-
۸۱
سخن از بودن یا نبودن اجماع بر ماضویت صیغه نکاح، باید در باب نکاح بررسی شود.
نتیجه آنکه از این روایت نمیتوان استفاده کرد که وجود «لفظ» در نکاح موقت معتبر است و تنها دلیل بر لزوم «لفظ» تا اینجا، «ارتكاز متشرعه» است.
1-3-2- روايت دوم؛ روایت ایوب بن بُرید
محقق خوئي(قدسسره) در ادامه استدلال به روايات بر لزوم «لفظ» در عقد نکاح، به این روایت اشاره میکند:
«عَنْهُ [محمد بن يحی العطار] عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُرَيْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(عليهالسلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثٰاقاً غَلِيظاً؟ فَقَالَ الْمِيثَاقُ هُوَ الْكَلِمَةُ الَّتِي عُقِدَ بِهَا النِّكَاحُ وَأَمَّا قَوْلُهُ غَلِيظاً فَهُوَ مَاءُ الرَّجُلِ يُفْضِيهِ إِلَيْهَا».[1]
روايت در ذيل اين آيه شريفه است: «وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظا»[2] و این آیه درباره مردهایی است که میخواهند همسران خود را طلاق بدهند که باید با اخلاق خوب، ایشان را طلاق داده و درباره مهریه نیز نکاتی را یادآور شده است. آنگاه پایان آيه اشاره دارد
1. الكافي، ج5، ص560، ح19؛ عنه وسائل الشيعة، ج20، ص262، ح4 (ح25578).
2. سوره نساء، آيه21.
-
۸۲
«و أخذن منكم ميثاقا غيظا» یعنی این زنها از شما «میثاق غلیظی» گرفتند. بنابر این روایت، مراد از میثاق، همان كلمهاي است كه نكاح با آن بسته و منعقد ميشود. بدینسان در این روایت، تعبير به «هو الكلمة» دارد که بدین معناست که نکاح، «لفظ» است. اين روايت از جهت سندی، صحیح میباشد («صحيحه بريد عجلي» از امام باقر(عليهالسلام) است).[1]
1-3-2-1- دو اشکال بر استدلال به روایت
اشکال اول: ممكن است امام(عليهالسلام) با بيان «هو الکلمة»، يكي از مصاديق نكاح را بيان كرده باشد به این معنا که يكي از مصاديق نكاح، نكاح «لفظي» است.
اشکال دوم: جای تعجب است که ایشان روایت دیگری را که در ذیل همین آیه شریفه، از امام باقر(عليهالسلام) وارد شده است، دقت نکرده است که امام(عليهالسلام) فرمود: «الميثاق الغليظ هو العهد المأخوذ على الزوج حالة العقد من إمساك بمعروف أو تسريح بإحسان»[2]. در این روایت، مراد از «ميثاق غليظ»، «عهد» است و «عهد» نیز أعم از اين است كه «لفظ» باشد يا نباشد.
1. «فإنها واضحة الدلالة على اعتبار التلفّظ، و عدم كفاية مجرد الرضا الباطني، بل و إظهاره بغير اللّفظ المعين. و كيف كان، فاعتبار الصيغة في إنشاء النكاح و عدم كفاية المعاطاة مما لا خلاف فيه بينهم و لا إشكال.» موسوعة الإمام الخوئي، ج33، ص130-129.
2. مجمع البیان، ج3، ص41، ذیل آیه21 سوره نساء.
-
۸۳
بنابراین از عبارت «الكلمة» در روایت دوم نیز، نمیتوان استفاده کرد که «لفظ»، در عقد نکاح، خصوصيت و موضوعيت دارد.
خلاصه سخن آنکه قاعده اوليه، جريان معاطات در همه عقود و ايقاعات است، مگر اینکه دلیل بر خروج عقد یا ایقاع خاصی، از این قاعده باشد. در عقد نكاح، تنها دليل بر عدم جریان معاطات در نکاح، «اجماع و ارتكاز متشرعه» است، البته محقق خوئي(قدسسره) و صاحب جواهر (قدسسره) و دیگر از فقیهان، به روایاتی استدلال كردهاند، که استدلال ایشان ناتمام است.
1. جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج30، ص153.
-
۸۴
نتيجه
دیدگاه برگزیده درباره جریان معاطات در نکاح
قاعده اولیه آن است كه معاطات در همه عقود و ايقاعات، جریان دارد مگر اینکه دلیلی بر عدم جریان آن در عقدی وجود داشته باشد. دو دلیل بر این قاعده، وجود دارد؛ دلیل نخست عمومات و اطلاقات معاطات است و دلیل دوم (که مهمتر است) آنکه هیچ خصوصیتی برای «لفظ» (نه در صحت معامله و نه در لزوم آن)، وجود ندارد و این دیدگاه که میان فقیهان گذشته و برخی از متأخرين مشهور بوده (كه عقود لازم، متوقف بر لفظ است)، پذیرفتنی نیست. نتیجه این دو دلیل آن است که معاطات در هر عقد و ايقاعي جريان دارد، مگر در جايي كه دليل خاصی بر عدم جريان آن باشد.
بر اساس این قاعده، در عقد نکاح نیز باید معاطات جریان داشته باشد، اما اجماع و ارتکاز متشرعه دو دلیل مهمی است که در برابر جریان این قاعده در نکاح میایستد. بدینسان، در عقد نکاح، معاطات جریان ندارد.
-
۸۵
-
۸۶
کتابنامه
قرآن کريم، عثمان طه.
1. ابن غضائرى، ابوالحسن، احمد بن ابىعبدالله (م450ق)، رجال ابن الغضائري- كتاب الضعفاء، محقق/ مصحح: سيد محمدرضا حسينى جلالى، قم.
2. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت: دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
3. اصفهاني، حسين بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، محقق و مصحح: صفوان عدنان داودي، چاپ اول، لبنان ـ سوريه: دار العلم ـ الدار الشامية، 1412ق.
4. اصفهانى، محمد حسين كمپانى (م1361ق)، حاشية كتاب المكاسب (ط- الحديثة)، محقق/ مصحح: عباس محمد آل سباع قطيفى، أنوار الهدى، قم، چاپ اول، 1418ق.
-
۸۷
5. بحرانى، آل عصفور، يوسف بن احمد بن ابراهيم (م 1186ق)، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، محقق/ مصحح: محمد تقى ايروانى- سيد عبد الرزاق مقرم، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ اول، 1405ق.
6. بروجردى، آقا حسين طباطبايى (م 1380ق)، نهاية التقرير، مقرر: لنكرانى، محمد فاضل موحدى (م1428ق).
7. تبريزى، موسى بن جعفر (م 1307ق)، اوثق الوسائل فى شرح الرسائل(طبع قديم)، كتبى نجفى، قم، چاپ اول.
8. تنكابنى، محمد (م 1318 ش)، ايضاح الفرائد، مطبعه الاسلاميه (اخوان كتابچى)، تهران، چاپ اول، (1385ق).
9. جزرى، ابن اثير، مبارك بن محمد (606ق)، النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم- ايران، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، چاپ اول، بیتا.
10. جوهري، اسماعيل بن حماد، الصحاح- تاج اللغة و صحاح العربية، محقق/ مصحح: احمد عبد الغفور عطار، بيروت: دار العلم للملايين چاپ اول، 1410ق.
11. حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل في تحقيق الأحكام بالدلائل (ط- الحديثة)، محقق/ مصحح: محمد بهرهمند- محسن قديرى- كريم انصارى- على مرواريد، قم، مؤسسه آل البيت(عليهمالسلام)، چاپ اول، 1418ق (ملاحظات: شرح استدلالى كتاب «المختصر النافع» محقق است).
-
۸۸
12. حلّي، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسين، چاپ دوم، 1410ق.
13. حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى (م726 ه ق)، تحرير الأحكام الشرعية على مذهب الإمامية (ط- الحديثة)، محقق/ مصحح: ابراهيم بهادرى، قم، مؤسسه امام صادق(عليهالسلام)، چاپ اول، 1420ق.
14. ـــــــــــــــــــ ، مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1413ق.
15. حلّى، محقق، نجم الدين، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، محقق/ مصحح: عبد الحسين محمد على بقال، قم، مؤسسه اسماعيليان، چاپ دوم، 1408ق.
16. امام خمينى، سيد روح الله موسوى (م1409ق)، كتاب البيع، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(قدسسره)، تهران، چاپ اول، 1421ق.
-
۸۹
17. ـــــــــــــ ، تحرير الوسيلة، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول.
خوانسارى، سيد احمد بن يوسف (م 1405ق)، جامع المدارك في شرح مختصر النافع، محقق/ مصحح: علىاكبر غفارى، مؤسسه اسماعيليان، قم، چاپ دوم، 1405ق.
18. خويى، سيد ابوالقاسم موسوى (م 1413ق)، المكاسب ـ مصباح الفقاهة، مقرر: محمدعلى توحيدى.
19. ـــــــــــــــــــــــ ، موسوعة الإمام الخوئي، مؤسسة إحياء آثار الإمام الخوئي(قدسسره)، قم، چاپ اول، 1418ق.
20. ـــــــــــــــــــــــ ، دراسات في علم الأصول، مقرر: هاشمى شاهرودى، على، موسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(عليهمالسلام)، قم، چاپ اول، 1419 ق.
21. دزفولى، مرتضى بن محمد امين انصارى (م1281ق)، كتاب النكاح، كنگره جهانى بزرگداشت شيخ اعظم انصارى(قدسسره)، قم، چاپ اول، 1415ق.
22. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان فی تفسير القرآن، بيروت، دار الفکر، بیچا، 1414ق.
-
۹۰
23. طرابلسى، ابن براج، قاضى، عبد العزيز (م481ق)، المهذب، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ اول، 1406ق.
24. طريحي، فخر الدين، مجمع البحرين، محقق و مصحح: سيد احمد حسيني، تهران: كتابفروشي مرتضوي، چاپ سوم، 1416ق.
25. طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن (م 460ق)، الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ اول، 1390ق.
26. ـــــــــــــــــــ ، تهذيب الأحكام، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
27. ــــــــــــــــــ ، رجال الشيخ الطوسي- الأبواب، محقق/ مصحح: جواد قيومى اصفهانى، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ سوم، 1427ق.
28. ــــــــــــــــــ ، المبسوط في فقه الإمامية، محقق/ مصحح: سيد محمد تقی كشفی، تهران: المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، چاپ سوم، 1387ق.
29. ـــــــــــــــــــــــ ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، دار الكتاب العربي، بيروت- لبنان، چاپ دوم، 1400ق.
30. عاملى، جمال الدين، حسن بن زين الدين (م1011ق)، معالم الدين و ملاذ المجتهدين (قسم الفقه)، محقق/ مصحح: سيد منذر حكيم، مؤسسة الفقه للطباعة و النشر، قم، چاپ اول، 1418ق.