-
۲۱
در آیه دیگر میفرماید (مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً)(1) تنها اجری که میخواهم اینست که فردی باشید که راهتان به سوی خدا باشد.
مهمترین آیه هم این است که میفرماید (لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى)(2) اگر اين آيات را کنار آیاتى بگذاريم که برای پیامبران دیگر است، تنها پیامبری که مأمور میشود مسأله مودّت فی القربی را مطرح کند رسول خدا است. پیامبران دیگر مأمور به این امر نبودند و اصلاً حق نداشتند بگویند، چون در دوران آنها امامت در کار نبوده، اوصیاء داشتند ولی این امامتی که ما معتقدیم نبود! به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) که میرسد در یک آیه میفرماید من شما را به زحمت نمیاندازم و چیزی از شما نمیخواهم، برای من کاری نکنید، من مُزدی از شما نمیخواهم، نه مقامی میخواهم، نه پستی و نه پولی.
در یک آیه میفرماید فقط میخواهم شما افرادی باشید که راهتان راه خدا باشد، بعد هم در این آیه میفرماید اجر من فقط مودّت فی القربی است، اینها را کنار هم بگذارید. نتیجه این میشود که اگر انسان بخواهد راهی به سوی خدا پیدا کند آن راه مودّت فی القربی است، غیر از این راهی وجود ندارد.
اگر انسان بخواهد یک راه بیابد که راه مطمئن و صراط مستقیم او به سوی خدا باشد، آن راه امامت است. همان که ائمه خود فرمودهاند «نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم»(3) خود قرآن بر اين امر دلالت
1. سوره فرقان، آيه 57.
2. سوره شوري، آيه 23
3. بحارالانوار، ج 24، ص 12.
-
۲۲
دارد، ما باید روایاتی که مربوط به شئون ائمه طاهرین(عليهم السلام) است را از آیات قرآن استخراج کنيم. همه اینها در بطن قرآن وجود دارد.
در بحث آیات مربوط به مهدویت، در مورد روایت «مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»(1) که روایت محکمی برای شیعه است، یک وقت به یکی از علمای اهلسنت گفتم شما میگوئید از امیرالمؤمنین بیعت گرفتیم یا بیعت کرد (که واقعاً به زور گرفتند، آن هم بعد از مدّتی) ولی حضرت زهرا دختر پیامبر که از دنیا رفت با چه کسی بیعت کرد؟ آیا میتوانید بگوئید حضرت زهرا که سیدة النساء العالمین است و این همه تعابیر از پیامبر در مورد او وجوددارد به مرگ جاهلی از دنیا رفته؟
علی أیّ حال این دو آیه را وقتی کنار هم قرار دهیم در یک آیه خدا میفرماید اجر رسالت فقط مودّت قربی است، در آیه دیگر هم میفرماید اجر رسالت اتخاذ راه به سوی خداست (أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا)(2) یعنی راه به سوی خدا فقط از طریق مودّت و محبّت به اهلبیت(عليهم السلام) میگذرد و غیر از این راهی وجود ندارد، نتیجه میگیریم خداشناسی بدون مودّت به اهلبیت(عليهم السلام) امکان ندارد، حالا کاری به آن تفاسیر باطل برخی از علمای اهلسنت نداريم که گفتهاند مودة فی القربی یعنی مودّت به نزدیکان و ذوی القربی خودتان، یعنی پیامبر میخواهد بفرماید اجری که من از شما در مقابل رسالتم میخواهم این است که بین خودتان صله رحم کنید، این چه ربطی به رسالت پیامبر دارد؟
1. وسائل الشيعه، ج16، ص246.
2. سوره فرقان، آيه 57.
-
۲۳
آیا پیامبر میفرماید رسالت من اجرش این است که بین خودتان صله رحم کنید؟! معانی دیگری هم کردهاند که انسان حیفش میآید وقت خود را صرف این حرفهای باطل کند که تماماً تفسیر به رأی محض هستند.
مودت اهلبيت واجب است
ما طبق این آیه میگوئیم مودّت فی القربی واجب است، (لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً) پرداخت اجر و مزد از امور واجب است، کسی که یک زحمتی کشیده اجر دارد، پیامبر هم نمیفرماید اگر خواستید مزد مرا بدهید محبت به اهلبیت من داشته باشید و اگر نخواستید هم انجام ندهید، نه، مىفرمايد بر هر انسانی مودّت فی القربی واجب است، امام حسن(عليه السلام) وقتی امیرالمؤمنین شهید شد خطبهای خواند و فرمود ما از اهلبیتی هستیم که خدا مودّت ما را برای هر انسانی واجب کرده، اینکه بگوئیم محبّت به اهلبیت خوب است حرف غلطی است، محبّت به اهلبیت بر اساس این آیه قرآن واجب است.
اگر انسانی مودّت نداشته باشد ترک واجب کرده است. در روایاتی(1) که در ذیل این آیه شریفه وارد شده همان زمان افرادی از رسول خدا سؤال کردند «يَا رَسُولَ اللهِ مَنْ قَرَابَتُك؟» این قرابتی که خدا محبت و مودت آنها را واجب کرده چه کسانی هستند؟ فرمود «عَلِى وَ فَاطِمَةُ وَ ابْنَاهُمَا»، در روایت دارد پیامبر سه بار این را فرمود. اگر مودّت اینها واجب باشد اطاعت از اینها هم واجب است، برخی از بزرگان گفتهاند از همین آیه ما امامت أمیرالمؤمنین(عليه السلام) و
1. الکافي، ج8، ص93 (طبع اسلاميه).
-
۲۴
حتی وجوب اطاعت از حضرت زهرا(عليها السلام) را استفاده میکنیم، حضرت زهرا بر حسب اعتقادات ما امام نبود ولی قولش حجّت است. امام عسکری(عليه السلام) فرمود: «نَََحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلى خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللهِ عَلَيْنا»(1). این مطلبی است که از این آیه به خوبی استفاده میشود.
مجالس عزادارى مصداق مودت اهلبيت(عليهم السلام)
ما در این عزاداریها ميزان مودّت خود به اهلبيت را محک میزنیم. این عزاداریها نه تنها مصداق شعائر است که قرآن میفرماید (وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ)(2) بلکه بالاتر از این است، این عزاداریها مصداق ابراز مودّت به ذوی القربی است.
یکی از راههای محبت قربی همین است و اتفاقاً این مطلب را بعضی از علمای اهل سنت که متعصب هم هستند، وقتی به این آیه رسیدند گفتهاند این آیه احترام به اهلبیت و اظهار محبّت به آنها را واجب کرده، میپرسیم پس برای چه بر ما خُرده میگیرید چرا مجلس عزاداری برپا میکنید، این مجالس یکی از مصادیق مهم مودّت به اهلبیت است.
وقتی امام سجاد(عليه السلام) به شام میرسد پیرمردی که آنها را نمیشناخت، چون تبلیغ شده بود اینها بر امام زمان خود خروج کرده و خارجی هستند، گفت «الْحَمْدُ للهِ الَّذِى قَتَلَكُمْ وَ اسْتَأْصَلَكُم»،(3)
1. عوالم العلوم والمعارف، ج11، قسم2، ص1030 (نَََحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْنا) متن روايت.
2. سوره حج، آيه32.
3. بحار الانوار، ج23، ص252.
-
۲۵
حضرت به او فرمودند این آیه از سوره شوری را خواندهای؟ عرض کرد کدام آیه؟ حضرت فرمود آیه (قل لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى)(1) بعد فرمود ما قُربای رسول خدا هستیم، ما ذوی القربایی هستیم که مودّتشان واجب است. این عزاداریها مصداق بزرگ اظهار مودّت به ذی القربی است.
نگوییم چه خبر است؟ چرا اینقدر مفصل؟ گاهی اوقات بعضیافراد مدعی روشنفکری ایراد میگیرند که چرا برای عزاداری دو ماه وقت بگذاریم؟ دو ماه که چیزی نیست، 20 سال هم چیزی نیست، اگر خدا به آدم عمر 200 ساله هم بدهد کم است، اگر انسان هر لحظه عمرش هم در این مصیبت عزادار باشد کم است، ما نمیفهمیم چه خبر است؟ نمیدانیم چه خبر بوده؟ یک قسمتی از آن را فهمیدهایم حالا به اندازه توان خود عزاداری میکنیم.
فضيلت گريستن و اشک بر امام حسين(عليه السلام)
در یک روزنامهای اول محرم نوشته بود که به جای گریستن، خوب نگریستن! متأسفانه نمیدانم از چه منبعی بود که این را برای افراد پیامک میزدند، حرف ما این است که میگوئیم در قضیه امام حسین(عليه السلام) بدون گریستن و بکاء، نگریستن امکان ندارد، اگر انسان بخواهد وارد این وادی شود و خود را به هدف قیام امام حسین(عليه السلام) نزدیک کند، بدون بکاء نمیشود، اگر امکان داشت ائمه ما که عقل کل بودند چرا شیعیان را این همه به گریه کردن تشویق کردند؟ روایات باب بُکاء را ببینید، روایات خیلی عجیبی است، ما عزادارها
1. سوره شوري، آيه23.
-
۲۶
هنوز از حقیقت بُکاء بر امام حسین(عليه السلام) خبر نداریم، ببینید در بعضی از روایات چه تعابیری درباره بُکاء آمده است.
به اين روايات دقت کنید و بعد این سوال را برای خود مطرح کنید که آیا میشود بدون بکاء به این حقیقت رسید یا نه؟ ما معتقدیم امکان ندارد، نمیشود گفت بنشین فقط فکر کن امام حسین چه کسی بوده و هدفش چه بوده؟ آنگاه شما هم میتوانی به آن هدف برسی، چنین امری امکان ندارد! هرچه بُکاء بیشتر باشد راه آشنا شدن و رسیدن به حقیقت این واقعه و حادثه بازتر میشود. در کامل الزیارات آمده «أحبّ العيون إلی الله عين بکت عليه»، محبوبترین چشمها نزد خدا چشمی است که برای امام حسین گریه کند، چقدر معنا در این جمله خوابیده؟ کسی که برای امام حسین گریه کند محبوب خدا میشود و خدا حبّ به او پیدا میکند.
«إن العين تصير محل مسّ الملائکة» خوشا بحال عزادارها و آنها که اهل بکاء هستند، این روایت میفرماید: چشمی که برای امام حسین(عليه السلام) گریه کند محل مسّ ملائکه میشود، ملائکه این اشکها را در شیشهای جمع میکنند. «فَلَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِى جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا حَتَّى لَا يُوجَدَ لَهَا حَر»(1) اشک در عزای امام حسین(عليه السلام) دارای یک حقیقت است. و غیر از اشکی است که انسان حتّی برای فوت نزدیکترین افرادش میریزد، اصلاً با آنها قابل مقایسه نیست، فقط با اشک خوف از خدا قابل مقایسه است، نمیشود آنرا با سایر اشکها مقایسه کرد، میفرماید یک قطره از این اشک اگر روی آتش جهنم ریخته شود حرارتش را خاموش
1. کامل الزيارات، ص 102.
-
۲۷
میکند، ما نمیدانیم چه حقیقتی دارد! ما با این فکر مادی میگوئیم اگر یک مساحتی آتش گرفت باید چند برابر آب پاشیده شود تا آن را خاموش کند ولی یک قطره اشک برای امام حسین(عليه السلام) آتش جهنم را خاموش میکند، آیا درک این حقیقت در حدّ فکر ماست؟ نه، فقط یک خبر اجمالی به ما میدهند و یک پردههایی را کنار میزنند تا ما مقداری توجه پیدا کنیم «إنّه لا تقدير لثوابها» باز در بعضی از روایات آمده برای همه طاعتهای خدا ثوابی مقدّر و مشخص است اما برای اشک بر حسین(عليه السلام) حدّ و مقداری نیست.
اگر میخواهید واقعاً این بحث را دنبال کنید کتاب خصائص الحسینیه مرحوم شیخ جعفر شوشتری را ببینید، آنجا این بحثها را خیلی خوب بيان کرده است رضوان خدا بر او باد. در یک باب میگوید یکی از آثار اشک بر امام حسین(عليه السلام) از لحظه مردن شروع میشود تا ورود به بهشت. همه مراحل مرگ را یکی پس از دیگری با مدرک و روایات مطرح کرده، میگوید آن زمانی که روح میخواهد از بدن خارج شود که امیرالمؤمنین(عليه السلام) فرمود «وَ إِنَّ لِلْمَوْتِ لَغَمَرَات» میفرماید گریه بر امام حسین انسان را نجات میدهد، يا این روایت را نقل میکند که امام صادق(عليه السلام) به مسمع بن عبد الملک فرمود «يا مِسمَعُ أنتَ مِن أهلِ العراقِ أما تأتى قَبرَ الحُسين؟»(1)، تو اهل عراق هستی، آيا قبر امام حسین را زیارت میکنی؟ مسمع عرض کرد نه آقا، شرایط طوری است که اگر من به زیارت بروم، برای حاکم خبر میبرند و حاکم مرا گرفتار کرده و از بین میبرد، امام صادق(عليه السلام) فرمود «أما تذکر ما صنع بالحسين؟» حالا
1. کامل الزيارات، ص101.
-
۲۸
که به زیارت امام حسین نمیتوانی بروی در خانه که تنها نشستهای، آیا مصیبتهایی را که بر حسین(عليه السلام) وارد کردند یاد میکنی؟
به خاطرم آمد جناب آقای انصاریان گفتند یک روزی آمدم پیش والد شما در همین منزل تنها بود، یک مقدار که نشستیم فرمود آقای انصاریان تا حالا شده برای یک آدم تنها هم روضه بخوانی؟ گفتم بله آقا، گفت برای من یک روضه بخوان، گفت روضهای خواندم، این مرد در آن جلسهای که دو نفری بودیم اشک بسیاری ریخت.
امام صادق به مسمع فرمود وقتی تنها هستی یاد مصیبهای جد ما میافتی یا نه؟ عرض کردم بله، بعد بالاتر فرمود، «أفتجزع» جزع هم میکنی یا نه؟ جزع در مقابل صبر است، یعنی بیتابی.
امام میفرمایند وقتی یاد مصیبت امام حسین(عليه السلام) میافتی جزع هم میکنی یا نه؟ بیتاب میشوی یا نه؟ بیتابی همین است که به سر و سینه خودمان بزنیم، «قلت أی والله» مسمع گفت: قسم به خدا این کار را انجام میدهم و اهل خانه من هم آن را میبینند، امام صادق(عليه السلام) فرمود «إنّک ستری عند موتک حضور آبائی لک» هنگام مردن اجدادم به سراغ تو میآیند و به ملک الموت توصیه میکنند که روح این فرد را آرام از بدنش خارج کنید، این فرد باکی و گریهکن حسین است.
گریه بر امام حسین(عليه السلام) موقع دیدار ملک الموت اثر میگذارد، وقتی میخواهند وارد قبرش کنند، و نیز وقتی از قبر بیرون میآید «يخرج من قبره والسرور علی وجهه والملائکة تتلقاه بالبشارة لما أعدّه الله له»(1) باکیِ بر امام حسین(عليه السلام) وقتی از قبر بیرون میآید با سرور و
1. الخصائص الحسينية، المقصد التاسع، في خواص البکاء لنيل الأجر والثواب.
-
۲۹
شادمانی بیرونی میآید، ملائکه به او بشارت میدهند که خدا برای او چه آماده کرده است، همینطور در روز قیامت.
این روایت خیلی جالب است، ببینید ریشههای عزاداری به کجا برمیگردد؟ حضرت زهرا(عليها السلام) از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال کرد پدر جان ثواب آن کسی که برای حسین من اشک میریزد و اقامه عزا بر حسین من میکند چیست؟ پیامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود «كُلُّ مَنْ بَكَى مِنْهُمْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ أَخَذْنَا بِيَدِهِ وَ أَدْخَلْنَاهُ الْجَنَّة»(1) کسی که برای امام حسین گریه میکند روز قیامت دستش را میگیریم و او را وارد بهشت میکنیم، همینطور هنگام حساب و کتاب و رسیدگی اعمال انسانها.
صاحب خصائص حسینیه میگوید امیرالمؤمنین(عليه السلام) با آن عظمتش، با آن معرفت و مقامش، گاهی اوقات به صحرا میرفت و گریه و نوحه میکرد، «و قَالَ آهِ إِنْ أَنَا قَرَأْتُ فِى الصُّحُفِ سَيِّئَةً أَنَا نَاسِيهَا وَ أَنْتَ مُحْصِيهَا»(2) در دل شب در بیابان آهی میکشید که شاید همه کوهها به لرزه درمیآمدند، عرض میکرد ای خدا آه از آن روزی که نامه اعمال مرا باز کنند ببینم یک سیئه از من صادر شده آن را نوشته و من فراموش کردهام!
بعد میگویند «خُذُوهُ فَيَا لَهُ مِنْ مَأْخُوذٍ لَا تُنْجِيهِ عَشِيرَتُه»، امیرالمؤمنین از خوف این صحنه خواندن نامه اعمال که همه با آن مواجه خواهیم شد، اینقدر گریه میکرد که مثل انسان مار گزیده به خود میپیچید تا غش میکرد و مانند یک تکه چوب خشک میافتاد، چون قیامت را میدید. در قیامت همه مردم مشغول به
1. بحار الانوار، ج44، ص293.
2. الامالي صدوق، ص78.
-
۳۰
حساب خود هستند، غیر از گریهکنندگان بر حسین(عليه السلام) که سرگرم عزاداری بر حسین(عليه السلام) هستند. «فإن الباکين علی الحسين يکونون فی ظل العرش مشغولين بحديث الحسين»(1).
میخواهم این را عرض کنم؛ این همه روایت درباره بُکاء داریم، اینکه گریهکننده بر حسین «صلةٌ لرسول الله»، احسان به اهلبیت دارد، این تعابیر بلند راجع به بکاء چرا در روایات آمده؟ آیا واقعاً خدا، رسول خدا و ائمه فقط میخواهند ما به جنبه عاطفی مسأله توجه پیدا کنیم؟ مسلماً اینطور نیست.
در قُم منازلی برای عزاداری سیدالشهداء(عليه السلام) وجود دارد که نقل میکنند بزرگانی مثل مرحوم علامه طباطبائی(رضوان الله تعالی علیه) گاهی اوقات میرفتند و دست به دیوار آن خانه مالیده و به سر و صورت خود میکشیدند، چون آن مجلس محل آمد و شد ملائکه است، نه تنها محل رفت و آمد ملائکه بلکه منظر الحسین(عليه السلام) است، در روایت دارد أبی عبد الله الحسین(عليه السلام) در یمین عرش همانطور که به زوارش نگاه میکند به مجلس عزای خود هم نگاه میکند.
خيمه عزاى امام حسين؛ قبه الحسين است
مرحوم والد ما فرمودند مجلس عزای امام حسین(عليه السلام)؛ قبة الحسین است. در روایت آمده که خدا دعا تحت قبه امام حسین را اجابت میکند. قبة الحسین تنها اختصاص به مرقد شریف آن حضرت
1. بحار الانوار، ج45، ص207؛ الخصائص الحسينية، المقصد التاسع.
2. الخصائص الحسينية، المقصد السابع، في خواص البکاء من حيث الصفات.
3. کامل الزیارات، ص 103.
4. وسائل الشيعه، ج14، ص538.