-
۱۱۱
زوّارى باشد که در کربلا حضور يافتهاند. چون در بعضی از روایات کلمه من منزله را دارد، نظير «مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي(عليه السلام) إِنْ كَانَ مَاشِياً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَة»،(1) منزل در اینجا یعنی از وطن خودش و جایی که در آن زندگی میکند نه در مکانى که در کربلا استقرار پیدا کرده است. در همین باب استحباب مشی روایات فراوانی وجود دارد.
اخيراً بعضی افراد جاهل که اطلاع از روايات ندارند، و روشنفکر بازى درمىآورند میگویند اين چه بساطی است که در اين ايّام همه راه افتاده و مردم را برای پیادهروی تشويق مىکنند. بعضی هم پا را فراتر گذارده و میگویند اين یک چیز جدید است که تازگى به راه انداختهاند. در حالى که در روایات ما تعبير ماشياً يعنى ترغیب به زيارت با پاى پياده فراوان است. عکسهایی از صد سال پیش وجود دارد که افراد با پاى پياده از نجف به کربلا میرفتند، قبلش هم حتماً بوده و ما اطلاع نداریم، چون از زمان خود ائمه معصومین(عليهم السلام)، پیروان ائمه به این روایات عمل میکردند و شاید مقیّدتر از ما در عمل به این روایات بودهاند.
حضرت مىفرمايد کسی که ماشیاً میرود «كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَة»، در ازاء هر قدم يک حسنه به او داده مىشود و یک سیئه از او پاک مىگردد. «حَتَّى إِذَا صَارَ فِى الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْمُصْلِحِين» وقتی به حائر امام حسین میرسد خدا مهر صالحین را بر وى میزند و وقتی حضرت را زیارت کرد «كَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْفَائِزِين»
1. وسائل الشيعة، ج14، ص 439.
-
۱۱۲
خدا نام او را جزو رستگاران مىنويسد. « حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّه(صلى الله عليه وآله) يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى»(1) هنگامى هم که قصد بازگشت کند فرشتهاى به سويش آيد و گويد رسولخدا به تو سلام مىرساند و مىفرمايد اعمال خود را از نو آغاز کن که پروردگار گناهان گذشتهات را بخشيد.
روایات مشى و پيادهروى فراوان است و تعابیر بسیار خوبی هم دارد. اگر یک محققی فقيهانه در این تعابیر تأمل کند نکات بسیار خوبی را از آن استفاده میکند. همچنین نسبت به خصوص روز اربعین باز تأکيد استحباب زیارت امام حسین بيشتر است. یعنی زیارت امام حسین(عليه السلام) فی نفسه در همه اوقات و زمانها استحباب مؤکد دارد، به اربعین که میرسد باز این استحباب مؤکد تأکيدش بيشتر میشود.
در مورد عبارت زيارت اربعين در روایت معروف از امام عسکری(عليه السلام) که مىفرمايد: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ و...»(2) یک احتمال خواندن زیارت اربعین است که انصافاً خود فرازهای زیارت اربعین نياز به بحث فراوان دارد تا انسان راجع به تکتک آن فرازها صحبت کند ولی ظاهر روایت و احتمال قوى مىرساند مراد از زيارت اربعين، رفتن به کربلا و زیارت در روز اربعین است و شاهدش هم روایاتی است که در همین زمینه آمده.
1. همان.
2. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج2، ص 788.
-
۱۱۳
انگيزه زيارت اظهار محبت به رسولخدا(صلى الله عليه وآله) و أميرالمؤمنين(عليه السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام) باشد
یکی از نکات در استحباب زیارت امام حسین(عليه السلام) اینست که تأکید شده اين زيارت را از روى حبّ به رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، امير المؤمنين(عليه السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام) انجام دهيد. این عجیب است که چه سرّی در این مطلب وجود دارد. انسان وقتی میخواهد امام حسين(عليه السلام) را زیارت کند حبّاً لرسول الله و أمیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(عليهم السلام) باشد. همچنان که امام صادق(عليه السلام) میفرماید: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيْنَ زُوَّارُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ» روز قيامت ندا مىشود زائرين حسين(عليه السلام) کجا هستند؟ ببینید این چه عنوان عجیبی است که در روز قيامت خود زائر امام حسين بودن موضوعیت دارد مثل أین الرجبیون. «فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ لَا يُحْصِيهِمْ إِلَّا اللهُ تَعَالَى فَيَقُولُ لَهُمْ مَا أَرَدْتُمْ بِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ(عليه السلام)»؛ عده بسيار زيادى بر مىخيزند از آنها سؤال مىشود شما از زیارت امام حسین چه چیز اراده کردید؟
گاهی اوقات قصد ما از زیارت اين است که دو رکعت نماز در حائر بخوانیم و حاجت خود را گرفته و گرفتاریها را حل کنیم، اینها درست اما آنچه که مهم است اینست که انسان همانطور که گاهی(بلا تشبیه) به فرزند يک بزرگى اظهار ارادت مىکند تا به آن بزرگ بگوید من به شما علاقه دارم، در این روایات هم اینچنین آمده. «فَيَقُولُونَ يَا رَبِّ أَتَيْنَاهُ حُبّاً لِرَسُولِ اللهِ وَ حُبّاً لِعَلِى وَ فَاطِمَةَ وَ رَحْمَةً لَهُ مِمَّا ارْتُكِبَ مِنْهُ»، وقتی روز قیامت از زوار امام حسین(عليه السلام) سؤال میشود شما به چه قصدی به زیارت امام حسین رفتید؟ میگویند بخاطر محبت رسول الله، فاطمه و علی، خطاب مىآيد:
-
۱۱۴
«فَيُقَالُ لَهُمْ هَذَا مُحَمَّدٌ وَ عَلِى وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَالْحَقُوا بِهِمْ فَأَنْتُمْ مَعَهُمْ فِى دَرَجَتِهِمْ الْحَقُوا بِلِوَاءِ رَسُولِ اللهِ فَيَنْطَلِقُونَ إِلَى لِوَاءِ رَسُولِ اللهِ فَيَكُونُونَ فِى ظِلِّهِ وَ اللِّوَاءُ فِى يَدِ عَلِيٍّ(عليه السلام) حَتَّى يدخلون الْجَنَّةَ جَمِيعاً»(1). اینها خمسه طيبه هستند ملحق به آنها شويد. شما با آنها و در درجهشان هستيد. برويد تحت لواء رسول الله قرار گیرید که در دست اميرالمؤمنين است تا همگى وارد بهشت شويد.
زيارت امام حسين(عليه السلام) و وجهه اجتماعى شيعه
از این عبارات چند مطلب استفاده مىشود: اولین نکته این است که انسان به خوبی میفهمد که این استحباب و این ترغیب و تشویق براى یک امر شخصی و فردى نيست، بهطورى که ائمه ما برای اینکه اشخاص به ثواب برسند، برای آنها مثل نافلههاى نماز باب ثوابی را باز کنند و بگويند نوافل موجب میشود که کسی که نافله ظهر و عصر و مغرب و عشاء را بخواند به فلان ثواب برسد خواه ديگرى بخواند يا نخواند، یا ثوابهای ديگرى که موضوعش افراد و اشخاص است، ولی انصاف اینست با تأمل در این روایات مىيابيم ائمه(عليهم السلام) میخواهند شکوه شیعه و عظمت اهلبیت(عليهم السلام) با محوریت قبر امام حسین(عليه السلام) محقق شود، اینکه در این روایات آمده زنها هم بروند، چه بسا از بعضی روایات دیگر استفاده شود بچهها هم که از دایره تکلیف خارجاند بروند، دلیل بر این است که مسئله استحباب زیارت امام حسین یک امر شخصی نیست بلکه وجهه اجتماعی شیعه و اهلبیت(عليهم السلام) است، اینکه مىفرمايد امام حسین را زیارت
1. كامل الزيارات، النص، ص 141.
-
۱۱۵
کنید « حُبّاً لِرَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) وَحُبّاً لِفَاطِمَة »، برای اين است که همانند آیه تطهیر (إِنَّما يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْت) محوریت اهل بيت(عليهم السلام) مشخص باشد.
بنابراين فقط بحث استحباب شخصی مطرح نیست بلکه يک مسئله اجتماعی است لذا بايد هر چه باشکوهتر برگزار شده و گروهها، محافل، اشخاص و جمعیتها ترغيب به اين زيارت شوند. چنين زيارتى مطلوب ائمه معصومین(عليهم السلام) است، پس کسی خرده نگيرد که تشویق و ترغیب براى چيست؟ یک عده به زیارت میروند و برمیگردند، نه! امروز ما به خوبی مشاهده مىکنيم که این پيادهروى اربعين در چند ساله اخیر چه عظمتی برای شیعه و اهلبیت(عليهم السلام) در جهان ایجاد کرده است.
غلبه بعد سياسى زيارت امام حسين(عليه السلام) بر بُعد عبادى آن
نکته دوم که به نکته اول مرتبط است اینست که جنبه سیاسی بودن زیارت امام حسین(عليه السلام) بر جنبه عبادی بودنش غلبه دارد، وقتى در روایات ائمه ترغیب میکنند به زیارت امام حسین برويد تا موجب سرور رسول خدا و خشم دشمنان ما شويد، بُعد سیاسیاش اين است: همانطور که کعبه محور و قطب برای اظهار توحید و نفی شرک است، قبر مطهر امام حسین(عليه السلام) هم قطب پیوند با رسول خدا و همه اهلبیت و ائمه معصومین و محور اظهار بغض، کینه و دشمنی با دشمنان اهلبیت است. امیدواریم زائرينى که موفق به حضور در اين مراسم هستند به احسن وجه حضرت را زیارت کنند و محبت نموده به نيابت از کسانی که موفق نشدند، برای آنها هم زیارت کنند.
-
۱۱۶
استحباب نيابت در زيارت امام حسين(عليه السلام)
یکی از مستحباب استنابه برای زیارت امام حسین(عليه السلام) است، آنها که توان و قدرت و فرصت زیارت حضرت را ندارند، کسی را نایب بگیرند و به نیابت از خود یا والدین به کربلا بفرستند و این توفیق بسیار بزرگی است. در شرایط خطيرى که اسلام و تشيّع در زمان کنونی قرار دارد، این عظمتی که اکنون ايران دارد به حول قوه الهی و به برکت اهلبیت پیدا کرده است، بهطورى که رئیس جمهور یک بخش مهمى از دنیا، اینطور خاضعانه خدمت رهبر معظم انقلاب میآید تمام اینها به برکت اهلبیت(عليهم السلام) است، تمام اینها در پرتو این است که ما معتقد به امری هستيم به نام ولایت فقیه و آن را هم از روایات ائمه اطهار(عليهم السلام) گرفتهايم که فرمودند در زمان غیبت محور امور مسلمين باید ولی فقیه باشد.
امیدواریم که امسال همه زائرین از گزند دشمنان محفوظ بمانند و روز به روز بر عظمت شیعه افزوده گردد.
-
۱۱۷
اربعین ظرف معرفی امامت(1)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
موضوع اربعین چند سالی است که یک تجلی جدید از تشيع به وجود آورده و شیعه را با یک وجهه حسينى خیلی روشن به دنیا معرفی میکند، لذا باید کاملاً به این مهم پرداخته شود و از این ظرفیت بسیار بزرگ، گسترده و مؤثر استفاده شود.
محور مطالب بر مبناى متن دین است. بايد سراغ متن دین رفت و از این منظر ملاحظه کرد که اکنون دین در چه برههای از تاریخ قرار دارد و وظیفه دینداران چیست؟
در دین ما هیچ اصلی، بزرگتر و هیچ حقیقتی، محکمتر و ریشهدارتر از حقیقت امامت وجود ندارد. خدای تبارک و تعالی آغاز امامت را اینچنین به پیامبر خاتم(صلى الله عليه وآله) ابلاغ فرمود (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ)(2) و انجام آن را نيز فرمود: (هُوَ الَّذى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدينِ الْحَقِّؤ/سحشدك
1. سخنرانی در همایش نظام اربعین در حرکت به سوی جامعة آرمانی در مسجد مقدس جمکران، 13/8/1394.
2. سوره مائده، آيه 67.
-
۱۱۸
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون)؛(1) یعنی آنچه که بشر باید برای رشد خود به آن دست یابد، بهوسيله حقیقت امامت به آن میرسد. هر فرد و هر گروهی، هر جامعهای، هر امّتی که با این حقیقت ارتباط برقرار نمايد، حیات طیبه پیدا میکند و هرچه اين ارتباط بيشتر شود راه سعادت برای او بیشتر هموار میگردد و هر چه هم از آن فاصله بگیرد گرفتاریها، نابسامانیها، مشکلات، جهالتها و آلودگیهايش بیشتر خواهد شد.
تمام بحث در اين است که اکنون دین در دورهای قرار گرفته که به برکت نظام جمهوری اسلامی و مسئله ولایت فقیه ما میخواهیم امامت را به بشریت معرفی کنیم، انقلاب ما فقط یک انقلاب سیاسی نبود که يک نظام سياسى را تبدیل به نظام سياسى ديگر کند. بلکه یک انقلاب معنوی و الهی است و وجهه معنویتش هم در امامت است و ما موظف هستيم که آن را به برکت این انقلاب به دنیا معرفی کنیم.
معرفی شیعه به دنیا مهمترین دستاورد انقلاب
مرحوم آيتالله العظمى فاضل لنکراني(رضوان الله تعالی علیه) حدود بيست سال پيش میفرمود: اگر از من سؤال کنند که مهمترین دستآورد انقلاب چیست؟ مىگويم به نظر من مهمترین دستآورد انقلاب؛ معرفی شیعه به دنیا بود. وجهه دیگر اين کلام یعنی معرفی امامت، که ما بايد درصدد معرفى امامت به جهانيان باشيم.
حتى این بحث هم که ما دنبال حکومت جهانی حضرت
1. سوره توبه، آيه 33.
-
۱۱۹
حجت(عج) هستیم نه فقط برای اینست که طواغیت از بین بروند و ظلم ظلمه پايان يابد، اين یک طرف سکه است، اما جهت عمدهاش تجلی حقیقت امامت است.
به اعتقاد ما به برکت امامت همه چیز آسمان، زمین، انسان و همه موجودات تحول پيدا مىکند، این جزء عقاید ماست که تکامل علم به برکت امامت است، تکامل عقل به برکت امامت است، اینکه آسمان و زمین برکات خود را در حدّ نهایت ارائه بدهند به برکت امامت است.
مىبايست اربعین را ظرف معرفی امامت به دنیا قرار دهیم و روی این برنامهریزی، فکر و کار شود. الحمدلله تحوّل عظیمی اتفاق افتاده و هر سال هم گستردهتر از سال قبل مىشود. ميليونها نفر اعم از زن و مرد، پير و جوان و خردسال این راه طولانی را پیاده طى مىکنند تا روز اربعین به زیارت امام حسین(عليه السلام) برسند.
آیا اين حرکت بدين جهت است که در روایت امام حسن عسگري(عليه السلام) به آن اشاره شده است که: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ... وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِين»، اين جهت هست و درست هم است، اما این جریان که در اربعین سیلی از انسانها به سوی امام حسین(عليه السلام) حرکت میکند قطعاً این پیام را دارد که زیارت امام(عليه السلام) محور است، نمايانگر محوريّت اصل امامت است که هم در برگيرنده خودِ امام حسین(عليه السلام) است و هم آن کسی که میخواهد منتقم خون حضرت باشد.
بنابراين قضیه عاشورا با قضیه مهدویت کاملاً مرتبط است؛ منتقم خون امام حسین(عليه السلام) حضرت حجت(عج) است. بايد این روشن شود. پس نگوئیم از نجف تا کربلا چقدر راه است؟ هر یک متر چند قدم
-
۱۲۰
است؟ بر هر قدم چند حج و عمره مترتب است؟
آنگاه با وسائل امروزی حساب کنیم که ثواب چند حج و عمره بر زائر مترتب است. این بُعدی بسيار کوچک از این قضیه است، اگر ما موفق شويم مسئله امامت را تبيين کرده و بشريت را یک قدم به امامت نزدیک کنیم، توفیق بسيار بزرگی را کسب کردهايم.
قضیهای را مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار(1) نقل مىکند که میثم تمار میگوید همراه عدهای از شیعیان، خدمت امیرالمؤمنین(عليه السلام) نشسته بوديم. سربازی از طرف معاویه آمد و در همان جمع شروع کرد به تعریف کردن از معاویه، سپس خطاب به امیرالمؤمنین(عليه السلام) کرد و گفت: «يَا أَبَا تُرَابٍ أَنَا إِلَيْكَ رَسُولٌ جِئْتُكَ بِرِسَالَةٍ تُزَعْزِعُ لَهَا الْجِبَالُ مِنْ رَجُلٍ حَفِظَ كِتَابَ اللهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ وَ عَلِمَ عِلْمَ الْقَضَايَا وَ الْأَحْكَامَ وَ هُوَ أَبْلَغُ مِنْكَ فِى الْكَلَامِ وَ أَحَقُّ مِنْكَ بِهَذَا الْمَقَامِ فَاسْتَعِدَّ لِلْجَوَابِ وَ لَا تُزَخْرِفِ الْمَقَال»؛ من برای تو نامهای آوردهام که کوهها را تکان میدهد. از طرف مردی که کتاب خدا را از اول تا آخر حفظ کرده، علمش هم علم وسیعی است و در صحبت کردن هم از شما أبلغ و برای خلافت هم أحق از شماست. بعد به حضرت گفت جواب من را درست بگو و حرفى غیر واقعی اما با ظاهر آراسته به من نگو!
حضرت ناراحت شدند، به عمار فرمودند: «إرْكَبْ جَمَلَكَ وَ طُفْ فِى قَبَائِلِ الْكُوفَةِ وَ قُلْ لَهُمْ أَجِيبُوا عَلِيّاً لِيَعْرِفُوا الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِل وَ الْحَلَالَ وَالْحَرَامَ».
انسان وقتی با دقت اين روايت را میبیند درمىيابد موضوع
1. بحار الأنوار ج54، ص 344.