-
۵۱
امیرالمؤمنین(عليه السلام) فرمود: «سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يقول: مَنْ أَخَذَ شَيْئاً مِنْ أَمْوَالِ أَهْلِ الذِّمَّةِ ظُلْماً فَقَدْ خَانَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ»(1) اگر مسلمانی از اموال غير مسلمانانى که تحت ذمه مسلمین هستند. ظالمانه چیزی را بردارد، به خدا و رسول خدا و به همه مؤمنین خیانت کرده است. برخورد اسلام با ظلم آن هم نسبت به یک کافر ذمی چنين است.
در روایتی که در کافی آمده، خدای تبارک و تعالی به یکی از انبیاء خود فرمود برو به این حاکمی که حکومت میکند بگو، «إِنَّنِى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَاءِ وَ اتِّخَاذِ الْأَمْوَالِ وَ إِنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ فَإِنِّى لَمْ أَدَعْ ظُلَامَتَهُمْ وَ إِنْ كَانُوا كُفَّاراً»؛(2) من تو را به اين کار نگماردم که خونریزی کنی و مال مردم را چپاول نمايى، بلکه من تو را قرار دادم بر اینکه صدای مظلوم را بشنوی.
یکی از تکالیف مهم حاکم اغاثه مظلوم است، هر حاکمی که میخواهد باشد. لذا در ادامه روایت میفرماید من نمیپذیرم که تو به اینها ظلم کنی ولو اینکه کافر باشند. این حديث یک مقدار از روایت قبلی توسعهاش بیشتر میشود یعنی اسلام حتى اجازه ظلم به کفار را هم نمیدهد.
این کلمات رسول خدا و امیرالمؤمنین است، بعد از ذکر اين مقدمه خوب تصویر کنید مردمی که قرآن را شنیدند، کلمات رسول خدا را شنیدند، موضعگیریهای دین راجع به ظلم را میدانستند نمیتوان گفت آنها که به جنگ امام حسین(عليه السلام) آمده بودند اين
1. الجعفريات (الأشعثيات)، ص 81.
2. الكافي ج2، ص 333.
-
۵۲
مطالب را فراموش کرده بودند، خير، این کلمات در اذهان و افکار آنها بود اما چطور همه را یکجا کنار گذاشتند و این ظلم بزرگ را به امام حسین(عليه السلام) و اولاد آن حضرت انجام دادند.
جریان امام حسین(عليه السلام) را از زاویه مظلوميت یک مقدار تحلیل کنیم و آثارش را برای خود درس قرار دهیم. حال بحث امامت و خلافت و ... را هم کنار میگذاریم، که آن هم در جای خودش از بحثهای مسلم است.
فرزند رسول خدا را با بدترین وجه به شهادت رساندند، فوق این ظلم قابل تصور نبوده و نیست، و این ظلم متأسفانه امروز هم وجود دارد. امروز اگر حادثه کربلا را درست بیان و تحلیل نکنیم، اگر بخواهیم حادثه کربلا را حادثهاى از سر عشق و در مقابل عقل و عقلانیّت قرار دهیم ـ که در بعضی از گفتههایی که همین روزها منتشر شده آمده ـ ، این هم خودش ظلم بزرگی است. اصلاً به نظر میرسد فهم قضیه عاشورا یکی از واجبات بر انسان است، البته انسانی که قدرت فهم و تحلیل داشته باشد.
قيام امام حسين(عليه السلام) چون عقلانى بوده است براى انسانها تکليفآور است
امام حسین(عليه السلام) یک حرکتی را انجام داد که برای ما تکلیف میآورد. حرکت امام حسین یک حرکت کاملا عقلانی بوده است. چنانچه ما حرکت امام حسین را فقط بر اساس عشق به شهادت و ... تحليل کنيم که البته اینها هم بوده، اما اگر آنرا فقط در این دایره قرار بدهیم برای ما تکلیفآور نمىشود. باید جریان امام حسین را طوری تحلیل کنیم که برای همگان تا روز قیامت تکلیفآور باشد. چیزی که برای ما تکلیفآور باشد فهمش واجب است.
-
۵۳
فهم قضیه امام حسین(عليه السلام) از دید فقهی یکی از واجبات برای ماست، چرا امام حسین کشته شد؟ باید بفهمیم، درست تحلیل کنیم، نیائیم خود ما هم در اين زمان باز بر مظلومیت امام حسین اضافه کنیم مثل اینکه یک کسی در مقام دفاع از حق کشته شود و دیگران بگویند بخاطر مسائل مادی و دنیوی بوده! این هم یک ظلم به آن مقتول است.
اگر امروز ما حادثه امام حسین را درست نفهمیم و خدای ناکرده غلط تحلیل کنیم ما هم در ظلم نسبت به حضرت سهیم خواهیم بود.
اسلام ظلم به کفّار و بهائم را هم قبيح مىداند
اسلام این همه در مذمت ظلم مطلب دارد، اصلاً محدوده ظلم را از دایره بشر هم فراتر مىبرد و میگوید حق ظلم به بقاع و بهائم هم ندارید، امیرالمؤمنین فرمود: «اتَّقُوا اللهَ فِى عِبَادِهِ وَ بِلَادِهِ فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم»(1)، حقوق الهى را در مورد مخلوقاتش رعايت کنيد چون شما مورد سؤال قرار خواهيد گرفت حتى نسبت به مکانها و حيوانات. اینها به گوش مردم آن زمان خورده بود که اسلام اجازه ظلم به یک حیوان هم نمیدهد! کدام دینی را سراغ دارید راجع به بهائم چنین موضعگیری داشته باشد؟ انسان حق ندارد به آن حیوانی هم که از آن استفاده میکند ظلم کند.
در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) یک کسی بارى را روی شتر خودش گذاشته بود و آن شتر را ایستاده نگه داشته بود. حضرت فرمود
1. نهج البلاغة، خطبه 167.
-
۵۴
صاحب این شتر کیست؟ عرض کردند فلانى. حضرت به او فرمود چرا به اين شتر ظلم میکنی؟ اکنون که بار روی دوش این حيوان است باید نشسته باشد، همین اندازه به این حیوان ظلم میکنی و روز قیامت نسبت به همين ظلم از تو سؤال خواهد شد.
شدت قبح ظلم نسبت به اهلبيت(عليه السلام)
بالاتر عرض کنم رسول خدا میدانست امّتش به اهلبیتش ظلم میکنند لذا اين تعبیر را به کار برد. «حُرِّمَتِ الْجَنَّةُ عَلَى مَنْ ظَلَمَ أَهْلَ بَيْتِى وَقَاتَلَهُمْ وَالْمُعِينِ عَلَيْهِمْ وَمَنْ سَبَّهُم»،(1) ما آيه مودّت را زياد شنيدهايم که رسول خدا فرمود (لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى)، من در مقابل این همه زحمتى که براى شما کشیدم هیچ اجر و مزدى نمیخواهم، فقط نسبت به خويشاوندان من مودت داشته باشید. آن هم مودتی که باز منشأ هدایت انسان و خود شما خواهد بود، نه یک محبت عاطفی و ظاهری.
اما این طرف قضیه را هم فرموده کسی که به اهلبیت من ظلم کند بهشت بر او حرام است، میدانست یک روزی روی منبر خودش علی بن ابیطالب را سب میکنند، فرمود بهشت بر اینها حرام است (أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِى الْآخِرَةِ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم)(2)، نصیبی از بهشت ندارند. خدا روز قیامت با اینها حرف نمیزند نگاهشان هم نمیکند، یعنی چه؟ روز قیامت روزی است که اگر انسان دستش از
1. صحيفة الإمام الرضا(عليه السلام)، ص 49.
2. سوره آل عمران، آيه 77.
-
۵۵
تمام شفيعان کوتاه بشود باز به خود خدا و رحمت واسعه او امید دارد، اگر دستش از قرآن، پیامبر و شهداء و اولياء کوتاه شد باز میگوید خدا هست که من را نجات دهد، ولی رسول خدا(صلى الله عليه وآله) میفرماید کسانى که به اهلبیت من ظلم کنند خدا روز قیامت به اینها نگاه نمیکند، یعنی مشمول رحمت و شفاعت خدا نمیشوند.
این آيات قرآن در مورد ظلم و اين روایات رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در خصوص اهلبیت(عليه السلام)، را مردمی که به جنگ با امام حسین آمده بودند میدانستند، بسيارى از آنها سالها کنار امیرالمؤمنین(عليه السلام) و پیامبر(صلى الله عليه وآله) بودند و میدانستند که امام حسین(عليه السلام) از اهلبیت رسول خداست. اما این ظلم بزرگ را بر امام حسین انجام دادند. همه ائمه ما در طول تاریخ مظلوم بودند ولی مظلومیّت امام حسین(عليه السلام) یک وجه دیگری دارد که نظیرش را در میان ائمه دیگر نداریم.
وجه شدت مظلوميّت أباعبدالله(عليه السلام) بر ديگر امامان
الف: درخواست بيعت با فاجر فاسق
یک جهت مظلومیت حضرت اين است که یزید به فرماندار مدینه دستور داد که حسین بن علی و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر را بخواه و از آنها بیعت بگیر، اگر بیعت نکردند آنها را بکش. همین صحنه که امام حسین(عليه السلام) در دار الحکومه مدینه نزد فرماندار یزید بيايد و او به فرزند رسول خدا بگوید بیا با یک شارب الخمر، با کسى که چيزى از دین را قبول ندارد بیعت کن، ظلم بسيار بزرگی است. لذا امام میفرماید «وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَام» این اوج مظلومیت امام حسین است که چنین خواستهای از او داشته باشند.
-
۵۶
شما ببینید از یک انسانی که در مرحله عصمت است، ذریه رسول خداست، خلافت هم حق آنهاست، یک آدمی که صد در صد مقابل او و دشمن دین است بیعت میخواهد، این خودش اوج مظلومیت است.
ب: بىوفايى دعوتکنندگان
باز از مظاهر مظلومیت این است که عده زیادی نامه نوشتند که حضرت آن نامهها را همراه خود آورده بودند و در جریان حر، حضرت آنها را نشان داد. 12 هزار نامه، نه 12 هزار شخص، هر کدامشان نماینده یک قوم بودند، همه نامه نوشته بودند و دعوت کرده بودند، شما همین را تصویر کنید که اگر انسان را به یک مهمانی معمولی دعوت کند انسان تا دم درب برود و درب را به رویش ببندند، انسان دیگر قراری ندارد! عدهای به اسم دین، به اسم امامت، به اسم اینکه ما همراه تو هستیم و میخواهیم با تو بیعت کنیم، نامه نوشتند و حضرت را دعوت کردند، البته حضرت از اول میدانست که اینها آدمهایی هستند که خیانت میکنند، سابقهشان را داشت و میدانست وفا نمیکنند ولی خود همین یک جهت بزرگی از مظلومیت امام حسین(عليه السلام) است که در ائمه دیگر چنین قضیهای وجود نداشت.
زيارت عاشورا و ظلم به اهلبيت(عليهم السلام)
چرا در زیارت عاشورا نسبت به مسئله ظلم به اهلبيت(عليهم السلام) اين همه تکیه شده، «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» معلوم میشود هر انسانی که بخواهد حادثه عاشورا را نگاه کند اگر عمق
-
۵۷
مظلومیت امام حسین(عليه السلام) را درک نکند نمیتواند به حقيقت حادثه برسد.
صدر اسلام جنگ زیاد واقع شد، مسلمانها با کفار میجنگیدند و بعد از رسول خدا هم در زمان امیرالمؤمنین جنگها واقع شد ولی در هیچ جنگی ما مسئله عنصر مظلومیت را نداریم، حتی در جنگ جمل باز عنصر مظلومیت اينچنين نمود ندارد، بالأخره در جنگ جمل اصحابی از رسول خدا با امیرالمؤمنین همراهی کردند و حضرت یاران فراوانی داشت و در آن جنگ هم پیروز شد، اما در جریان عاشورا مظاهر عنصر مظلومیت فراوان است.
وقتی به حرم امام حسین(عليه السلام) میرویم میگوئیم «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُوم»، قبل از بيان القاب «شهید» و «أَسِيرِ الْكُرُبَات» و «قَتِيلِ الْعَبَرَات»، امام حسین(عليه السلام) را با اين لقب صدا مىزنیم «الْحُسَيْنِ الْمَظْلُوم». معلوم میشود ائمه ما روی این نکته خیلی تکیه داشتند تقدم و تأخر اين القاب حساب شده است، از چیزهایی نيست که بگويیم اگر اول بیاید يا آخر یکسان است!
در زیارتهای دیگر و همینطور در زیارتی که عید سعید فطر و قربان برای امام حسین(عليه السلام) وارد شده است «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِى الْمَظْلُومِ الشَّهِيد، السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِيد، فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ»، مظلوميت حضرت بسيار مورد توجه قرار گرفته، این زیارتها برای ما درس است، عناوینی که در این زیارتها آمده پیام دارد. همانطوری که روی عنوان شهید درنگ میکنیم روی عنوان مظلوم هم باید درنگ کنیم و از آن، نکتهها بیرون آوریم.
-
۵۸
اوج مظلومیت امام حسین(عليه السلام) را ببینید، تاریخ میگوید از یاران امام حسین هر چه کشته میشد معلوم بود چون عدهشان کم بود اما از گروه دشمن هرچه هم کشته میشدند مشهود نبود. وقتی که ظهر عاشورا میشود ابو ثمامه صیداوی در گرماگرم جنگ به حضرت عرض کرد «يا أبا عبد الله نفسى لنفسك الفداء هؤلاء اقتربوا منك ولا والله لا تقتل حتى أقتل دونك وأحب أن ألقى الله ربى وقد صليت هذه الصلاة»؛(1) عرض کرد جانم به قربان تو، دشمن درحال نزدیک شدن است. قسم به خدا تا من زندهام نباید شما شهید شوید! دلم میخواهد وقتی خدا را ملاقات میکنم نماز ظهر را با شما خوانده باشم.
«فرفع الحسين رأسه إلی السماء، وقال ذکّرت الصلاة جعلک الله من المصلّين، نعم هذا اول وقتها»، امام (عليه السلام) سر مبارکش را به آسمان بلند کرد و فرمود: نماز را یاد کردى خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد بله الآن اول وقت نماز ظهر است.
«ثم قال سلوهم أن يکفّوا عنا حتّی نصلّی»، به ابوثمامه فرمود به دشمن بگوئید جنگ را متوقف کنند تا ما نماز بخوانیم (اینجای تاریخ را ببینید) حسين بن نمير در پاسخ گفت برای چه حسین میخواهد نماز بخواند؟ نمازش قبول نیست! چقدر سخت است، کسی که خودش تجسم نماز است، فرزند نماز است، فرزند رسول خدايى است که نماز را آورده و نماز را به همین مردم یاد داده، بعد به او بگویند براى چه مىخواهى نماز بخوانی؟ نمازت به درد نمیخورد و مقبول نيست. چه مظلومیتی از این بالاتر.
در ادامه حبیب بن مظاهر عصبانی شد فرمود نماز تو قبول است
1. بحار الأنوار ج45، ص 21.
-
۵۹
ولی نماز فرزند رسول خدا قبول نیست؟ اینها اوج مظلومیت امام حسین(عليه السلام) است.
به امام حسین(عليه السلام) میگفتند اگر نماز هم بخواند مورد قبول واقع نمیشود. وقتی کاروان را وارد شام میکردند آنطوری که مرحوم مجلسی در بحار نقل فرموده است هنگامى که رأس امام حسین(عليه السلام) و زنها و اسرا نزدیک دمشق شدند «دَنَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ مِنْ شِمْرٍ وَ قَالَتْ لِى إِلَيْكَ حَاجَةٌ»(1)؛ ام کلثوم نزدیک شمر شد و گفت من یک درخواست دارم. شمر گفت «مَا حَاجَتُك؟». «قَالَتْ إِذَا دَخَلْتَ الْبَلَدَ فَاحْمِلْنَا فِى دَرْبٍ قَلِيلِ النَّظَّارَةِ»؛ حضرت فرمود: حالا که این همه بلا سر ما آوردی، این همه از افراد و رجال ما کشتی، وقتی میخواهی ما را وارد شهر کنی، از دری وارد کن که اینقدر افراد به ما نگاه نکنند، «وَ تَقَدَّمْ أَنْ يُخْرِجُوا هَذِهِ الرُّءُوسَ مِنْ بَيْنِ الْمَحَامِلِ وَ يُنَحُّونَا عَنْهَا فَقَدْ خُزِينَا مِنْ كَثْرَةِ النَّظَرِ إِلَيْنَا»، حاجت دیگرم اینست که وقتی ما را وارد میکنی این نیزهدارهایی که سرها را به نیزه کردهاند از راه دیگری وارد شوند، از بس نگاههای بد به ما کردند ما خوار شدیم!
این آدم خبیث، بدذات و ناپاک عکس آنچه امکلثوم خواست عمل کرد گفت نیزهدارها وسط کاروان قرار گيرند. اگر قبلاً جلو بودند و اسراء پشت سر بودند، گفت حالا هر نیزهداری در یک قسمت از این کاروان قرار بگیرد تا مردم بیشتر به اینها نگاه کنند. ببینید کجای تاریخ یک زن اسير حاجتی میخواهد آن هم حاجتی که در جنگ تأثیری ندارد ولی با او اینطور برخورد میکنند.
بیايیم مسئله مظلومیت امام حسین را درک کنیم از خود امام
1. مثير الأحزان، ص 97.
-
۶۰
بخواهیم و به خود امام(عليه السلام) متوسل شویم که گوشهای از مظلومیتش را درک کنیم چون قدرت درک کامل آن را نداریم.
لااقل ما با تحلیلها و حرفهایمان ظلمی نسبت به وجود مقدّس امام حسین(عليه السلام) و این حادثه عاشورا روا نکنیم.