-
۱۲۱
چقدر مهم است. حضرت به او جواب ندادند، بلکه به عمار خطاب کردند و فرمودند سوار شتر شو و به مردم قبائل کوفه بگو بياييد که علی میخواهد با شما حرف بزند و حق را از باطل و حلال را از حرام روشن نمايد. عمار هم رفت و طوری مردم را دعوت کرد که مردم گفتند چه خبر شده؟ لذا قیامتی از جمعیت بر پا شد و جمعیت زیادی مثل مور و ملخ آمدند.
امیرالمؤمنین بالای منبر رفته و نخست دعا فرمودند «رَحِمَ اللهُ مَنْ سَمِعَ فَوَعَى»، خداوند مورد رحمت قرار دهد هر کسی که این حرف را گوش بدهد و آنرا حفظ کرده و در فکر و ذهنش قرار بدهد. یعنی مطلب اینقدر مهم است. سپس فرمود: «اَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يَزْعُمُ أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ اللهِ لَا يَكُونُ الْإِمَامُ إِمَاماً حَتَّى يُحْيِى الْمَوْتَى أَوْ يُنْزِلَ مِنَ السَّمَاءِ مَطَراً أَوْ يَأْتِى بِمَا يُشَاكِلُ ذَلِكَ مِمَّا يَعْجِزُ عَنْهُ غَيْرُهُ»، در بین شما چه کسی فکر میکند معاویه امیرالمؤمنین است؟ معاویه میگوید امیرالمؤمنین و حجّت خدا هستم.
و حال آنکه امام کسی است که از قدرت الهى برخوردار باشد، بتواند مُرده را زنده کند. وقتی ما میگوئیم أئمه معصومين(عليه السلام) کلمه تام خدا هستند؛ یعنی تمام آن حقایقی که همه انبیاء داشتند در امام معصوم وجود دارد.
حضرت عیسی اگر میتوانست مُرده را زنده کند، ائمه ما به راحتی میتوانند. امام کسى است که بتواند از آسمان باران بباراند، چیزی که دیگران از انجام آن عاجز هستند او بتواند انجام بدهد.
بعد فرمود «وَفِيكُمْ مَنْ يَعْلَمُ أَنِّى الْآيَةُ الْبَاقِيَةُ وَالْكَلِمَةُ التَّامَّةُ وَالْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ»؛ شما میدانید من آیه باقیه و کلمه تامه و حجّت بالغه خدا هستم که هر يک از اين عبارات بحث مفصل لازم دارد.
-
۱۲۲
باید عرض کنم با آنکه سی و اندی سال از پيروزى انقلاب گذشته و همه انقلاب ما پرتویی از امامت است، اما راجع به امامت کار نکردهایم. حوزهها هم آنطور که باید و شاید کار نکردهاند. البته در متون ما مطالب خیلی زیاد است، لکن نه در رسانهها، نه در حوزهها و نه مراکز فرهنگی مطرح نشده است.
امامت محور حل مشکلات جهان اسلام
سال گذشته یکی از علمای الازهر مصر در ملاقاتی که با من داشت در مورد قضیه تکفیریها گفت به نظر شما در این شرایط راهحل چیست؟ گفتم برگشت به قضیه امامت. تنها راه حل این است که فرقههای اسلامى اعم از شيعه و سنى محور را اهلبیت و امامت قرار دهند تا همه مشکلات حل شود. شما از این محور جدا شدید و امروز این شاخ و برگ داعش و طالبان و القاعده از شما به وجود میآید، در حاليکه چنين چيزى در شیعه به وجود نیامده؟!
به هرحال اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود: «وَاللهِ لَوْ شِئْتُ لَمَدَدْتُ يَدِى هَذِهِ الْقَصِيرَةَ فِى أَرْضِكُمْ هَذِهِ الطَّوِيلَةِ وَ ضَرَبْتُ بِهَا صَدْرَ مُعَاوِيَةَ بِالشَّامِ» من اگر بخواهم این دست کوچکم را در این مسافت طولانی کوفه تا شام که محل استقرار معاویه است امتداد میدهم و به سینه معاویه زده «وَ أَجْذِبُ بِهَا مِنْ شَارِبِهِ»؛ و از صورت او تارهاى شاربش را میتوانم جدا کنم و بیاورم، سپس دست مبارکش را بلند کرد و برگرداند و در ميان آن موهاى زيادى بود که تعجب افراد را برانگيخت. بعد از مدتى خبر رسيد که در آن روز معاويه از تختش
-
۱۲۳
بيهوش فرو افتاده و وقتى به هوش مىآيد موهايى از ريش و سبيلش کنده شده بود «مَدَّ يَدَهُ وَ رَدَّهَا وَ فِيهَا شَعَرَاتٌ كَثِيرَةٌ فَتَعَجَّبُوا مِنْ ذَلِكَ ثُمَّ وَصَلَ الْخَبَرُ بَعْدَ مُدَّةٍ أَنَّ مُعَاوِيَةَ سَقَطَ مِنْ سَرِيرِهِ فِى الْيَوْمِ الَّذِى كَانَ(عليه السلام) مَدَّ يَدَهُ وَ غُشِى عَلَيْهِ ثُمَّ أَفَاقَ وَ افْتُقِدَ مِنْ شَارِبِهِ وَ لِحْيَتِهِ شَعَرَاتٌ».(1)
یک مرد شامى میآید حرفی میزند امیرالمؤمنین دستور میدهد مردم را جمع کنید و مهمترین مسئله را تبيين امامت و قدرت نمايى او قرار میدهد.
ما اگر بخواهیم مشکلات جامعه خود و بشریت را حل کنیم، اگر بخواهیم واقعاً پيشرفت کرده و به سمتی برویم که وعدههای الهی تحقق يابد و مؤمنين خلافت در زمين پيدا کنند، بايد امامت را بشناسيم و معرفى کنيم و تا «امامت» به دنیا معرفی نشود، اين مقصود حاصل نمیشود.
من گاهی اوقات به بعضی از این آقایانی که میگویند ظهور نزدیک است، و علائم ظهور فراوان شده میگویم این سؤال را جواب بده، خود مردم شیعه ایران چقدر از امامت میدانند؟ نمیتوانیم جواب دقیقی بدهیم. نباید خود را در عوالمی قرار دهيم و بگوئیم چون قضیه سوریه اینطور شده و قضیه یمن آنطور پس عالم در آستانه ظهور حرکت میکند. إن شاء الله که چنين باشد، اما مهمتر از همه آن است که بدانيم ريشه ظهور؛ در «معرفت امام» نهفته است.
اگر ما نسبت به مسأله امامت کار کردیم و یک بخش مهمی از
1. همان.
-
۱۲۴
دنیا با آن آشنا شدند، آن موقع شرایط ظهور فراهم مىشود و الا اگر امامت براى مردم حل نشود اصلاً آمادگى و زمینهای براى ظهور وجود ندارد.
نکته دیگر اینکه در يکى از فرازهاى زیارت اربعین، بحث رجعت مطرح است. مىگوييم «وَ أَشْهَدُ أَنِّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِن»، سؤال بنده اين است چه مقدار مسئله رجعت جزء امور اعتقادی و ایمانی مردم ما هست؟ اصلاً روی آن کار نشده. در روایات دیگر مىفرمايند «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا»،(1) کسی که ایمان به رجعت ما ندارد اصلاً شیعه نیست.
روی این موضوع کار نشده. الآن یک استقرائی شود، از خود شیعيان سؤال کنید که چه تعداد از شما به رجعت اعتقاد دارید؟ ما در زیارت اربعین این فراز را میخوانیم، اما اینها همه لقلقه لسان است. بیائیم در قضيه اربعین، به تبيين زیارت اربعین بپردازيم. «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلَالَة» به مردم بگويیم که هدف از پیادهروی اینست که جهل ما نسبت به حقيقت امامت کنار برود و اساساً ائمه ما برای همین آگاهى بخشى آمده بودند.
على أیّ حال به نظرم میرسد ما باید در بحث امامت خیلی جدّى کار کنیم. این بنای عظیم مسجد جمکران با این عظمت و شکوهی که امروز پیدا کرده باید طوری برنامهريزى داشته باشد که افرادی که اینجا میآیند معرفتشان نسبت به امامت بیشتر شود. دیگر دوران بنى اميه و بنى عباس گذشت که هر کسی میخواست راجع به ائمه صحبت کند میگفتند غلو میکند، اینها غلو نیست بلکه واقعیتهايى است که در متون دين ما و آيات قرآن وجود دارد.
1. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 458.
-
۱۲۵
از اشتباهات بسیار بزرگی که در ذهن ما کردهاند این است که «امامت» از فروع دین است، در حالی که امامت از اصول دین است. ما معتقدیم وقتی خدا میفرماید (وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)؛ یعنی تمام توحید، نبوت، معاد و احکام همه مرهون امامت است. چون پیامبر راجع به توحید و نبوت و معاد و فروع مطالبش را فرموده بود، اما خدا میفرماید اگر امامت نباشد همه اینها کالعدم است. لذا امامت بهعنوان يک اصل از اصول دین ماست. اصلاً این تقسیم اصول دین و اصول مذهب یک تقسیم غلطی است، امامت از اصول ماست. علت اينکه شیعه میگوید نماز بدون ولایت، قبول نیست، ریشهاش در همین آیه است، نه فقط روايتى که در کتاب کافی آمده: «بُنِى الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ تُنَادَ بِشَيْءٍ مَا نُودِى بِالْوَلَايَة»،(1) آن روايت سر جای خود محفوظ است اما ریشه قرآنى این مطلب که نماز بدون ولایت قبول نیست، اين آيه تبليغ است.
هر مقدار درجه ولایت انسان بالاتر باشد، نماز انسان مقبولتر است، جهاد، روزه، و همه واجبات هم همینطور. جوهره همه آنها به «امامت» گره خورده، پس وظيفه داريم نسبت به موضوع امامت کار کنیم.
در اینگونه جلسات و نشستها که دور هم مىنشينيم صحبت شود و راهکار ارائه دهیم که چه کنیم جامعهمان را با امامت آشناتر کنیم. إن شاء الله.
1. المحاسن، ج1، ص 286.
-
۱۲۶
بهرهبرداری صحیح از عاشورا(1)
اين ايام مصادف با حلول ماه محرمالحرام است. ظاهراً حسب نقل در همين ايام 27 و 28 ماه ذىحجه بوده که ريان بن شبيب قمى خدمت امام هشتم(عليه السلام) مىرسند. حضرت به او مىفرمايند: «يَابْنَ الشَّبِيب إِنْ کُنْتَ بَاکِياً عَلَی شَيء فَابکِ عَلَی الْحُسَيْن»؛(2) اگر مىخواهى بر کسى اشک بريزى براى جدّ ما حسين بن علي(عليه السلام) اشک بريز.
بنده به تناسب فعاليت فرهنگى شما چند روايت از حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) قرائت مىکنم. حضرت مىفرمايند: «مَا مِنْ شِيعَتِنَا إِلاّ صِديقٌ شَهِيدٌ»(3).
پيروان ابراهيم حنيف شيعيان هستند
در توضيح حديث شريف اولاً بايد گفت حسب روايات ما آن جمعيتى که بر دين ابراهيم حنيف بوده و به اسلام واقعى اعتقاد
1. تذکراتی به اعضاء هیأت جوانان و ایستگاه صلواتی حضرت سیدالشهداء(عليه السلام) (6/10/1387)
2. بحار الانوار، ج44، ص286.
3. بحار الانوار، ج64، ص53.
-
۱۲۷
دارند شيعيان هستند، ما در اين معنا هيچ ترديدى نداريم و از اين مطلب هم سر سوزنى کوتاه نخواهيم آمد. اصلاً اين مطلب قابل تنزل نيست چون در اختيار ما نيست که بخواهيم بگوييم گروههاى غيرشيعه مىتوانند بر ملت ابراهيم حنيف باشند.
روايتى از امام حسين(عليه السلام) در تفسير عياشى آمده که حضرت فرمودند: « مَا أَحَدٌ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا نَحْنُ وَ شِيعَتُنَا وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْهَا بُرَآء»(1). دينى که ابراهيم، بنيانگذار توحيد و اسلام واقعى، آورد و با خاتميت پيامبر اسلام تکميل شد فقط در اختيار شيعه است و گروههاى ديگر بهرهاى از اين حقيقت ندارند. در روايت براى آنکه کسى خيال نکند که ممکن است ديگران بهرهاى از آن داشته باشند، حضرت مىفرمايند ساير مردم و گروهها از اين دين برى و دور هستند.
اکنون ما در يک شرايط بسيار حساس تاريخى قرار گرفتهايم، بهخوبى مىدانيد که اين انقلاب بر پايه مبانى اعتقادى مکتب اهلبيت(عليهم السلام) شکل گرفته است. کسانىکه قائل به وجوب اطاعت از هر سلطانى هستند چه عادل باشد چه غيرعادل هرگز نمىتوانند بگويند در شکلگيرى انقلاب اسلامى نقش اساسى فکرى و ايدئولوژيک داشتهاند.
انقلاب اسلامی نشأتگرفته از قیام امام حسین(عليه السلام)
اين انقلاب بر اساس مبانى فکرى که امام امت و بزرگان ما از اهلبيت(عليهم السلام) و از نهضت امام حسين(عليه السلام) گرفتهاند پايهريزى شده و در ادامه آن نيز در پرتو عاشورا ما توانستهايم آن را پيش ببريم.
1. تفسير العياشي، ج1، ص388.
-
۱۲۸
هشت سال جنگ و دفاع مقدس در پرتو عاشورا پيروز شد و الا اگر قضيه عاشورا نبود يک ساعت نيز نمىشد مقاومت کرد. اکنون نيز تمام توطئههاى نظامى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى و مفاسد اخلاقى را با الهام از عاشوراى حسينى مىتوان خنثى کرد.
تلاش دشمن در ایجاد فاصله بین جوانان و آموزههای عاشورا
به همين جهت امروز تنها پروندهاى که روى ميز سياسى دشمن براى مقابله با اين نظام اسلامى قرار دارد، تهى کردن مردم و جوانان اين کشور از اعتقادات اصيل خود و دور ساختن آنها از آموزههاى عاشورايى است. اخيراً شنيديد که در تهران حدود چهارصد گروه شيطانپرست را دستگير کردهاند. اين چهارصد گروه در کجا و در کدام محلههاى تهران شکل گرفتهاند؟ کلاسهايى تحت عنوان روانشناسى يا کلاسهاى ورزشى با عناوين خاص تشکيل داده و اساتيدى را که در آمريکا و اسرائيل دوره ديدهاند بهعنوان استاد و مربى در قالب رنگ و لعاب مسائل عرفانى مىآورند و به افراد القاء مىکنند که تو خود خداى خودت هستى، حرفهاى ديگران را رها کن، براى چه نماز مىخوانى و... .
دشمن بهخوبى متوجه شده است براى آنکه انقلاب و اسلام را از ما بگيرد بايد جوهره اصلى اسلام که اهلبيت(عليهم السلام) است از بين برود و قداست آن بزرگواران و ابهت و عظمت آنان را در ميان جامعه بشکند و راههاى متعددى نيز براى اين منظور خود پيدا کردهاند.
حال ما بايد از عاشورا درست بهرهبردارى کنيم، اين سرمايه عظيم و نور خاموش ناشدنى است که حضرت ابا عبدالله
-
۱۲۹
الحسين(عليه السلام) در اختيار ما قرار داده است. دشمن نيز متوجه اين نکته شده است و از طرق مختلف مىخواهند اين سرمايه تمام نشدنى را از ما بگيرند. يک وقت اصل عزادارى را زير سؤال مىبرند، در زمان طاغوت اين حرف را مىزدند که اين عزادارىها و سر و سينه زدنها براى چيست؟ يک کسى 1400 سال پيش با زن و بچهاش رفت کربلا و کشته شد، حالا چرا ما بياييم عزادارى کنيم؟ يا آنکه اين مجالس روضهخوانى براى چيست؟ در قالب ارائه طرح نو يکى از مسؤولين هنرى کشور در يکى از روزنامهها گفته بود: بجاى آنکه پول بدهيم به منبرى يا مداح که روضهخوانى و مداحى کند بهتر است آن پول را صرف تئاتر بکنيم. اینها حرفهاى جاهلانهاى است که زده شده و فکر مىکنند تأثير تئاتر بيشتر از تأثير منبر است، چون از نفوذ معنوى منبر و مرثيهسرايى خبر ندارند.
عزاداریها به سبک سنتی خود برگزار شود
در اوايل انقلاب نيز چنين افکارى مطرح شد که ما حالا انقلاب کردهايم و بايد بعضى از مظاهر تحجر را کنار بگذاريم. امام خمينى (رضوان الله تعالى عليه) شديداً به مقابله برخاسته و فرمودند: عزادارى بايد به همان نحو سنتى خود انجام شود، و بالاتر از آن فرمودند: اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. اين جملات عميق و ريشهدار امام(ره) امروز بايد مدّ نظر همه ما باشد، عزادارى به همان نحو سنتى خود با گريه کردن، سينهزدن، بيرون آمدن دستهجات بايد انجام شود.
راه ديگرى که دشمن براى مقابله با نفوذ فرهنگ عاشورا اتخاذ
-
۱۳۰
کرده است، انحراف در مسير عزادارى و وارد کردن خرافات در اشعار و حتى در منبرهاست. از اينرو رهبر معظم انقلاب و مراجع بزرگوار تقليد و بزرگان و دلسوزان و اهل فهم، آنهايى که چشمان تيزبين داشته و مراقب توطئههاى دشمن هستند هشدار مىدهند که مراقبت کنيد، نگذاريد اين حقيقت ارزنده، شفاف و نورانى عزادارى حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) را با خرافات از مسير اصلى خود منحرف سازند.
شما عزيزان که بحمدالله در عرصه فرهنگى فعال هستيد تلاش کنيد مانع نفوذ دشمن در افکار جوانان شويد. الآن وهابيت در سراسر دنيا بهشدت تبليغ مىکند و شبهات زيادى را القاء مىنمايد. شما مىتوانيد از اين مجالس عزادارى استفاده کنيد. پيشنهاد مىکنم از جوانان بخواهيد هرکس شبهه و سؤالى در ذهن دارد آن را مطرح کند و شما نيز پاسخ آن را آماده کرده و ارائه نماييد، اين کار ثواب عظيمى دارد.
فضیلت و ارزش کار فرهنگی
در رابطه با اهميت، ارزش و فضيلت کار فرهنگى اين حديث نورانى از امام حسين(عليه السلام) وارد شده است. حضرت از يکى از اصحابشان مىپرسند: از بين اين دو نفر کداميک نزد تو محبوبتر هستند؟ کسىکه جان شيعه ضعيفى را از چنگ دشمن که قصد قتل او را کرده نجات مىدهد يا آن کسى که جوان ضعيف الفکرى را از دام شبهات گمراهکننده يک فرد ناصبى که عداوت با اهلبيت دارد نجات دهد و با برهان و استدلال شبهه او را جواب داده و او را از انحراف دور مىسازد؟ آنگاه امام مىفرمايند: «فَضْلُ كَافِلِ يَتِيمِ آلِ