-
۱۶۱
پاسخ به چند سؤال پیرامون شناخت حادثه عاشورا و کیفیت عزاداری بر امام حسین(عليه السلام)(1)
سوال: منابع تاریخی معتبر و غیر قابل خدشه یا کمتر مخدوش در زمینه قیام امام حسین(عليه السلام) کدام هستند؟
جواب: حادثه عاشورا در کتب تاریخی به سه نحو آمده است؛ یک قسم به صورت عام همه حوادث تاریخ از جمله قضایای عاشورا را نقل نموده است. نظیر تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر؛ قسم دوم کتابهایی است که در خصوص زندگی ابا عبدالله الحسین(عليه السلام) به رشته تحریر درآمده است و قسم سوم کتابهایی است که در خصوص حادثه روز عاشورا و وقایع مربوط به آن در قبل و بعد از آن به رشته تحریر درآمده است.
از قدیم مقتلهای فراوانی نوشته شده است که برخی از آنها به صورت مختصر و برخی مفصل و در برخی اساس حوادث و ذکر
1. مصاحبه پیرامون شناخت حادثه عاشورا وکیفیت عزاداری بر امام حسین(عليه السلام). (16/7/1390)
-
۱۶۲
برخی از انصار امام حسین(عليه السلام) آمده است و برخی به صورت عمده به ثبت اسامی ياران امام اهتمام ورزيدهاند مانند مقتل فضیل بن عمر رسانی در قرن دوم که مقتلی را نوشت به نام «تسمية من قتل مع الحسين(عليه السلام)».
به طور کلی اگر بخواهیم منبع و مقتلی را که با دقت و به صورت مستند جزئیات حادثه را بیان نموده ذکر کنیم، مىتوانیم آن چه را که مرحوم شیخ مفید(ره) در کتاب ارشاد نوشته و تاریخ معتبری است و به فارسی هم ترجمه شده است ذکر کنیم و همچنین کتاب خاتم المحدثین مرحوم شیخ عباس قمى(ره) به نام «نفس المهموم». البته برخی از کتابهای مقتل به صورت مختصر هم وجود دارد، مانند لهوف سید بن طاوس و همینطور کتاب ديگر مرحوم محدث قمی به نام «نفثة المصدور فیما یتجدد به حزن یوم العاشور» که تکمیل کتاب نفس المهموم است.
سوال: بیان تواریخ یا مقاتل مشکوک در زمینه عاشورا چه حکم شرعی دارد؟
جواب: این سؤال را از دو جهت میتوان مورد بحث قرار داد هم از جهت فقهی و هم از جهت آثار مترتبه بر آن. اما از جهت فقهی این بحث مطرح است که آیا مطلبی را که انسان به صحت آن اعتماد و یقین ندارد میتواند نقل نماید و یا در مداحی و مرثیه خوانى از آن استفاده کند؟
روشن است که پاسخ این سؤال منفی است، یعنی در دین اسلام انسان حق ندارد مطلبی را که در آن تردید دارد و یا فقط از کسی شنیده است به مجرد شنیدن نقل نماید. در برخی از روایات وارد
-
۱۶۳
شده است که چنان چه انسان چیزی را بشنود و به مجرد شنیدن آن را برای دیگران نقل کند و خود نداند که آیا این مطلب صحیح است یا خیر، این از موارد کذب و دروغ محسوب میشود: «كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِباً أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِع».(1)
از این جهت لازم است که گوینده یا مداح و ذاکر ابا عبدالله مطالبی را که اعتماد به صحت آن دارد ذکر کند. به عبارت دیگر نسبت به ائمه معصومین(عليه السلام) همانطوری که نمیتوانیم کلامی را بدون استناد و مدرک به آنان نسبت دهیم همچنین نمیتوانیم افعالی را بدون دلیل و به صورت شک به آنان نسبت دهیم. اگر بخواهیم بگوییم حضرت در روز عاشورا این عمل را انجام داد، نمیتوانیم بدون مدرک آن را بگوییم و الا از مصادیق و موارد کذب و چه بسا افتراء شود.
از این جهت است که بزرگان ما همیشه در نقل مطالب و حوادث، مدرک و مستند آن را ذکر مینمودند. و حتی برخی از بزرگان مصیبت را از روی کتابهای مقتل میخواندند. و اما از نظر آثاری که بر آن مترتب میشود باید توجه نمود با قطع نظر از کذب بودن ممکن است یک مطلبی اساس بسیاری از سنتها و اعمال و حتی تأثیرگذار در فرهنگ یک جامعه باشد. نقل یک مطلب يا یک عمل و یک حادثه ممکن است شکل فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و اگر عواقب آن به صورت منفی و خدای ناکرده در مسیری برخلاف مسیر و هدف اساسی دین باشد تمام آنها بر ذمه گوینده است.
1. وسائل الشيعة، ج12، ص 188.
-
۱۶۴
یک خطیب و کسی که اهل منبر است يا یک ذاکر امام حسین(عليه السلام) باید بداند که کلام و ذکر او ممکن است در نسلهای متعددی تأثیرگذار باشد و مسؤولیت خوب و بد آن همه به عهده او است.
باید این نکته را تذکر دهیم که تحریف در حوادثی که با دین ارتباط مستقیم دارد مانند حادثه عاشورا همان آثار زیان باری را دارد که تحریف در اصل دین دارد. روشن است که تحریف در اصل دین از نظر حکم فقهی و به ادله اربعه یک امر حرام و ممنوع است و عنوان آن بدعت است. حال حوادثی که ریشه دینی دارد و اصول محکم دینی اساس آن را تشکیل میدهد، چنان چه تحریفی در آنها صورت گیرد، قطعاً همان حکم تحریف در اصل دین را خواهد داشت.
برخی از مادحین اهل بیت یا اهل سخن چه بسا برای جذب بیشتر مردم و توجه عمیق تر و تهیج بیشتر احساسات آنان ممکن است تفسیرهایی را از حادثه عاشورا بنمایند یا نسبت به بعضی از فرازهای روز عاشورا به عنوان زبان حال یا عناوین دیگر تحلیلهایی بنمایند. به نظر ما، چنین امری هم صحیح نیست؛ باید حادثه عاشورا را به همان نحوی که واقع شده است بدون هیچ کم و کاستی و بدون هیچ اضافه و پیرایشی بیان نماییم.
چه بسا تحلیلهایی که جنبه ذوقی و شخصی دارد و هیچ شاهد و مستندی بر آن وجود ندارد، تأثیر فراوان و درازمدتی در مردم داشته باشد و در عین حال، از اموری باشد که مشکل آفرین هم باشد. آری این معنی صحیح و لازم است که باید درسها و عبرتها و رازهای عاشورا را آشکار کنیم.
-
۱۶۵
سوال: بیان مطالب سخیف و دون شأن ائمه معصومین(عليه السلام) به ویژه در قالب مداحی و عرض ارادت به ساحت امامان و خاندان پاکشان، نظیر این که گفته میشود: «دوست دختر من رقیه است»، «کاپیتان حسین» (با استناد به حدیث إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفينَةُ النَّجاةِ) و... یا متهم کردن ابا عبدالله(عليه السلام) به تقلب در ادعای تعویض شمشیر حضرت ابوالفضل(عليه السلام) یا درمانده و ذلیل جلوه دادن ایشان مثل آنچه درباره بیماری امام سجاد(عليه السلام) یا درماندگی حضرت زینب(عليها السلام) گفته میشود و نظیر اینها چه حکمی دارد؟
جواب: افتخار مذهب شیعه آن است که ائمه طاهرین(عليه السلام) در همه شؤون انسان، برای ما الگو هستند. از مسئله بسیار مهم توحید و عقاید گرفته تا کوچک ترین حادثه زندگى، آنان الگو هستند همانطوری که قرآن پیامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) را الگو و اسوه برای همه معرفی نموده است: ( لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)(1)، همینطور اوصیاء آن حضرت الگوى انسانيت هستند. از این جهت حفظ حرمت این انوار الهی بر همه واجب است، یعنی همانطوری که هتک دین و به سخریه گرفتن دین و آثار و ظواهر دین حرام است، همینطور هتک حرمت ائمه معصومین(عليه السلام) یکی از محرمات مهمه است.
ائمه ما سفارش اکید فرمودهاند بر اینکه «كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْنا»(2)؛ شیعه همیشه باید زینت آنان باشد و نباید با حرکات و رفتار و گفتار ناشایست دیگران را از مذهب اهل بیت(عليهم السلام) دور کند. هتک ائمه طاهرین هتک پیامبر(صلى الله عليه وآله) است که از
1. سوره احزاب، آيه 21.
2. الأمالي(للصدوق)، النص، ص 400.
-
۱۶۶
اعظم کبائر است، باید از جملات و تعبیراتی که در بین اهل فسق و فجور رائج است خودداری نماییم. هیچ گاه در برخورد با ائمه طاهرین و خصوصاً حادثه عاشورا نباید از تعابیر ناشایست که مناسب انسانهای معمولی نیز نیست، استفاده کرد.
در سیره ائمه معصومین(عليهم السلام) اصل حکمت به صورت بسیار درخشنده وجود دارد، همه امور آنان و همه گفتارشان بر این اساس بوده است.
اساساً کشته شدن ابا عبدالله الحسین(عليه السلام) و اسارت اهل بیت بر اساس حکمتی بود که حضرت آن را دریافته بود و چه بسا دیگران از آن بیاطلاع بودند. بنابراین اصل نمیتوان اعمالی را که حتی در انسانهای عادی مستبعد است به آنان نسبت دهیم. به عنوان مثال نسبت دادن ذلت و خواری به حضرت زینب(عليها السلام) که الگوی عزت و شجاعت و صبر و مقاومت و تسلیم در برابر رضای خداوند بودند، از مواردی است که خواسته یا ناخواسته موجب هتک مقام این بزرگوار میشود و حتماً باید از اینگونه مطالب خودداری شود و به جای آن کلام این بانوی بزرگوار که در مجلس یزید با کمال سربلندی فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلا»(1)، یعنی چیزی جز زیبایی ندیدم که اشاره به عزت شهادت و افتخار دفاع از حق و دین خداست به عنوان بیت الغزل عزاداری و بیان عزت اهل بیت ترویج و تبلیغ شود.
سؤال: بیان عباراتی که مستلزم نفی توحید است، مثل اینکه گفته میشود: «لَا إِلَهَ إِلا...» (به جای نقطهچین اسامی امام حسین(عليه السلام)، حضرت ابوالفضل(عليه السلام)، حضرت زهرا(عليها السلام)، حضرت زینب(عليها السلام) میآید)
1. بحار الانوار، ج 45، ص 116.
-
۱۶۷
چه حکم شرعی دارد؟
جواب: روشن است که از نظر فقهی چنان چه کسی چنین عباراتی را با توجه به معنای آن و از روی اختیار و اراده بگوید شرک واقعی است. باید توجه داشت که به کار بردن چنین تعابیری با قطع نظر از این که انسان را از وادی توحید خارج و به وادی شرک داخل میکند و با قطع نظر از این که خود آن بزرگواران راضی به چنین امری نیستند و همیشه از این گروه که در تاریخ شیعه به عنوان غلات معروف هستند تبرّی میجستند، باید توجه داشت چنین تعابیری دین و مذهب اهل بیت را متهم به شرک میکند.
به عبارت دیگر چنین کلمات و تعابیری نه تنها خود گوینده را در وادی شرک داخل، بلکه اساس مذهب را متهم به شرک میکند. کسانی که چنین عبارتهایی را به کار میبرند، در پیشگاه امام زمان(عليه السلام) چه جوابی دارند؟ کسانی که اینگونه تحریفها را در اساس دین که عبارت از توحید است به کار میبرند، چه جوابی در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی دارند؟ این دین و مذهب که به صورت امانت در اختیار ما قرار داده شده است و با خون ابا عبدالله الحسین(عليه السلام) باقی مانده چنین اشخاصی با چنین تعابیری تیشه به اصل آن میزنند و آیا میتوان آنان را پیرو اباعبدالله و حضرت فاطمه و زینب(عليهم السلام) دانست؟
سوال: وظیفه مراجع، روحانیون و علما در قبال تحریف و تخفیف وقایع و تواریخ مذهبی مثل آنچه که در سخنرانیها یا مداحیها درباره حادثه عظیم کربلا صورت میگیرد چیست؟
جواب: وظیفه بزرگان دین و روحانیت معظم آن است که در مقابل
-
۱۶۸
هرگونه انحراف و بدعتی ایستادگی کنند. یکی از وظایفی که در اسلام بر دوش علما و بزرگان قرار داده شده است آن است که هنگامی که بدعتی را در جامعه ملاحظه کردند از علم و دانایی خود استفاده کنند و در مقابل آن بایستند.
باید روشنگری نمایند و به مردم عزیز ابلاغ کنند و به آنان آگاهی دهند. خوشبختانه درمورد همین تحریفهایی که در مورد حادثه عاشورا اتفاق افتاده است بزرگانی مانند شهید مطهری روشنگری نمودهاند. در زمان ما نسبت به برخی از تعابیر هنگامی که از مراجع بزرگ تقلید مانند حضرت آیتالله العظمی فاضل لنکرانی و سایر مراجع عظام سؤال شده همه در پاسخهای محکم چنین تذکرهایی را دادهاند و تصریح فرمودهاند که برخی از این عبارتها از مصادیق واضح شرک است.
حتی در یکی از استفتاءاتی که از معظم له شده است و سؤال شده برخی میگویند در جریان عاشورا نباید فقه را داخل کرد چون حادثه عاشورا از دایره فقه خارج است. فرمودهاند: هیچ امری از امور عالم از دایره فقه خارج نیست چطور امام حسین(عليه السلام) برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر که دو اصل از فروع دین است قیام کنند آنوقت بگوییم حادثه عاشورا ربطی به احکام فقهی ندارد. چطور میتوان گفت این حادثه جدای از فقه است با این که اساس آن مبارزه با ظلم و فساد بوده است که یکی از مسائل مسلم در فقه است.
آیا مگر امام حسین(عليه السلام) نفرمود: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِى أُمَّةِ جَدِّي»(1) و آیا طلب اصلاح غیر از دستورات پیامبر و همان حلال و حرام است که پیامبر فرمود؟
1. بحار الانوار، ج 44، ص 329.
-
۱۶۹
سوال: وظیفه مردم در برابر تحریفات یا بیان مقاتل ساختگی و دون شأن معصوم چیست؟
جواب: مردم عزیز باید توجه کنند که از سخنرانان معتبر، یعنی کسانی که اطلاعات صحیح و دقیق و کامل دینی دارند استفاده کنند و همینطور از ذاکرینی استفاده کنند که اشعار دقیق و مصائب صحیح را به کار میگیرند.
چطور مردم برای معالجه یک کسالت جزئی در مورد دکتر متخصص تحقیق مینمایند، پس باید برای تغذیه روحی و تهذیب نفس و تکامل و عروج روح و فکر از کسانی استفاده کنند که اطمینان به صلاحیت آنان داشته باشند.
ما به مردم عزیز توصیه میکنیم همانطوری که پیشینیان مقید بودند و از سخنران و یا ذاکر و مداح، مستند قول او را میپرسیدند، اکنون هم از هر سخنرانی مدرک و سند مطالبه نمایند. میتوانیم بگوییم یکی از معیارهای صحیح برای تشخیص خطیب توانا از غیر آن، همین امر است، یعنی کسی که کلام خود را به صورت مستند و همراه با مدرک آن بیان میکند، این چنین شخصی قابل اعتماد است و خطیبی است توانا.
سوال: نغمهسرایی درباره مصائب اهل بیت(عليه السلام) با الحان مشکوک به غنا در مجالس عزاداری چه حکمی دارد؟
جواب: همانطوری که قبلاً گفتیم در مراسم عزاداری باید ملاکات فقهی را مدنظر قرار دهیم و هیچگاه از دایره فقه خارج نشویم. در فقه اسلام، خواندن قرآن به صورت غنا و یا همراه با
-
۱۷۰
ادوات موسیقی حرام و غیر جایز است، بلکه حرمت آن اشدّ است.
نغمهسرایان ابا عبدالله الحسین(عليه السلام) باید سعی نمایند که صوت و صدای آنان به صورت غنا نباشد که در این صورت مرتکب حرام شدهاند.
البته در موردی که شک داشته باشیم که صدایی عنوان غنا دارد یا نه، خواندن و شنیدن آن اشکالی ندارد، اما باتوجه به شأن و منزلت چنین مراسمی و این که باید سعی کنیم به صورتی برگزار شود که کاملاً مورد رضایت خداوند تبارک و تعالی باشد، باید از الحان مشکوک هم خودداری نماییم.
نکته قابل توجه آن است که ذکر حادثه عاشورا حتی به صورت عادی و بدون این که تکیه بر صوت داشته باشد خود جانگداز است. مردم عزیزی که تا نام امام حسین(عليه السلام) را میشنوند آن حادثه را تصویر میکنند و از خود بیخود میشوند دیگر نیازی نیست که از صداهای مشکوک برای تحریک آنان استفاده کرد.
سوال: بهترین صورت عزاداری برای اهل بیت(عليه السلام) به ویژه برای مصائب امام حسین(عليه السلام) و خاندانش باتوجه به سنت ائمه معصومین(عليه السلام) در این زمینه چیست؟
جواب: همانطوری که بزرگان ما فرمودهاند، عزاداری باید به همان نحو سنتی باشد. در این شیوه تکیه اساسی بر بیان زندگی ائمه معصومین و بیان دستورات آنان و اهمیت دادن آنان به دین و احکام دین بوده است. عزاداری در صورتی چهره واقعی خود را پیدا میکند که عزادار و سوگوار را متوجه اهداف اصلی حادثه عاشورا کند.
با هر یک از امور گریستن و گریاندن و سینه زدن و زنجیرزنی به بُعد خاصی از این اهداف توجه میشود. باید در این امر مهم از