهات متعددي مهم و تعيينکننده است و پس از مسألۀ اعجاز يکي از مباحث زيربنايي در قرآنشناسي محسوب ميشود.
بحث از تحريفناپذيري قرآن در علم اصول نيز از همان ابتداء در مسألۀ حجيّت ظواهر به طور عام و ظواهر قرآن به طور خاص در بين علما شيعه و اهل سنت مطرح بوده، چرا که اگر مسألۀ مصونيت قرآن از تحريف ـ اعم از كاستي، افزايش، تغيير و تبديلٍِِ مؤثر در معناي آيات ـ به اثبات نرسد، هرگونه استناد به آيات قرآن مورد ترديد واقع ميشود؛ زيرا احتمال آن كه آيات مورد استناد، تحريف شده و آن چه مقصود خداوند بوده تغيير يافته باشد، وجود دارد و با چنين احتمالي، استدلال به قرآن، نتيجهبخش نخواهد بود.
-
۳
علاوه بر اين، اعتبار روايات پيامبر و امامان معصوم نيز به ويژه در مقام تعارض روايات با يكديگر، به قرآن متكي است و اگر در قرآن تحريفي رخ داده باشد، اعتبار روايات نيز خدشهدار ميشود.
در اين ميان، مشهور علماي شيعه حجيّت ظواهر قرآن را پذيرفتهاند، اما برخي از علما که اکثر آنها اخباري هستند، منکر حجيّت ظواهر قرآن شدهاند و براي مدّعاي خود ادلّهاي را مطرح نمودهاند که ميتوان يکي از ادلّة آنان را علم اجمالي به تحريف قرآن دانست، که نتيجة تنجّز چنين علم اجمالياي، عدم جواز تمسّک به ظواهر کتاب است.
در همين راستا جمع زيادي از علما در مقام پاسخ به شبهۀ تحريف قرآن بر آمدند.
از جمله دانشمنداني كه در عصر حاضر به بحث تحريفناپذيري قرآن اهتمام ورزيده و در موارد متعددي به صورت مستقل و یا در ضمن دروس خارج اصول به اجمال و تفصيل بدان پرداخته، استاد محترم حضرت آيتالله حاج شيخ محمّدجواد فاضل لنکراني (دامت برکاته) است که در اين نوشتار به مناسبت پاسخ به شبهۀ علم اجمالي به تحريف قرآن، در مسألۀ حجّيت ظواهر کتاب، بحث تحريف قرآن را به تفصيل و فراتر از دايره علم اصول، مورد بحث و بررسي قرار داده است.
-
۴
مباحث و دروس معظمله توسط گروه اصول مرکز فقهی ائمّه اطهار تنظیم و در مجموعه حاضر تدوین گردیده است، امید آن است که مورد استفاده فضلا و محققان قرار گیرد؛ ان شاء الله.
مدیر گروه اصول مرکز فقهی ائمه اطهار
احمد خوانساری ـ بهمن ماه 1394 -
۵
پيشگفتار
تحریف در لغت
تحریف از ریشۀ «حرف» به معنای لبه، گوشه و کنارۀ شیء است.
مؤلّف کتاب صحاح گوید:
حَرْفُ كلِّ شيءٍ: طَرَفُهُ وشَفِيرُهُ وحَدُّهُ. ومنه حَرْفُ الجَبل، وهو أعلاه المُحَدَّدُ.
وقولُه تعالى: { وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ) قالوا: على وَجهٍ واحدٍ، وهو أنْ يَعبدَه على السَرَّاءِ دونَ الضَرّاءِ؛
حرف هر چیزی، عبارت است از: طرَف، گوشه، کناره و لبۀ آن چيز. و از همين باب است، «حرف الجبل» که به معنای بالاترین لبۀ کوه است.
. الصحاح، ج 4، ص 1342.
-
۶
و آیۀ { وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ) یعنی خداوند را بر یک وجه پرستش میکند؛ یعنی تنها در خوشیها خدا را میپرستد و نه در ناخوشیها.
همچنين راغب گوید:
حَرْفُ الشيء: طرفه، وجمعه: أَحْرُفٌ وحُرُوفٌ، يقال: حرف السيف، وحرف السفينة، وحرف الجبل.
«حرف الشیء» یعنی: یک طرف و یک سوی شیء. «حرف السیف»، یعنی لبۀ شمشیر و «حرف السفينة» یعنی: کنارۀ کشتی و «حرف الجبل» یعنی: لبۀ کوه.
تحریف در اصطلاح
در مورد معناي اصطلاحي تحريف دربارة قرآن کريم گفته شده است:
والتَّحْرِيف في القرآن تغيير الكلمة عن معناها وهي قريبة الشبه، كما كانت اليهود تغيّر معاني التوراة بالأشباه، فوصفهم الله بفعلهم فقال: {يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه)؛
. كتاب العين، ج3، ص211؛ تهذيب اللغة، ج5، ص12؛ لسان العرب، ج9،
-
۷
تحریف در قرآن به معنای تغییر کلمه از معنای خود است به کلمهای که شبیه آن باشد. همچنان که یهود معانی تورات را با کلمههایی مشابه تغییر میدادند و خداوند دربارۀ آنان فرمود: {يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه}.
در مباحث آينده بيان خواهد شد اين معنايي که از تحريف ذکر شده، همان تحریف معنوی است و نه لفظی.
راغب اصفهانی نيز در اين باره گوید:
وتَحْرِيفُ الشيء: إمالته، كتحريف القلم، وتَحْرِيفُ الكلام: أن تجعله على حرف من الاحتمال يمكن حمله على الوجهين، قال عزّ وجلّ: { يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ} و{يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ} ، { وَقَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ} .
ص43. . سوره نساء، آيه 46. . سوره مائده، آيه 41. . سوره بقره، آيه 75 . . مفردات ألفاظ القرآن، ص 228.
-
۸
تحریف شیء به معنای کج کردن آن است؛ همانند تحریف قلم که به معنای کج کردن آن است. بنابراين، تحریف کلام، یعنی کلام را به گونهای بیان کند که دو یا چند معنا داشته باشد.
در روایتی از پیامبر نیز نقل شده است که تحریف به معنای کج کردن است:
مَا رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ: أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ كُتَّابِهِ أَلِقِ الدَّوَاةَ وَحَرِّفِ الْقَلَمَ وَانْصِبِ الْبَاءَ... .
پيامبر اکرم به برخی از نگارندگان خود فرمود: در دوات خود لیقه بیانداز و نوک قلمت را کج بِبُر و حرف باء را بالاتر بنویس...
البته تذکر اين نکته ضروري است که تحریف قلم میتواند به معنای کج بریدن نوک قلم باشد، همچنان که در میان خطّاطها رایج است؛ همچنين ممکن است به معنای کج نوشتن واقعیتها و تغییر در آنها باشد.
از اين رو، تحریف در معنای کج کردن شیء نیز استعمال میشود؛ هرچند که این کج کردن ممکن است معنوی باشد، یا لفظی.
بعد از روشن شدن معناي تحريف، ضروري است که قبل از بررسي ادلّه عدم تحريف قرآن کريم، اقوال فريقين در مورد تحريف قرآن ذکر گردد؛ چرا که اهمّيت اقوال در اين بحث ـ با کمال تأسّف ـ از بررسي ادلّه بيشتر است.
. منية المريد، ص 350.
-
۹
اقوال فريقين در تحريف قرآن کريم
پيش از ورود در اصل بحث، اين نکته را تذکّر دهم که محقق خوئي در کتاب ارزشمند البيان، مطالبي را در بيش از پناجه صفحه پيرامون عدم تحريف قرآن کريم مطرح نموده است. والد محقّق ما، آیتالله فاضل لنکرانی نيز تصميم داشتند يک دوره تفسير به روش محقّق خوئي تدوين و تأليف نمایند که مقدّمات آن با عنوان مدخل التفسير به چاپ رسيد. از مباحث مهمّ مطرح در اين کتاب، بحث عدم تحريف در قرآن کريم است. با محوریت این دو کتاب ارزشمند و مطالبی ديگر که ضمن مباحث مطرح خواهد شد، ـ إن شاء الله ـ مسألۀ تحريفناپذيري قرآن کريم، مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
-
۱۰
اقسام تحريف از نگاه محقّق خوئي
محقّق خوئي واژة «تحريف» را مشترک لفظي میداند. عدم توجه به این نکته باعث عدم درک صحيح اهل تسنّن از ديدگاه اماميه شده و در نتیجه، آنها شیعیان را به اعتقادِ تحريف در قرآن متّهم کردهاند.
ایشان میفرماید:
معنى التحريف: يطلق لفظ التحريف ويراد منه عدة معان على سبيل الاشتراك، فبعض منها واقع في القرآن باتفاق من المسلمين، وبعض منها لم يقع فيه باتفاق منهم أيضا، وبعض منها وقع الخلاف بينهم.
از نگاه محقّق خویی تحریف در قرآن به 6 گونه است که به سه صورت زير دستهبندي ميشوند:
الف: وقوع برخي از تحريفها در قرآن، اجماعي است.
ب: عدم وقوع پارهاي از تحريفها در قرآن، اجماعي است.
ج: وقوع برخی از تحریفها در میان مسلمانان اختلافی است.
قسم اول: تحریف معنوی
محقق خویی نخستین نوع تحریف را این گونه بیان مینماید:
. البيان فى تفسير القرآن، ص 197.