-
۶۱
حسين بن على(عليهما السلام) کلمه تام خدا (1)(1)
بسم الله الرحمن الرحيم
(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمْ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمْ الْغَالِبُونَ)(2)
جلسه بسيار باشکوه و با عظمتى است، محور اصلى جلسه آمادگى براى ورود به ماه محرم الحرام و عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) و نيز تجليل و بزرگداشت خاطره شهداى دفاع مقدس است که از مصاديق بارز انصار ابى عبدالله الحسين(عليه السلام) هستند. حضور خانوادههاى محترم شهدا و جانبازان عزيز حيات انقلاب را به ما اميد مىدهد. حضور پررنگ آنها در صحنه دفاع از ارزشها و آرمانهاى انقلاب نمايانگر زنده بودن انقلاب و حرکت صحيح انقلاب است.
در بررسى آيات و روايات به يک عنوان برخورد مىکنيم به نام «كَلِمَةُ اللَّه» که از مفاهيم ارزشى بسيار پرمعناست و فقط در مکتب اهلبيت اين مفهوم مهم قرآنى و روايى معنا دارد. در سجده آخر
1. سخنراني در جمع جانبازان و خانواده شهداي هيئت خادم الشهداء ـ 17 / 7 / 94.
2. سوره صافات، آيات 171تا 173.
-
۶۲
نماز جعفر طيّار عرض مىکنيم: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِى تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلًا».
همچنين در زيارت امام حسين(عليه السلام) وقتى به اصحاب حضرت خطاب مىکنيم، مىخوانيم «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الرَّبَّانِيُّونَ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ وَ أَنْصَارٌ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَنْصَارُ اللهِ جَلَّ اسْمُهُ وَ سَادَةُ الشُّهَدَاءِ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبَرْتُمْ وَ احْتَسَبْتُمْ وَ لَمْ تَهِنُوا وَ لَمْ تَضْعُفُوا وَ لَمْ تَسْتَكِينُوا حَتَّى لَقِيتُمُ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى سَبِيلِ الْحَقِّ وَ نُصْرَةِ كَلِمَةِ اللهِ تَعَالَى التَّامَّةِ»؛(1) شما انصار خدا و سيد و آقاى شهدا در دنيا و آخرت هستيد. شما در راه خدا هيچ ضعف و سستى نشان نداديد، هر چه از دست شما برآمد براى اعتلاى دين خدا انجام داديد شما در راه حق گام نهاده و در صدد يارى کلمه تام خدا برآمديد.
شهدا براى يارى کلمات تام خدا قيام کردند، يارى دين خدا، دفاع از دين خدا، امر به معروف و نهى از منکر تعابيرى است که زياد شنيدهايد، اين عناوين هم در قيام امام حسين(عليه السلام) و هم در انقلاب عزيز ما مصداق دارد. آن رزمندگان عزيزى که رفتند و اينقدر افتخار آفريدند که هر چه در مورد آنها گفته شود باز نمىتوان حق آنان را در دفاع مقدس ادا کرد، اینها براى چه بود؟ براى اينکه دين خدا بماند، براى انجام وظيفه امر به معروف و نهى از منکر و مقابله با ظلم بود، انقلاب ما براى اين بود که ظلم از بين برود و دين خدا حاکم شود، ولى اين تعبير که شما براى نصرت کلمة الله قيام کرديد، اين کلمة الله چيست؟ اگر بخواهيم به عمق
1. بحار الأنوار ج98، ص 217.
-
۶۳
محرم و عاشورا برسيم، اگر بخواهيم گوشهاى از حقّ شهداى عزيزمان را در چنين جلساتى ادا کنيم بايد ببينيم آنها چه فهمى داشتند، دنبال چه بودند؟
اگر امام خميني(رضوان الله عليه) تأکيد مىکردند که وصيتنامه شهدا را بخوانيد، مقصودشان اين نبود که آنرا بخوانيد تا فقط آن امور ظاهرى را که شهداء وصيت کردند انجام بدهيد، بلکه بايد از مطالعه وصيتنامه شهداء آن رمز اصلى را به دست آوریم که يک انسان را آنچنان در برابر دشمن مقاوم قرار مىدهد سپس آن را در اختيار نسل جوان امروز قرار بدهيم.
حقيقت محرم و عاشورا در اینها خلاصه مىشود، امام حسين(عليه السلام) کلمة الله است، اميرالمؤمنين(عليه السلام) و ائمه معصومين همه کلمة الله هستند.
در فرهنگ قرآن خداى تبارک و تعالى از امورى بهعنوان کلمة الله ياد کرده است. حضرت عيسى کلمة الله است، احکام کلمة الله است، معارف جزء کلمة الله است ولى در ميان تمام اینها کلمه تام خدا أئمه معصومين(عليهم السلام) هستند، اين مطلب بسيار مهمى است که بايد خوب به عمق آن برسيم گرچه رسيدن به کنه آن از حد فهم نوع ما خارج است.
غايت و هدف از خلقت معرفت امام است
آنچنان اعتقادات و معارف شيعه عظيم است که همه مکاتب دنيا در مقابل آن خوار و ناچيز هستند، ما معتقديم که خداوند داراى کلمات است و اين کلمهها مراتب دارند، مرتبه بالا و والاى آن که
-
۶۴
کلمه تام، ناميده مىشود امام معصوم(عليه السلام) است، در روايتى امام حسين(عليه السلام) به اصحابشان فرمودند «إِنَّ اللهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِى يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ»؛(1) خداوند متعال بندگانش را خلق کرد تا او را بشناسند، اگر خدا را شناختند او را عبادت مىکنند، اگر خدا را بهدرستى بشناسند و عبادت کنند، بىنياز از عبادت غير خدا خواهند شد. کسى سؤال کرد يا ابن رسول الله معرفت خدا چيست؟
حضرت فرمود: معرفت خدا معرفت به امام زمانشان است، اگر در هر زمانى مردم امام زمان خود را يعنى آن کلمه تامه را بشناسند، کلمه تام يعنى وجود شريفى که در تمام اسماء و صفات مظهر تام خداست. در علم، در قدرت، در شجاعت، در همه چيز، نقصى در او نيست. امام حسين(عليه السلام) فرمود: اگر مىخواهيد خدا را بشناسيد امامتان را بشناسيد. معرفت امام مساوى با معرفت خداست نه اينکه مقدّمه معرفت خدا باشد.
همه سرّ مطلب در اين است با اينکه امام یک انسان و بنده و حجّت خداست، اما اگر امام را بتوانی بشناسی خدا را شناختهاى، چون امام هيچگاه کسى را به سوى خودش دعوت نمىکند بلکه به انسان مىگويد تو فقط يک خدا دارى و بايد او را بپرستى همانطورى که من او را مىپرستم.
اين از اعتقادات شيعه است که امام معصوم کلمه تامّ خداست،
1. علل الشرائع، ج1، ص 9.
-
۶۵
در هيچ مذهبى يک چنين مطلب و سرمايهاى اصلاً وجود ندارد. آنها که در کنار امام حسين(عليه السلام) جنگيدند امام را شناختند ولى ديگران نشناختند! چرا که طمع دنيا، پول و قدرت و ... يک عدهاى را در مقابل امام حسين(عليه السلام) قرار داد. ولى چرا اين انسان اينطورى مىشود؟ چرا اين انسان دنياپرست مىشود و دنبال هوا و هوس مىرود، دنبال خيانت و جنايت مىرود، چرا عربستان امروز يمن را اينطور به اسم اسلام بمباران میکند؟ چون اين محور اساسى که معرفت امام است را ندارند. هرچند بگويند ما خدا را قبول داريم، نماز بخوانند، روزه بگيرند، قرآن بخوانند، اما اینها فايده ندارد.
بدون معرفت امام نمىشود خدا را شناخت، معرفت امام نبود که حادثه عاشورا به وجود آمد، يک عدهاى فهميدند امام و امامت چيست به يارى حضرت شتافتند. و يک عده کثیری هم نفهميدند و با ایشان به مقابله برخاستند یا از همراهی وی سر باز زدند و حضرت را تنها گذاشتند.
شهداء عارفين حقيقى امامت
اگر بخواهيم شهدا را معرفى کنيم بايد بگوييم شهدا کسانى بودند که امامت را خوب و عميق شناختند، در وصيتنامههايشان، در صحبتهايشان، مصاحبههايشان که گاهى اوقات پخش مىشود، از ايشان سؤال مىشود چرا به جبهه آمديد؟ مىگويند به اطاعت از دستور امام و رهبرمان.
رهبر انقلاب پرتويى از آن عظمت امامت است و إلا بين او و امام معصوم حتى اگر بگوئيم فاصله زمين تا آسمان وجود دارد، باز
-
۶۶
هم کم است. عصمت ائمه(عليه السلام) چيزى است که کسى نمىتواند به آن نزديک شود.
آن شهيدان والا مقام مىگفتند: نائب امام امروز به ما تکليف کرده به جبهه برويد و ما هم آمديم، کسى که چنين حرفى را مىزند قطعاً خود امام زمان را قبل از رهبرش قبول دارد، معرفتش به امام زمان درست شده که اطاعت از نائب او مىکند.
شناخت امامت راهحل مشکلات بشر
اگر بخواهيم امروز مشکلات جامعهمان را حل کنيم، مشکلات جوانها را حل کنيم، اگر بخواهيم انقلابمان به مسير صحيح خودش ادامه بدهد، راهش اين است که فهممان را نسبت به امامت قوى کنيم اينطور نيست که فرق ما با بقيه مذاهب اين باشد که ما بگوئيم اين کس جانشين رسول خدا بوده و ديگرى بگويد شخص ديگر جانشين بوده، خير. بحث کلمه تامه و بحث حجّت خدا مطرح است.
در حديث قدسى خداى تبارک و تعالى در مورد امام حسين(عليه السلام) فرمود: «فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَأَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ كَلِمَتِى التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِى الْبَالِغَةَ عِنْدَه»؛(1) خدا فرمود امام حسين با فضيلتترين کسى است که شهيد شده، و هيچ شهيدى از او بالاتر نداريم. بعد از آن وقتى مىخواهد تعبیری براى امام حسين(عليه السلام) ذکر کند مىگويد من کلمه تامه خودم را با اين وجود عزيز قرار دادم. لذا نسل امامت از امام حسين(عليه السلام) است. ما بايد اینها را بشناسيم.
1. الكافي ج1، ص 528.
-
۶۷
اگر بخواهيم هر سال محرم براى ما اثر داشته باشد بايد ببينيم در اين محرم چقدر به امامت نزديک شديم؟ همه حرفها در اين کلمه است، چقدر به امام حسين(عليه السلام) و به حقيقت کربلا نزديک شدهايم؟ ما که مرتب مىگوئيم «يَا لَيْتَنِى كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما»، خداى ناکرده اين لقلقه لسان نباشد، بلکه به حقيقت امامت و به حقيقت امام حسين، نزديک شويم.
در اين حديث شريف که در بحار الانوار نقل شده دقت و تأمل کنيد. اميرالمؤمنين(عليه السلام) به سلمان و اباذر فرمود: من کسى هستم که به دستور خدا نوح را در کشتى بردم، من يونس را به اذن خدا از شکم نهنگ بيرون آوردم، من به اذن خدا موسى را از دريا عبور دادم، من ابراهيم خليل را از آتش نجات دادم، من نهرها و چشمههاى بهشت را جارى ساختم، من آن خضرم که همره موسى بود، همینطور تا رسيد به اينکه فرمود و من محمّدم و محمّد من است.(1)
همين آيه مباهله که در روز مباهله آنرا مىخوانيم خودِ خداى تبارک و تعالى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) تعبير به نفس پيامبر نموده است و گفته «أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم»(2).
مىتوان در صف ياران أبا عبدالله(عليه السلام) قرار گرفت
يک کسى در جنگ جمل به اميرالمؤمنين عرض کرد من برادرى داشتم که مُرد. خيلى دلش مىخواست در کنار شما شمشير بزند. حضرت فرمود: واقعاً همینطور بود و دلش مىخواست با ما باشد؟
1. بحار الأنوار، ج 26، ص 5.
2. سوره آل عمران، آيه 61.
-
۶۸
عرض کرد بله. فرمود: اگر قلباً مىخواسته با ما باشد با ماست و بدان آيندگان، آنهايى که هنوز در أصلاب رجال و ارحام مادرانشان هستند و مىخواستند با ما باشند در اين جنگ با ما شريک هستند.(1)
طبق اين کلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) در نهج البلاغه تمام بچههاى دفاع مقدس در تمام جنگهاى اميرالمؤمنين، جنگهاى رسول خدا، حادثه عاشورا سهيم هستند.
اين يک امر اعتقادى است براى اينکه محور جنگ؛ کلمة الله است. چرا راه دور برويم؟ قرآن مىفرمايد «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمات...» آدم وقتى مىخواست توبه کند کلماتى که از خدا تلقى کرد همين است که خود شما هميشه در دعاها مىخوانيد: «يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّد...»، حضرت آدم خدا را به اين کلمات تامش قسم داد. ما بايد اين محور را «يعنى کلمة الله را» بفهميم و ايمان به او بياوريم و به آن توسل پيدا کنيم.
بزرگان ما، مرحوم علامه طباطبائي(رضوان الله تعالى عليه) بر حسب آنچه نقل شده فرمود هيچ بابى از معنويت براى من باز نشد مگر به زيارت امام حسين(عليه السلام)، مگر به اشک بر امام حسين و توسل به حضرت.
اين نشانه آن است که ما در ماه محرّم به کلمه تام خدا حسين بن علي(عليه السلام) بايد توسل پيدا کنيم.
خدايا معرفت خودت، معرفت رسول خودت، معرفت کلمات تامه خودت را نصيب ما بفرما.
1. نهج البلاغة، خطبه 12.
-
۶۹
شهداى اين انقلاب را با امام حسين(عليه السلام) محشور بفرما، ما را قدردان شهدا قرار بده، به ما قدرت فهم راه شهدا را عنايت بفرما، انقلاب ما را از هر آسيبى محفوظ بفرما، خدايا دست دشمنان اين نظام و انقلاب را کوتاه بفرما، مسئولين خدمتگزار به اين نظام و رهبرى معظم انقلاب را موفق و مؤيد بفرما.
والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
-
۷۰
حسین بن على(عليهما السلام) کلمه تام خداوند (2)(1)
بسم الله الرحمن الرحیم
شب هفتم عزای سالار شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین(عليه السلام) را تسليت عرض مىنمايم.
مطلبی را که در این زمان کوتاه به صورت اشاره عرض میکنم یکی از مسائل کلیدی و از بحثهای بسیار مهم و پرفایده است.
ضرورت آشنايى با مبحث امامت
روشن است که از نظر اعتقادی و کاربردی چيزى مهمتر از مبحث امامت نداریم و هرچه ما در طول دوران زندگی خود بحث امامت را روشنتر کنیم و بيشتر به این حقیقت برسیم برای رشد و حرکت تکاملی ما در این مسيرى که طى مىکنيم بسیار مؤثر است، اساساً همه این عزاداریها، سینهزدنها و اجتماعات نه فقط برای اینست که ما بر اين مصيبت بگرییم که البته باید تا قيامت گریست اما این یک بُعد قضیه برای آشناتر شدن به امامت است، این جلسات باید فکر و دل ما را به امامت نزدیک کند.
1. سخنرانی در مراسم عزاداری مؤسسه بوی سیب (7/8/1394)